ه عليه وآله ) فرهنگ جزيرة العرب متحول گرديد و نگرش ‍ مسلمانها به زن و دختر تغيير بنيادى پيدا كرد؛ چنان چه در اين كتاب سودمند يادآورى شده ، فاصله گرفتن چهل روزه پيامبر از همسر گرانقدرش خديجه به امر خدا و در خانه ابوطالب بيتوته كردن و هر روز با جمعى از اصحاب و مستمندان افطار نمودن و با نزول مائده آسمانى در آخرين روز عبادت و رياضت و فرستادن آن به منزل حضرت خديجه ، همگى حاكى از عزم خاص الهى است براى پيدايش كوثر كه كانون علم و فضايل و اسوه تقوا و ايمان و صبر و مقاومت است .
تكوين و ساختار وجودى فاطمه (عليها السلام ) به اين مقدمات سخت و طولانى و رياضت هاى طاقت فرسا و جدايى چهل روزه از همسر بستگى دارد. بى جهت نيست كه فرمودند: كسى كه چهل شبانه روز اخلاص را تجربه كند، چشمه هاى علم و حكمت از درون قلب به زبانش جارى خواهد شد. بدين جهت كوثر تبلور علم كثير و مظهر خير كثير است كه امامان معصوم بايد از اين رحم پاك و صلب تابناك مايه بگيرند.
خضوع و احترام مسئولانه پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله ) از فاطمه زهرا (عليها السلام ) حرمت زن را مضاعف كرد، چرا كه پيامبر اسوه و الگوى همه مسلمان ها است . بوسيدن دست دختر آن هم در جزيرة العرب ، يك انقلاب فرهنگى بود كه نگرش مسلمان ها را نسبت به نوع زن تغيير اساسى داد.
حضور فاطمه زهرا (عليها السلام ) در جبهه هاى جنگ مجوزى بود كه زنان بايد در تمام عرصه هاى اجتماعى حضور فعال داشته باشند. عدم پذيرش خواستگاران ثروتمند و سرشناس ، آزادى زن را در انتخاب همسر تثبيت نمود.
پذيرش حضرت على (عليه السلام ) كه آهى در بساط نداشت ، انقلابى بود كه در معيار گزينش همسر ايجاد كرد كه ملاك ، تنها ايمان و علم و تقوا و جهاد و مجاهده است نه شهرت و ثروت : (( ان اكرمكم عندالله اتقيكم )) .
نزول سوره هاى (( كوثر )) و (( نساء )) توجه خاص حضرت احديت را به نوع زن نشان داد. طراح حكيم براى جلوگيرى از تحريف كتاب آسمانى قرآن ، به جاى نام فاطمه ، كوثر گذاشت تا مفهومى پربارتر و گسترده ترى را تداعى كند؛ ولى با وجود آن ، جز فاطمه مصداق ديگرى را برنتابد، چرا كه خير كثير و علم وافر و حوض كوثر با آخرين فراز آيه و شان نزول آن سازگار نمى باشد. به همين دليل شيعه و سنى درباره شاءن نزول آن سازگار نمى باشد. به همين دليل سنى و شيعه درباره شان نزول آن نوشته اند عده اى پيامبر خدا را ابتر و مقطوع النسل خوانده اند، اين سوره كوتاه در پاسخ آن جوسازى ها و بى نسل و ذريه خواندن حضرت محمد (صلى الله عليه وآله ) مى باشد. بنابراين اگر معنا كنيم ما علم كثير داديم و يا حوض كوثر داديم و بى گمان دشمن تو مقطوع النسل خواهد بود، علم كثير در مقابل نسل كثير قرار نمى گيرد. همچنين با خير كثير و حوض كوثر نمى توان به جنگ نفى ابتر بودن رفت ؛ بايد گفته شود در نسل دشمن ، خيرى نيست و يا نسل كثير، نمى تواند با علم كثير و حوض كوثر معارضه كند، در صورتى كه كوثر به معناى نسل كثير آمده و هدف از اين سوره اين است كه ما به پيامبر نسل زيادى عطا كرديم ، ولى دشمن او را ابتر ساختيم ؛ چنانچه از بنى اميه نسلى باقى نمانده است ، ولى ميليون ها سادات در جهان زندگى مى كنند. از حسن اتفاق ، اين سوره يكى از معجزات و پيش گويى هاى قرآن است ؛ افشاى راز عاص بن وايل و قريش ‍ كه گمان كردند با مردن فرزند ذكور پيامبر نسل او منقرض مى شود و راه و رسم وى نيز منتفى مى گردد.
بنابراين به مناسبت شان نزول و صدر و ذيل آيه كوثر، فاطمه است كه سرچشمه علم كثير و خير فراوان و ام الائمه مى باشد كه فرزندان باعث بقاى اسلام و نام پيامبر در دنيا شدند و به همين جهت به همه امامان معصوم يابن رسول الله گفته مى شود.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) پس از اين كه حضرت زهرا (عليها السلام ) را به حضرت على (عليه السلام ) داد، تقسيم كار نمود؛ اداره محيط داخل و سامان دادن به زندگى و پرورش فرزندان را به حضرت فاطمه (عليها السلام ) موكول نمود و اداره امور خارج از منزل را به حضرت على (عليه السلام ) سپرد.
در كتب احاديث ، حمايت و پاسداشت حرمت زن به عناوين مختلفى بيان گرديده است . در حديث قدسى در پاسخ ملائكه از ذات احديت كه اين انوار مقدس و پنجگانه چه كسانى هستند، در حالى كه فاطمه را محور قرار داده است ؟ مى فرمايد: (( فاطمه است و پدر، فاطمه است و شوهر، فاطمه است و پسران فاطمه است )) . براى بالا بردن مقام زن ، تعبيرى از اين عرشى تر نمى توان گفت .
فاطمه اطهر (عليها السلام ) احياگر شخصيت و حقوق زن بود، ولى با كمال تاسف بعد از رحلت پدر در معرض انواع ستمها قرار گرفت ؛ ليكن مردانه ايستاد و حكومت وقت را در مسجد پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به استيضاح كشيد و با قدرت و با صلابت از حق خود يعنى حقوق زن و قانون اسلام دفاع نمود. ولى تاريخ گواهى مى دهد كه نتوانستند به فاطمه پاسخ دهند، جز اينكه حديثى جعل كردند كه : نحن معاشر الانبياء لا تورث درهما و لا دينارا؛ در صورتى كه تمام پيامبران مالى و منالى به ارث گذاشته اند و قرآن ، گواه اين حقيقت است .
در اين كتاب فاطمه اطهر (عليها السلام ) به عنوان اسوه و الگوى زن و مرد مسلمان به صورت بديع و ساده نگاشته شده تا براى همگان مفيد و سازنده باشد.
جاهليت قديم و جديد
از آن زمان كه رسول اسلام (صلى الله عليه وآله ) بانوان را از تاريكى جاهليت گذشته و جزيرة العرب آزاد ساخت ، بيش از چهارده قرن مى گذشت كه ، بار ديگر، زن به ظلمت جهل و جور بازگشت ، در عصر جاهليت قديم جسم زن را زير خاك دفن مى كردند در جاهليت جديد روح و روانش را به نام تجدد، آزادى هاى وارداتى به اسارت و تباهى مى كشند. هر زمان ، مرامى و مكتبى زير عناوين فيمنيسم او را مى خواند، ليكن در زير پوشش فريباى تمدن ، آزادى و حقوق زن جز فساد و جهل و اسارت ارمغانى نمى آورد. او مى بايست هويت اصلى خود را باز مى يافت و به انسانيت خود باز مى گشت . آن هويتى كه يك بار به هنگام طلوع خورشيد اسلام تجربه كرده بود و ثمرات شيرين آن را چشيده و لمس ‍ نموده بود. آن روز آزادانه و در كمال شهامت مطالبات خود را از پيامبر اكرم مى كردند و حضرت صراحت و شجاعت آنان را مى ستود (8) .
ولى رفتار نامناسب مسلمان ها و تبليغات مزورانه غرب زده ها بر ديدگان بانوان به گونه پرده افكنده بودند كه راه را از چاه تميز نمى دادند حقايق را دگرگون نمودند. اسارت را آزادى ، عفت را بردگى ، و بى هويتى را شخصيت ناميدند. در شب سياه و سرد فتنه و ستم در انتظار مردى از سلاله پيامبر به سر مى برديم تا جايگاه راستين زن را در كلامش مشاهده كنيم . او آمد تا بار ديگر نداى آزادى بخش اسلام را به گوش دل ها برساند و موقعيت زن را بازگو سازد و حياتى تازه بخشد. فرمود:
(( زن مبدا همه سعادت ها بايد باشد، مع الاسف زن را به صورت يك ملعبه در آوردند (9) )) .
(( دامن زن محل تربيت بزرگ زنان و بزرگ مردان است ، از دامن زن انسان ها پيدا مى شود، سعادت و شقاوت كشور بسته به وجود زن است (10) )) .
مطالعه اين مجموعه باعث روشن شدن زواياى زندگى كوثر پيامبر مى 