ورش و سامان دادن زندگى آنان ، بر خود هموار مى سازند و با وجود اين ، هرگز از موقعيت مساوى برخوردار نبوده و قانون گذاران و رهبران جامعه به گونه جدى و فورى به حمايت او برنخواسته اند بلكه غالبا بانوان را به صورت عنصرى ناميمون و كم ارزش و حداقل (( ضعيفه )) در برابر عنصر (( قويه )) يعنى مردان ، غير قابل ترحم تلقى نموده اند، كرامت و شرافت آنان را ناديده انگاشته اند. هر چند امروز در ميان ملتها، فرهنگ ها و تمدن اين تمايز و تفاوت ، شدت و ضعف دارد، ولى با كمال تاسف استمرار و فراگيرى آن در جوامع بشرى قابل انكار نمى باشد. مسئله كتك زدن ، كشتن و آواره كردن ، زخم زبان زدن كه از شمشير تيزتر و نافذتر است ، مجادله هاى زننده و گزنده شوهران و بستگان آنان همواره در دنيا معمول و رايج بوده و مى باشد. منتها در هر عصرى و فرهنگى رنگ و لعاب خاصى داشته است قطع نظر از دوران كوتاهى كه در صدر اسلام به يمن تعليمات اسلام و سيره و سنت نبوى ، زن تا حدودى ارج و منزلت انسانى خود را بازيافت ولى بار ديگر با انحراف خلافت در عصر خلفاى اموى و عباسى رجعتى دوباره يافت . زنان زيبا و رامشگر، مشاوران قدرتمندان گرديدند و كنيزان آوازه خوان ، مظهر عيش و نوش عياشان دربارى شدند و آنان كه رنگ و رويى نداشتند، پست تر از حيوان به شمار آمدند و بدين سان سيرت زيبا را فداى صورت زيبا كردند!!
حقوق متقابل اسلامى
آيين پاك محمدى (صلى الله عليه وآله ) به عنوان آخرين و پاك ترين پيام آسمانى ، حقوق متقابلى براى زن و مرد اعلام داشته كه اگر جوامع دينى و انسانى بدان عمل مى كردند، هرگز در حيات زناشويى اختلافى به وجود نمى آمد و هر دو به حقوق حقه خود مى رسيدند، ولى با كمال تاسف بعضى از حكومت هاى به ظاهر اسلامى خشونت را به آخرين مرحله رسانيدند و حق فرياد را از زن ها سلب كردند. هم اكنون عربستان سعودى با اجراى تعدد زوجات بدون رعايت عدالت منتهاى قساوت و بى رحمى را نسبت به زنان قديمى روا مى دارند و اگر كوچك ترين اعتراض و حرفى بزنند آنان را از خانه بيرون مى كنند.
در اين سده اخير پس از انقلاب اسلامى و بيدارى مسلمانها مى رفت كه در كشورهاى اسلامى تحولى ايجاد گرديده و تبعيض بين زنان قديم و جديد و مرد و زن از ميان برود كه حكومت طالبان ظهور كرد با تعصبات خشك و متحجرانه خود زن ابتدايى ترين حقوق انسانى محروم نمودند و آنان را از تحصيل و مشاغل ادارى و فرهنگى هم محروم ساختند و بدين سان چهره اسلام ناب را ملكوك كردند. حكومت لائيك تركيه هم بر خلاف قوانين مدنى و اسلامى از ورود دختران باحجاب به دانشگاهها ممانعت به عمل آورده و مردانى كه زنانشان حجاب اسلامى داشتند، از ارتش اخراج كردند. فرانسه كه خود را مهد تمدن مى داند، بر خلاف اصول بين المللى و انسانى ، حجاب و روسرى بانوان مسلمان را در مدارس ممنوع مى سازد و خط سرخى بر چهره حقوق بشر و آزادى هاى مدنى مى كشد و برهنگى زن را مى ستايد و پوشش را محكوم مى نمايد!
در حالى كه بايد از خانم ها به خاطر اين نوع فداكارى ها تشكر كنند تا كانون زندگى گرم تر شود. بعضى از مردها براى حفظ و حرمت پدر و مادر، ازدواج و گزينش همسر را براى خدمت به والدين انجام مى دهند آنان نيز در اشتباه اند؛ چرا كه هيچ مردى نمى تواند زنش را در استخدام پدر و مادرش قرار دهد. رعايت حقوق والدين نبايد به تضييع حقوق همسر منجر گردد، چون زن جز در برابر همسرش در مقابل احدى حتى والدين خودش هم مسئوليت ندارد. به طورى كه اگر عدم آمادگى همسر در خدمت به والدين شوهر، باعث قهر پدر و يا مادر وى شود همسر مسئول نيست فرزند پسر را در برابر والدينش مسئوليت دارد نه همسرش . اگر والدين پسر را تحريك بر طلاق نمايند. از نظر شرعى مسموع نمى باشد. مخالفت پدر و مادر واجب است يكى از عوامل اختلاف خانوادگى ، دخالت هاى نارواى پدر و مادرهاست . مادرى كه با عشق و علاقه عروسى را براى پسرش انتخاب مى كند اولين كسى است كه با بهانه هاى واهى پرچم مخالفت را به اهتزاز در مى آورد و با آهنگ دلسوزى و عيب جويى هاى خيرخواهانه سعى مى كند عروس را از چشم داماد هم بياندازد. عروسان بر اثر بدانديشى ها و فرهنگ عمومى با مادر شوهران دلسوز و شايسته هم سازش ندارند در اين ميان ، فتنه گرها و سخن چينان نيز رل مهمى را در تشديد اختلافات بازى مى كنند تمام اين نابسامانى ها از عدم توجه به خدا، قيامت و حقوق اسلامى سرچشمه مى گيرد. اگر طبق موازين اسلامى باگذشت باشيم و يا حداقل همه جوان ها را مانند بچه هاى خودشان و بزرگسالان را به مثل خواهر و برادر و پدر و مادر خود، بنگرند بسيارى از نزاعها بر طرف مى شود. بعضى از رفتارها و گفتارها ديگران را به حساب جوانى و بعضا ندانم كارى بگذاريم و به قول آية الله بهاء الدينى (رحمه الله عليه ): (( براى هر كس حدى قايل شويم و بيش از حد از وى توقع نداشته باشيم )) . هرگز تنازع و تشاجر و سوء تفاهمى به وجود نمى آيد عفو و گذشت و تسامح و تساهل و از همه مهم تر تغافل ، از عالى ترين شيوه هاى به زيستى محسوب مى شود. بعضى از زنان و شوهران نيز ديده مى شوند كه مانند خفاش شب از آزار يكديگر شادمان مى شوند و با نيش زبان و بحث و مجادله هاى خسته كننده و فرسايش گر روحيه حيوانى خود را به قيمت تباه كردن زندگى زناشويى ارضاء مى سازند با اين كه مى دانند بدترين اعمال ، توهين و آزار بندگان خداست .
برخى از كشورهاى اسلامى نيز برهنگى ، ولنگارى و بى حجابى زنان را تاييد كرده و آنان را از هويت اسلامى دور كردند و در نتيجه نه هويت غربى پيدا كردند و نه هويت ملى ؛ متحير و بى هدف باقى ماندند. امروزه مشاهده مى كنيم بعضى از خواهران غافل ، حجاب را عملا به استهزاء گرفته اند و جمعى آن را منحصر به جادر ساخته اند تا مانتو و روسرى حجاب اسلامى تلقى نگردد. برخى هم چادر را اسارت زن شمرده اند و هيچ كدام اسلام ناب نيست .
هر كسى از ظن خود شد يار من 		وز درون من نجست اسرار من
سر من از ناله من دور نيست 		ليك چشم و گوش را آن نور نيست
در حقوق متقابل زوجين ، نبايد مردها تصور كنند كه سامان دادن و پاكيزه نگه داشتن خانه و آماده سازى نهار و شام از وظايف حتمى بانوان است كه در صورت كوتاهى كردن ، اخم و تخم نثار همسر نمايند. مسئوليت زن تنها تمكين و اطاعت در عدم خروج زن از خانه است ، آن هم در صورتى كه خواسته هاى مشروع و قانونى زن را تامين نمايند و گرنه زن براى تامين ضرورتهاى زندگى بدون اجازه شوهر خارج مى شود.
وانگهى اجازه ندادن مردها اگر به انگيزه لجاجت ، بدبينى بدانديشى و بهانه گيرى باشد مسموع و مشروع نمى باشد؛ مثلا اگر كسى با زنى كارمند ازدواج كند و در موقع ازدواج شرط نكند كه زن كار و تحصيل را ترك كند، پس از ازدواج نمى تواند او را از شغل خود بازدارد و يا حقوق وى را بازستاند. اگر زنى براى آموزش احكام و عقايد مبرم به بيرون رفتن از منزل و شركت در جلسات دينى داشته باشد، اجازه شوهر لازم ندارد.
با تولد حضرت زهرا (عليها السلام ) و ظهور اسلام و سيره عملى پيامبر اكرم (صلى ال