يد اين حديث، تمام خيالهاى خام برخى تصورات غلط را مردود مى شناسد و سادات و بنى هاشم و بنى عبدالمطلب را در صورتى كه عمل صالح نداشته باشند، نفى مى كند و ارتباط و پيوند قرابتى را منفصل مى داند.

در اين رابطه حضرت امام سجاد عليه السلام مى فرمايند: راى نيكوكاران بنى هاشم دو پاداش و گناهكارانشان نيز دو كيفر و عذاب خواهند نمود. (لمحسننا كفلان من الاجر و لمسيئنا ضعفان من العذاب) [عوالم، ج 11، ص 551 - بحارالانوار، ج 43، ص 230، ح 2.] و در دو حديث جداگانه از امام صادق و امام رضا عليهاالسلام سوال نمودند: اينكه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده اند: «آتش بر فرزندان فاطمه عليهاالسلام حرام است» [اين حديث در همين فصل گذشت.] چگونه است؟حضرات در جواب فرمودند: مراد از اين حديث فرزندان بلاواسطه فاطمه اند و آنان حسن و حسن و زينب و ام كلثوم عليهم السلام مى باشند. (نعم عنى بذلك الحسن و الحسين و زينب و ام كلثوم. المعتقون من النار هم ولد بطنها...) [عوالم، ج 11، ص 550- بحارالانوار، ج 43، ص 231، ح 3 و 4.] خوانندگان عزيز توجه مى فرمايند كه غير از فرزندان بلاواسطه فاطمه، كه آن هم فرزندان بى نظير و پرهيزگارترين افرادند، بقيه سادات با ديگران تفاوتى ندارند و هر كس به سزاى اعمالش خواهد رسيد.

تفكرات موهوم زيد النار

در زمان ولايتعهدى حضرت امام رضا عليه السلام، برادرش زيد در مدينه بر ضد خليفه ى عباسى (مامون) قيام كرده و عده اى را كشته و خانه هايى را به آتش كشيده و جمعى را به اسارت گرفت و به زيدالنار موسوم شد. مامون سپاهى را به آن شهر اعزام نموده و سرانجام زيد را شكست داده و دستگير نمودند.

محاكمه زيد به امام رضا واگذار شد، حضرت او را شديدا توبيخ كرده و فرمود: اى زيد! حديث معروف پيامبر خدا كه «فرزندان فاطمه عليهاالسلام در آتش نمى سوزند» تو را فريب ندهد، اين حديث مخصوص حسن و حسين عليهم السلام و فرزندان بلاواسطه فاطمه عليهاالسلام است اگر بنا باشد كه موسى بن جعفر عليه السلام با عمل صالح به بهشت رود و تو با گناه، نتيجه اش اين است كه فضيلت تو از پدر معصومت بيشتر باشد. اين را بدان كه تو آن وقت از ما اهل بيت هستى كه مطيع خدا باشى و چنانچه چنين نباشى از ما نيستى. [بحارالانوار، ج 49، ص 216 تا 218 ح 1 و 2 و 3 و ج 43، ص 230- عوالم، ج 11، ص 550. ان كنت ترى انك تعصى اللَّه و تدخل الجنه! و موسى بن جعفر اطاع اللَّه و دخل الجنه، فانت اذا اكرم على اللَّه من موسى بن جعفر؟ فبئس مازعمت...] چنانچه در اين حديث آمده است، زيد به نسبت خود افتخار مى كرد (يقول نحن نحن و يفتخر عليهم) و چنين تصور مى نمود كه او با داشتن خلاف باز هم اهل بهشت است، و امام رضا اين تو هم غلط را محكوم نموده و صريحا فرمود: با اين ويژگى اهل بهشت نيستى، حتى پيوند ارتباطى زيد را به اطاعت خدا و عمل صالح مشروط كرد. بنابراين آن گروه افرادى كه خود را به فاطمه عليهاالسلام نسبت مى دهند و در عمل، خلاف آن حركت مى كنند، بدون ترديد مثل ساير مردم كيفر و عذاب متناسب خواهند ديد.

آيا فرزندان فاطمه فرزندان پيامبرند؟

در ميان مردم رسم اين است كه فرزندان را به پدر نسبت مى دهند و با فاميل و شهرت او نامگذارى مى نمايند، در اين صورت چگونه فرزندان فاطمه عليهاالسلام را به رسول خدا نسبت مى دهند، در حالى كه آنان از طريق فاطمه (دختر، نه پسر) به او منسوبند؟!

در حديثى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله عالى قدر اسلام خود به چنين رسوم عرفى اشاره نموده و مى فرمايند:

كل بنى آدم ينتمون الى عصبتهم، الا ولد فاطمه فانى انا ابوهم و عصبتهم. [كنزالعمال، ج 12، ص 98، ش 34168- فرائد، ج 2، ص 69، ش 393- بحار، ج 43، ص 228.] تمام انسانها به پدر نسبت داده مى شوند، جز فرزندان فاطمه عليها السلام كه من پدر آنان مى باشم.

در حديث ديگرى، اين حديث با مختصر تفاوتى كل بنى ام آمده است يعنى فرزندان هر مادرى به پدر فرزندان نسبت داده مى شوند...

قطع نظر از اين حديث شريف و نظائر آن، كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خود را پدر فرزندان فاطمه عليهاالسلام خوانده است و اين خود افتخارى بر اين عزيزان مى باشد، در قرآن مجيد نيز، نسب، از طريق دختر براى جد مادرى داده شده است. از آن جمله در سوره ى انعام آيه ى 83 تا 86 هنگامى كه فرزندان ابراهيم را ذكر مى كند، از حضرت عيسى عليه السلام نيز ذكرى به ميان مى آورد. (و وهبنا له اسحق و يعقوب... و عيسى...) در حالى كه مى دانيم ارتباط و نسب عيسى به ابراهيم خليل تنها از طريق مادر است...

در تاريخ اسلام آمده است؛ برخى از خلفاى ستمگر كه دشمنان اهل بيت بودند، از گفتن يابن رسول اللَّه! به آنان ناراحت مى شدند و لذا گاهى به مقام محاجه و استيضاح برمى آمدند، از جمله ى آنان هارون الرشيد با امام موسى بن جعفر و حجاج بن يوسف با سعيدبن جبير و شعبى بود، كه خواستار اثبات اين مطلب شدند و حجاج سعيد بن جبير را تهديد به قتل كرد و او را به زنجير كشيد، ولى آنان به اين آيات استدلال نموده و بيدادگران را محكوم نمودند. [تفسير نمونه، ج 5، ص 328- عوالم، ج 11، ص 541- بحارالانوار، ج 43، ص 228.] از مجموع اين آيات و حديث شريف پيامبر صلى اللَّه عليه و آله استفاده مى كنيم كه نسب از طرف دختر و پسر هر دو صحيح است و اينكه انسان فقط از طرف پسر ارتباطش محفوظ است يك رسم جاهلى است و اسلام بر آن خط بطلان كشده است. بنابراين فرزندان حضرت زهرا عليهاالسلام، فرزندان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز مى باشند.اشك پدر بر سرنوشت دختر

رسول اللّه (ص) از مسجد به منزل آمد. بر اثر حركت نابهنگام حضرت، براى حضور در مسجد، بيمارى ايشان شدت يافت. از آن روز به بعد، رفت و آمد مسلمانان به داخل منزل پيغمبر (ص) زياد شد. دنياى اسلام، خود را در آستانه ى يتيمى مى ديد. كسب و كار و مشاغل اجتماعى مدينه، بصورت نيمه تعطيل درآمده بود. دشمنان اسلام هم، در شادى فوق العاده اى بسر مى بردند. همه جا، گفتگو از بيمارى پيغمبر (ص) بود؛ ولى در خانه ى خود پيغمبر (ص) و در اطراف بستر رسول اللّه (ص)، گفتگوهاى ديگرى رد و بدل مى شد. مبدأ اين گفتگوهاى داخلى، خود رسول اللّه (ص) بود.

پيغمبر (ص) در عين بيمارى و ناتوانى و درد، مقيد بود اين كلمات و گفتارها اشاعه پيدا كند؛ شايد ملت اسلام پيش از آنكه با سرنوشتى تيره و شوم روبرو شوند، بيدار گردند و به فكر جلوگيرى از وقوع حادثه اى خطرناك- كه همراه با قطع نفسهاى پيغمبر (ص)، در اجتماع مسلمين رخ مى داد و براى هميشه مسير ملت اسلام را منحرف مى كرد- بيفتند. قبل از پيشگويى وقايع آينده، ابتدا جريان را بطور مكشوف با خود على (ع) در ميان گذارد.

در حينى كه اميرالمؤمنين (ع) به پرستارى رسول اللّه (ص) اشتغال داشت و مانند پروانه، اطراف بستر پيغمبر (ص) مى گشت، آن حضرت، جريانات و حوادث آينده را- از نظر غصب خلافت- براى وى پيشگويى كرد و به او فرمود: «تو در آن هنگام چه خواهى كرد؟»

على (ع) در حاليكه به بازوان تواناى خود اطمينان داشت و توانايى درهم- شكستن تمام قدرتهاى منافقين بلكه عموم نيروهاى نظامى جزيرةالعرب را، يك 