ه السلام ) فرمود: خيلى مايلم عروسى كنم ، ولى از رسول خدا، خجالت مى كشم . عقيل عرض كرد: تو را به خدا سوگند، اكنون با من بيا تا به خدمت پيامبر برويم ! على با برادرش عقيل به طرف منزل رسول خدا به راه افتاد. در بين راه به (( ام ايمن )) برخوردند و جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت : اجازه بدهيد من با رسول خدا صحبت كنم ، زيرا در اين گونه موارد كلام زن ها موثرتر است . ام سلمه و ساير زنان از موضوع خبردار شدند و خدمت پيامبر رسيدند و عرض ‍ كردند: يا رسول الله ! پدر و مادرمان فدايت ! براى موضوعى خدمت شما رسيديم كه اگر خديجه زنده بود چشمش به آن روشن مى شد. وقتى پيامبر نام خديجه را شنيد، اشكش جارى شد و فرمود:
كجا خديجه پيدا مى شود! هنگامى كه مردم مرا تكذيب مى نمودند، او مرا تصديق كرد و اموالش را در اختيار من گذارد تا در راه دين خدا مصرف كنم . خديجه زنى بود كه خدا بر من وحى فرستاد كه بدو بشارت دهم : خدا خانه اى از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.
ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود شما هر چه درباره خديجه مى فرماييد صحيح است . خداوند ما را با او محشور گرداند يا رسول الله ، برادر و پسر عموى شما ميل دارد همسرش رابه منزل ببرد. فرمود: چرا خودش در اين باره صحبتى نمى كند، عرض كرد: خجالت مى كشد پيامبر به ام ايمن فرمود: على (عليه السلام ) را نزد من حاضر كن . وقتى على (عليه السلام ) خدمت پيامبر رسيد، فرمود: يا على ! آيا ميل دارى همسرت را به منزل ببرى . عرض كرد: آرى ، يا رسول الله فرمود: خدا مبارك گرداند! همين امشب يا فردا وسايل عروسى را فراهم مى كنم . سپس ‍ به همسرانش فرمود: فاطمه را زينت كنيد و خوشبويش نماييد و اتاقى برايش فرش كنيد، تا مراسم عروسى را برگزار كنيم (61) .
از نوشته مورخان بر مى آيد كه زهرا (عليها السلام ) را در حدود يك ماه پس از انجام مراسم عقد به خانه على بردند. رسول اكرم به على فرمود كه در عروسى بايد وليمه داده شود. يكى از سنن و مستحبات شرع ، وليمه دادن در هنگام عروسى است . على (عليه السلام ) خرما و روغن گرفته ، نزد رسول خدا آورد. حضرت خرما را ميان روغن سرخ كرده و گوسفند چاقى فراهم نمود و نان هم تهيه شد (62) . و در روايت ديگر على (عليه السلام ) مى فرمايد:
مقدارى از پول زره را رسول خدا به ام سلمه داد و ده درهم از آن را به من داد و فرمود: با اين پول مقدارى روغن و خرما و كشك بخر و بياور. من دستور آن حضرت را انجام داده ، خريدم و آوردم . رسول خدا سفره چرمى خواست و آستين ها را بالا زد و از آن خرما و كشك و روغن غذايى تهيه كرد (63) . بعد فرمود: هر كسى كه مايل هستى دعوت نما. به مسجد رفتم و ديدم جمع زيادى از اصحاب در مسجد حضور دارند. من شرم داشتم عده اى را دعوت كنم و عده اى را دعوت نكنم .از اين رو روى بلندى رفته و گفتم : اى مردم ! همگى براى صرف وليمه فاطمه بياييد. مردم دسته دسته راه افتادند و جمعيت زيادى جمع شدند. من از كمى غذا خجالت مى كشيدم . چون رسول خدا متوجه شد فرمود: على جان ! من از خدا مى خواهم كه اين غذا را بركت دهد.
(على (عليه السلام ) مى فرمايد:) تمام آن جمعيت غذا خوردند و چيزى از غذا كم نشد و در حق ما به خير و بركت دعا كردند.
چون غروب شد، زنان پيامبر فاطمه را زينت كرده و عطرآگين نمودند. رسول خدا على را در سمت راست و فاطمه را در سمت چپ خود نشانيد و پيشانى آن ها را بوسيد و دست دخترش را در دست على گذاشت و فرمود: على جان ! فاطمه همسر خوبى است . آن گاه به فاطمه فرمود: دخترم ! على شوهر خوبى است . سپس در حق آن ها دعا كرد. بعد زنان پيامبر در حالى كه ارجوزه و شعرهايى مى خواندند، با تشريفات خاصى آن ها را به سوى حجله روانه كردند (64) .
ابابكر با مبلغى كه پيامبر به او داده بود، لوازم يك زندگى كوچك را براى فاطمه خريدارى نمود.
فهرست جهيزيه حضرت زهرا (عليها السلام )
يك عدد پيراهن (7 درهم )؛ روسرى يك عدد (4 درهم )؛ چادر مشكى ، يك عدد؛ بقچه اى با ريسمان ليف خرما پيچيده شده ؛ رختخواب كتان كه از علف و برگهاى خشك درخت خرما پر شده بود؛ رختخوابى كه از پشم گوسفند و رويه آن از كتان بود؛ متكا دو عدد كه روى آن چرم دباغى شده طايف و بار آن ليف خرما بود و دو عدد ديگر به همين ترتيب كه داخل آن پشم گوسفند بود؛ پرده پشمى ، يك عدد؛ حصير، يك عدد؛ حصير پشمى ، يك عدد؛ آسياب دستى ؛ باديه مسى ، يك عدد؛ كاسه چوبى ، يك عدد؛ مشك آب ، يك عدد؛ كوزه آب خورى ، دو عدد؛ آرد بيز (الك )؛ ظرف سفالى ، يك عدد؛ بازو بند نقره اى ، دو عدد.
اين اثاثيه را ابابكر به اتفاق ساير صحابه به خانه پيامبر آورد. رسول خدا نگاهى به جهيزيه انداخت و سر را به طرف آسمان بلند كرد و عرضه داشت :
الله بارك لقوم جل آنيتهم الخزف ؛ خدايا به آن زندگى كه ظروف گرانمايه اش در سفال خلاصه مى شود، بركت عنايت فرما!
اين جهيزيه دختر رسول خدا و خليفه مسلمانان بود.
2. آداب ازدواج در اسلام
اسلام به مسلمانان مى فرمايد: اگر جوانى براى خواستگارى دختر شما آمد، قبل از هر كار به جنبه هاى دينى و اخلاقى او نظر كنيد. اگر با ايمان و پاكدامن بود و اخلاقى نيكو داشت ، به وصلت او با دخترتان موافقت نماييد. اسلام معتقد است كه ازدواج نبايد بر پايه ثروت استوار گردد. اسلام ثروت را تنها عامل خوشبختى خانواده نمى داند و مى فرمايد: فضايل اخلاقى و كمالات نفسانى و علاقه دينى داماد، بر ثروت و مال برترى دارد. پيامبر (صلى الله عليه وآله ) مى فرمايد:
وقتى كسى به خواستگارى دختر شما آمد، اگر اخلاق و ايمانش را پسنديديد، با وى وصلت نماييد. اگر برنامه ازدواج شما بر خلاف اين دستور باشد، مفاسد بزرگ و گرفتارى هاى زيادى در پى دارد.
پيامبر به دستورهايى كه به مردم مى داد خود عمل مى نمود، به همين جهت پرهيزكارى و كمالات و فضايل اخلاقى على (عليه السلام ) را بر ثروت بى شمار عبدالرحمن و عثمان ترجيح داد و فقر او را عيب ندانست (65) .
اسلام مهريه سنگين را به صلاح مردم جامعه نمى داند و توصيه مى كند كه اگر دين و اخلاق داماد را پسنديديد درباره مهريه سختگيرى نكنيد و به كم قناعت كنيد. پيامبر (صلى الله عليه وآله ) مى فرمايد:
(( بهترين زنان امت من كسانى هستند كه زيبا و كم مهر باشند (66) )) .
امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
(( مهر سنگين نقطه ضعفى براى زن است (67) )) .
اسلام معتقد است كه مسابقه در زياد كردن مهريه زندگى را بر مردم مشكل مى كند. با ايجاد تسهيلات در امر ازدواج ، جوانان را به تشكيل خانواده تشويق نمود تا از مفاسد اجتماعى و بسيارى از ناهنجارى ها جلوگيرى شود. مهريه هاى سنگين در آغاز زندگى ، به وضع روحى و آسايش خاطر داماد لطمه مى زند. رسول اكرم براى اين كه عملا به مردم نشان داده و بفهماند مهريه سنگين به صلاح هيچ خانواده اى نيست ، دختر عزيزش را با كمترين مهريه به عقد على (عليه السلام ) درآورد، حتى به عنوان دين و قرض چيزى بر عهده او قرار نداد.
پيامبر هنگام خروج از منزل على و زهرا (عليهما السلام ) دستگيره در را گرفت و فرمود:
طهر كماالله و طهر نسلكما اءنا سلم لمن سالمكها، اءنا حرب لمن حاربكما، ا