 آنها را ناچار به كوچ مى كرد. امير المومنين (عليه السلام ) اوضاع عرب قبل از اسلام را چنين بيان مى فرمايد:
خداوند محمد (صلى الله عليه وآله ) را به عنوان بيم دهنده جهانيان و امين وحى و كتاب خود مبعوث نمود و شما گروه عرب در بدترين آيين و بدترين خانه ها به سر مى برديد. در ميان سنگلاخها و مارهاى - كر - (كه از هيچ صدايى نمى رميدند) اقامت داشتند. آب هاى لجن را مى آشاميديد و غذاهاى خشن (مانند آرد هسته خرما و سوسمار) مى خورديد و خون يكديگر را مى ريختيد و از خويشاوندان دورى مى كرديد و بت ها ميان شما سرپا بودند و از گناهان اجتناب نمى نموديد (11) .
بعثت پيامبر (صلى الله عليه وآله )
در چنين سرزمينى محمد بن عبدالله (صلى الله عليه وآله ) به پيامبرى مبعوث شد و هدايت و ارشاد قوم جاهل را به عهده گرفت كه بعد از بيست و سه سال از آن جماعت جاهل ، مردى با فرهنگ غنى اسلامى ، مجاهد، عابد، وقارى قرآن ساخت . در همين دوران رسول خدا(صلى الله عليه وآله ) با حضرت خديجه ازدواج نمود. حضرت خديجه آزادگى ، ايمان و استقامت خويش را با ازدواج با حضرت رسول (صلى الله عليه وآله ) نشان داد. و اولين زن مسلمان است و تا آخرين لحظه زندگى به كمك و حمايت از اسلام پرداخت . درباره عظمت و خدمات حضرت خديجه كبرا سخن بسيار است كه اين موضوع مورد بحث ما نيست .
شكل گيرى شخصيت
شخصيت هر كس به اوضاع خانوادگى ، اخلاق پدر و مادر و محيط رشد و شكوفايى بستگى دارد. پدر و مادر شالوده شخصيت فرزند را پى مى ريزند و اخلاق او را همانند خود تربيت نموده و تحويل جامعه مى دهند. بنابراين ، فرزندان الگو و نمونه اى از شخصيت پدر و مادر و نوع تربيت و فرهنگ آنها هستند.
پدر و مادر فاطمه (عليها السلام ) كيست ؟
پدر فاطمه احتياجى به معرفى و توصيف ندارد؛ در عظمت حضرت همين بس كه خداوند متعال درباره اش مى فرمايد: (( اى محمد! اخلاق تو بزرگ و شگفت آور است (12) )) .
اما مادر فاطمه (عليها السلام ) خديجه دختر (( خويلد )) در يكى از خانواده هاى اصيل و شريف قريش به دنيا آمد و تربيت يافت . افراد خانواده اش همه دانشمند بودند و از كعبه حمايت مى كردند. هنگامى كه (( تبع )) پادشاه يمن تصميم گرفت حجر الاسود را از مسجد الحرام به يمن منتقل كند، خويلد پدر خديجه در مقام دفاع برخواست . به واسطه مبارزه و فداكارى او بود كه (( تبع )) از تصميم خويش منصرف شد و آن سنگ مقدس را از جايش حركت نداد. (( ورقه بن نوفل )) پسر عموى خديجه يكى از افرادى بود كه پرستش بتها را نمى پسنديد و از مدتها قبل در صدد تحقيق و كنكاش بود كه دين حق را بيابد. (( ورقه )) همان مرد دانشمندى است كه وقتى از جانب خدا به پيامبر (صلى الله عليه وآله ) وحى شد و او داستان نازل شدن جبرئيل را براى خديجه شرح داد، خديجه براى بررسى داستان ، نزد (( ورقه )) رفت و جريان را برايش باز گفت و از درستى آن جويا شد. (( ورقه )) پاسخ داد: با اين اوضاع كه گفتى ، جبرئيل بر محمد نازل شده و او پيامبر خداست . از قول من به محمد بگو: در كار خودت جديت و پايدارى كن .
روزى ديگر (( ورقه )) در مسجدالحرام به پيامبر (صلى الله عليه وآله ) برخورد و عرض كرد: آن چه ديدى و شنيدى براى من شرح ده ! پيامبر اكرم داستان نزول فرشته را بيان كرد. (( ورقه )) عرض كرد:
به خدا سوگند! تو پيامبر خدا هستى . همان فرشته اى كه بر موسى نازل شده ، بر تو هم نازل شده است . آگاه باش كه تو را تكذيب و اذيت خواهند نمود. اگر من تا آن زمان زنده ماندم ، دين خدا را يارى مى كنم . سپس سر مبارك پيامبر را بوسيد و رفت (13) .
از اين نوع داستانها روشن مى شود كه خاندان حضرت خديجه (عليها السلام ) مردمى متفكر و علاقمند به دين حضرت ابراهيم بودند. ابن هشام مى نويسد:
خديجه زن شريف و ثروتمندى بود كه به تجارت اشتغال داشت ! مردانى را اجير كرده بود كه برايش تجارت مى كردند (14) .
روشن است سرپرستى كاروانى به اين بزرگى توسط يك بانو آن هم در زمان جاهليت و دورانى كه داشتن دختر براى مردان جزيرة العرب ننگ به شمار مى رفت ، كار آسانى نبود. چنين نتيجه گيرى مى شود كه آن بانوى بزرگ نبوغ فوق العاده و مديريت قوى و بى نظيرى داشت .
هشام مى گويد:
رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) خديجه را بسيار دوست مى داشت و به او احترام مى گذاشت و در كارها با وى مشورت مى كرد. آن بانوى رشيد و روشنفكر وزير و مشاور خوبى براى آن حضرت بود. نخستين بانويى كه به او ايمان آورد، خديجه بود. تا وقتى كه خديجه زنده بود، محمد (صلى الله عليه وآله ) همسر ديگرى اختيار نكرد (15) .
نخستين گروه اسلامى كه در شهر مكه به وجود آمد، محمد (صلى الله عليه وآله ) و خديجه و على (عليه السلام ) بود (16) . نخستين خانه پيامبر كانون انقلاب اسلامى در آن روز به شمار مى رفت . از اين رو رسالت بسيار سنگينى بر عهده داشت .
بانوى اين خانه كسى جز خديجه نبود. اين زن فداكار و پرهيزكار، افتخار همسرى پيامبر و مادرى فاطمه را پيدا كرد. در روايات وارد شده كه جبرئيل هر وقت بر پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) نازل مى شد، عرض ‍ مى كرد: سلام خدا را به خديجه برسان و بگو: خدا قصر زيبايى در بهشت براى تو آماده كرده است (17) .
2- ولادت فاطمه (عليها السلام )
در سال پنجم بعثت مشيت الهى بر اين قرار گرفت كه برترين زن جهان را كه نور او در عرش درخشندگى خاصى داشت ، به بشر و به جهان خلقت عطا نمايد: انا اعطيناك الكوثر، بهاى ولادت اين دختر سنگين است .
روزى جبرائيل بر پيامبر نازل شد و عرضه داشت كه : چهل روز از همسر خود كناره گيرى كند و به منزل نرود.
روزها را روزه بدارد. شب ها را به عبادت سپرى كند. رسول الله اين برنامه را اجرا نمود و اين مدت را در منزل ابوطالب سپرى كرد.
خديجه نگران شد و علت جدايى را پرسيد. پيامبر پيام فرستاد كه نگران نباش ! چهل روز جدايى به امر خداست .
جبرئيل نازل شد و عرضه داشت : از افطار خوددارى فرما تا هديه پروردگار فرود آيد.
در اين هنگام ظرفى از انگور و خرما نزد پيامبر حاضر شد و رسول الله (صلى الله عليه وآله ) با آن ميوه ها افطار كرد. بعد دستور آمد نزد خديجه برو. پيامبر پس از چهل روز جدايى از همسر محبوب و وفادارش نزد او آمد و وجود مقدس حضرت زهرا (عليها السلام ) در رحم مادر شكل گرفت . از آن روز به بعد خديجه در وجود خود احساس آرامش كرد اما نمى دانست اين آرامش از كجاست ، تا اينكه در يكى از روزها احساس ‍ كرد جنينى در رحم دارد كه با وى سخن مى گويد و بزرگ ترين انيس ‍ تنهايى و مايه تسلى خاطرش است . در يكى از روزها كه خديجه گرم گفتگو و صحبت با همنشين تازه اش بود، پيامبر وارد شد و سؤ ال كرد: با كسى گفتگو مى كردى ، خديجه گفت : با فرزندى كه در شكم دارم .
او با من سخن مى گويد و مونسم در تنهايى است . پيامبر فرمود:
جبرائيل قبلا به من مژده داده كه اين جنين دختر است و خداوند نسل مرا از او قرار مى دهد. رهبران آينده دنيا كه پس از قطع شدن وحى ، نگهبان قرآن و اسلامند، از همين دختر خواهند بود (18) .
خديجه متوجه شد فرزندش يك بشر عادى نيست ، بلكه نور تابناك آسمانى است كه در قالب انسان قدم به عرصه جهان مى نهد. 