 مراجعه فرمايند.

احترام فرزندان فاطمه

چنانچه در فصل دوم به طور تفصيل بحث كرديم خداوند احترام و محبت اهل بيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را واجب ساخته و مردم را به مراعات آن مكلف نموده است. و شكى نيست كه فرزندان فاطمه، فرزندان پيامبر و اهل بيت او محسوب مى گردند. [در اين فصل نيز در اين باره بحث خواهيم كرد.] لذا پيامبر گرامى اسلام در مورد احترام اين عزيزان مى فرمايند:

انا شافع يوم القيامه لاربعه اصناف: رجل نصر ذريتى و رجل بذل ماله لذريتى عند الضيق، و رجل احب ذريتى باللسان و القلب، و رجل سعى فى حوائج ذريتى. [و سائل الشيعه، ج 11، ص 556، ح 2.] من در پيشگاه خدا به چهار دسته شفاعت خواهم كرد:

1- به كسانى كه فرزندانم را به هر نحوى كمك كنند.

2- به اشخاصى كه در مقام نياز به كمك مالى آنان بشتابند.

3- افرادى كه با دل و زبان فرزندانم را دوست بدارند.

4- مردانى كه در رفع حاجت آنان تلاش نمايند. و در يك حديث ديگر كه شبيه اين روايت است، در بند اول آن مى فرمايند:

«كسانى كه به فرزندان من بعد از من احترام كنند.» (المكرم لذريتى من بعدى...) [و سائل الشيعه، ج 11، ص 556، ح 2.، ح 6.] اين حديثها مى رساند كه احترام فرزندان فاطمه عليهاالسلام باعث خشنودى و رضايت خاطر رسول خدا گرديده و در نتيجه شفاعت آن حضرت را به دنبال خواهد داشت و بالعكس ظلم و ستم و هرگونه بى احترامى به آنان، موجب خشم خدا و پيامبر و سرانجام گرفتارى به قهر خدا خواهد گرديد.

چنانچه در حديثى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پس از شمردن كيفر ستمگران زهرا آنگاه، در مورد ستم به فرزندان و شيعيان آن حضرت مى فرمايند: .

.. ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها. [فرايد السمطين، ج 2، ص 67، ش 391.]؛ واى از كيفر شديد كسانى كه به فرزندان و شيعيان فاطمه عليهاالسلام ستم كنند.» و بالاخره در يك فرازى از سخنان آن حضرت در اين باره آمده است:

ان فاطمه احصنت فرجها فحرمها اللَّه و ذريتها على النار. [كنزالعمال، ج 12، ص 108، ش 34220- فرايد، ج 2، ص 65، ش 389- عوالم، ج 11، ص 195.] فاطمه عليهاالسلام خود را از گناه و آلودگى مصون داشت و متقابلا خداوند نيز او و فرزندانش را بر آتش جهنم حرام ساخت.

اين حديث ضمن اينكه اشعار دارد كه قوانين الهى و كيفر و پاداش اخروى بر مبناى عمل استوار است و فاطمه ى زهرا از طريق مصونيت و عصمت به كمالات عاليه رسيده است، در عين حال احترام خداوندى بر فرزندان فاطمه عليهاالسلام را نيز در بردارد.

سوء استفاده از نسب فاطمه

اگر چه اكثر فرزندان حضرت فاطمه عليهاالسلام طبق قانون وراثت، انسانهاى شريف و بزرگوار و خدمتگزارند و در ميدان علم و عمل به كمالات عالى نائل مى گردند و تاريخ پرافتخار شيعه نشان مى دهد كه اين عزيزان پرچم زعامت و رهبرى و مرجعيت را در اعصارى در اختيار داشته و دارند، ولى در برابر آنان ساداتى كه در اثر تاثر از محيط و دوستان و همنشينان نامناسب ره به بيراه رفته و نام و قداست فرزندى فاطمه عليهاالسلام را در اذهان عموم مخدوش ساخته اند كم نيستند.در اينجا اين سوال پيش مى آيد كه: آيا آن دسته سادات و فرزندان فاطمه كه مسير انحراف و فساد و بدمستى را بر مسير اجداد طاهرينشان بگمارند، در اين صورت آنان نيز كيفر و آتش جهنم نخواهند ديد؟!

اگر جواب مثبت باشد و چنين تفكر غلط بر جامعه حاكم گردد كه اين گونه افراد منحرف با سادات پاك سرشت و پرهيزگار در پيشگاه خدا تفاوتى ندارند، عدل الهى و صراحت صدها آيه ى قرآنى و احاديث اهل بيت عليهم السلام را ناديده گرفته ايم، زيرا قرآن و سنت و سيره، همگى حاكى از تقدم پرهيزگاران و پاداش اهل عمل و كيفر و عذاب منحرفان است و سيد و غير سيد و عرب و عجم و... تفاوتى ندارند.

قرآن مجيد هر كسى را با عملش مى سنجند، (لنا اعمالنا و لكم اعمالكم [بقره/ 139.]) و هر شخصى را در گرو اعمالشان مى شناسد. (كل امر بما كسب رهين. [طور/ 21.] كل نفس بما كسبت رهينه [مدثر/ 38.]) و به زن و مرد و صاحب هر نژادى پاداش يكسان عطا مى كند. (من عمل صالحا من ذكر او انثى... [غافر/ 40.]) و متخلفان را عادلانه به كيفر مى رساند و هيچ تبعيض و روابط موهوم در ميان نخواهد بود. (من يعمل سوا يجزبه و لايجد له من دون اللَّه وليا و لانصيرا [نسا/ 123.]) و فقط اصل اساسى در پيشگاه خدا بر مبناى تقوا استوار است. (ان اكرمكم عنداللَّه اتقيكم [حجرات/ 13.]) و هيچ گونه قوم و خويشى با پيامبران بدون عمل صالح كارساز نخواهد بود و در اين رابطه، پسر پيامبر الواالعزم از صف بندگان الهى رانده مى شود و ارتباط او با پدرش منفصل مى گردد (يا نوح انه ليس من اهلك، انه عمل غير صالح [هود/ 46.]) و عموى پيامبر خدا مورد نفرين و لعنت پروردگار عالم قرار مى گيرد. (تبت يدا ابى لهب و تب... [مسد/ 1.]) آرى هر چه انسان به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و فاطمه عليهاالسلام و شخصيتهاى الهى نزديكتر باشد، به همان نسبت تكليف و مسووليتش سنگين تر خواهد بود و بر همين اساس پروردگار عالم بر زنان پيامبر هشدار داده و مى فرمايد: اگر شما خلافى را مرتكب شويد، دو كيفر خواهيد ديد، يكى در سزاى اعمال، ديگرى به جهت اينكه دامن رسول خدا را لكه دار كرده ايد. (يا نسا النبى من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف ها العذاب ضعفين... [احزاب/ 30).] يادآورى اين نكته ضرورى است، كه آيات قرآن مجيد در هر مورد نازل شود و شان نزول آن هر چه باشد، در تكليف و دستورات آن، همگان يكسانند. بنابراين از اين آيات نتيجه مى گيريم كه سادات و فرزندان صالح حضرت فاطمه بسيار گرامى بوده، ولى آن دسته افرادى كه از نسبت و نسب خود سوء استفاده كنند، مثل ساير مردم در پيشگاه خدا كيفر خواهند ديد.

هشدار پيامبر به بنى هاشم در كوه صفا

از امام صادق و امام باقر عليهماالسلام در دو حديث جداگانه آمده است:

لما فتح رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله مكه قام على الصفا فقال: يا بنى هاشم! يا بنى عبدالمطلب! انى رسول اللَّه اليكم، و انى شفيق عليكم و ان لى عملى و لى رجل منكم عمله، لاتقولوا: ان محمدا منا و سندخل مدخله، فلاو اللَّه ما اوليائى منكم و لامن غيركم الا الممتقون. الا فلا اعرفكم تاتونى يوم القيامه تحملون الدنيا على رقابكم و ياتى الناس، يحملون الاخره، الا و انى قد اعذرت اليكم فيما بينى و بينكم، و ان لى عملى و لكم عملكم. [سفينه البحار، ج 2، ص 670- كافى، ج 8، ص 182، ح 205.] رسول خدا پس از تسلط بر شهر مكه خويشاوندان خويش را از بنى هاشم و بنى عبدالمطلب در كوه صفا جمع كرد و خطاب به آنان فرمود: من پيامبر خدا هستم در ميان شما و به شما دلسوزم و از روى دلسوزى مى گويم كه عمل من براى خودم و عمل شما براى خودتان خواهد بود. چنين تصور (غلط) نكنيد كه بگوييد: محمد از ما است و ما هم با او خواهيم بود. سوگند به خدا من از شما جز پرهيزگاران را نمى گزينم، و چنانچه در فرداى قيامت شماها با گناه و ديگران با عمل صالح بيايند، اصلا شماها را نخواهم شناخت. بدانيد كه من با اين سخنان اتمام حجت نموده و گفتنيها را گفتم. من در گرو اعمالم و شما نيز در گرو اعمالتان خواهيد بود.

چنانچه توجه مى فرماي