 گرفت، فاطمه- سلام الله عليها- مى گفت: وامصيبتا پدرم در رنج و زحمت بيمارى است. پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- خطاب به او فرمود: بعد از اين روز، ديگر بر پدرت هيچ گونه سختى و ناراحتى نيست. وقتى كه پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- رحلت فرمود، فاطمه- سلام الله عليها- در مرگ پدر ناله و ضجه مى كرد، و مى گفت: واى پدرم، پدرم دعوت پروردگارش را اجابت كرد. اى پدر! بهشت فردوس منزلگاه و ماواى توست، اى پدر! جبرئيل امين خبر مرگ تو را آورد.

هنگامى كه پيكر پاك پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- را دفن كردند، فاطمه- سلام الله عليها- رو به طرف انس بن مالك كرده فرمود: اى انس! چگونه طاقت آورديد و تحمل كرديد و بر خودتان قبولانديد كه خاك ها را بر پيكر پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- ريختيد و بدن مطهرش را در دل خاك قرار داديد. و بعد فاطمه- سلام الله عليها- گريه كرد و در رثاى پدر گراميش فرمود: اطراف آسمانها تاريك و غبارآلود شد و نور خورشيد گرفته شد. زمين و زمان از رحلت پيامبر رحمت تاريك و سياه و ظلمانى گرديد. زمين بعد از پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- گرفته، ناراحت و بسيار لرزان و در اضطراب است، پس هر آينه شرق و غرب عالم و شهرها و بلاد و ملتها بايد بگريند، اى پدر! طايفه ها و همه ى سرزمينها براى تو مى گريند، هر آينه كوههاى بزرگ و قله هاى مرتفع و خانه ها و اهل آن بايد براى رحلت پيامبر رحمت- صلى الله عليه و آله و سلم- گريه ى سختى كنند، اى خاتم پيامبران! كه داراى نور مبارك و خجسته ى هستى، درود خدا بر تو، درود و تحيت مى فرستيم بر تو كه اين درود و تحيت نازل شده در قرآن است.

بعد عمر رضا كحاله مى گويد: فاطمه- سلام الله عليها- در كنار قبر پيامبر- صلى الله عليه (و آله) و سلم- ايستاد و يك مشت از خاك قبر را برداشت، بر چشم خود گذاشت و استشمام نموده و گريه كرد و اين اشعار را انشاد فرمود: چه خوب است كسى كه تربت پاك احمد را استشمام كرده است، در طول زمان سختيها و مشقتها را استشمام نكند. (يعنى اگر كسى تربت پاك پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- را داشته باشد و به آنچه كه وى فرموده عمل كند، در طول زمان دچار مشكلات و ناملايمات نمى شود) مصيبتها و گرفتاريهايى بر من وارد و نازل شد كه اگر به روزگار وارد مى شد، هر آينه شبى تار و تاريك مى گرديد.

فاطمه- سلام الله عليها- خطاب به قبر پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- فرمود: اى رسول خدا! همانا ما تو را از دست داديم، مثل اين كه زمين باران رحمتش را از دست بدهد. وحى و نزول جبرئيل و كتب آسمانى و رفت و آمد ملائكه و فرشتگان از ما قطع شد، اى كاش پيش از تو مرگ مرا با خود مى برد، تا خبر مرگ تو را نمى شنيدم، و به غم از دست دادن تو مبتلا نمى شدم و اين قدر گريه و زارى نمى كردم، نزديك است كه من به ت و ملحق شوم، زندگى بدون تو برايم مشكل است.

ناله ها و ضجه هاى پاره ى تن پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- در رثاى پدر گراميش بسيار زياد بود چنان كه در جلد اول اين كتاب «فاطمه در كلام اهل سنت» فصل هفدهم عرض شد: استغاثه و ناله هاى بانوى دو جهان باقبر مطهر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فقط براى مرگ و رحلت وى نبود، همان طورى كه گفته شد، فلاطمه- سلام الله عليها- كاتب وحى خدا و مفسر قرآن بود، مى دانست كه پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- از دنيا مى رود زيرا قرآن مى فرمايد: «كل نفس ذائقه الموت» [ سوره آل عمران، آيه 185، انبياء، آيه 35، عنكبوت، آيه 57، (هر نفسى شربت مرگ را خواهد چشيد).] و يا: «كل شى ء هالك الا وجهه» [ سوره قصص، آيه 88 (هر چيز جز ذات پاك الهى نابود و فانى است.] و نيز مى دانست كه در قرآن آمده است: «ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افائن...». [ سوره آل عمران، آيه ى 144، (نيست محمد مگرى پيامبرى از طرف خدا كه پيش از او نيز پيامبرانى بودند و از اين جهان درگذشتند و اگر او نيز به مرگ يا شهادت درگذشت...).] پس گريه هاى بانوى دو سرا براى چه بوده است؟ آيا بغير از اين بوده كه گوهر رسالت مى بيند كه چشمه ى زلال و صاف نبوت و ولايت را گل آلود كرده اند و به انحراف مى كشانند؟ نمونه ى بارز آن اين كه هنوز روح مطهر پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم- به ملكوت اعلى نپيوسته بود كه آن يكى گفت: «حسبنا كتاب الله و هذا الرجل يهجر»: قرآن خدا ما را بس است و اين مرد هذيان مى گويد. و لذا فاطمه- سلام الله عليها - حق دارد بگويد كه: «فليت قبلك كان الموت صادفنا»: اى لاش پيش از تو مرگ جان مرا مى گرفت، تا اينكه شاهد و ناظر اين همه خيانت به اسلام و مسلمين نبودم.

بلى خواننده ى گرامى! شما هم حق را به اين نگارنده مى دهيد كه گريه هاى فاطمه- سلام الله عليها- فقط براى مرگ پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- نبوده، درست است كه انسان وقتى پدر عزيزش را از دست مى دهد گريه مى كند و ناراحت مى شود و برايش اشك مى ريزد و چه بسا گريه براى والدين (تا آنجا كه از حد اعتدال خارج نشود) اجر و ثوابى هم دارد، آن هم پدرى كه مانند پيامبر رحمت- صلى الله عليه و آله و سلم- باشد، ولى گريه ها و اشكهاى فاطمه- سلام الله عليها- با گريه هاى كسى كه پدر را از دست داده است فرق مى كند. و مى شود گفت كه فاطمه- سلام الله عليها- براى از دست دادن دو پدر گريه و ناله مى كرده است، يكى پدر نسبى و صلبى كه حضرت محمد- صلى الله عليه و آله و سلم- بود و ديگرى پدر رسالتى و نبوى و ولايى و پامال شدن 23 سال زحمت پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- كه فرمود: «ما اذى نبى مثلى»: هيچ پيامبرى در راه انجام رسالت مثل من اذيت نشده است.فصل دوم

اهانت به پيامبر در آخرين ساعات زندگى

اكنون به چند مورد از علل گريه هاى فاطمه ى زهرا- سلام الله عليها- اشاره مى كنيم:

ابن ابى الحديد به نقل از صحيحين (كه ظاهرا صحيح بخارى و صحيح مسلم است) مى گويد: «و فى الصحيحين ايضا، خرجاه معا عن ابن عباس، انه كان يقول: يوم الخميس، و ما يوم الخميس! ثم بكى حتى بل دمعه الحصا، فقلنا: يابن عباس، و ما يوم الخميس قال: اشتد برسول الله- صلى الله عليه (و آله)- و جعه، فقال: ائتونى بكتاب اكتبه لكم [ در صحيح مسلم «ائتونى اكتب لكم كتابا» آمده است.] لا تضلوا بعدى ابدا. فتنازعوا فقال: انه لاينبغى عندى تنازع فقال قائل: ما شانه اهجر؟... فقال: اخرجوا المشركين من جزيره العرب و اجيزوا الوفد بنحو ما كنت احيزهم. و سئل ابن عباس عن الثالثه، فقال: اما الا يكون تكلم بها واما ان يكون تكلم بها واما ان يكون قالها فنسيت». [ شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 54 و 55، و صحيح مسلم، ج 3، ص 1257 و 1258 و در عبارت صحيح مسلم آمده است: «قال: وسكت عن الثالثه او قال: فانسيتها» والسيره النبويه، ج 4، ص 450 والبدايه والنهايه، ج 5، ص 200 و صحيح بخارى، ج 13، ص 3، 13 و فتح البارى، ج 6، ص 271 والجزيه و الموادعه، حديث 3168، ج 8، ص 132 و المغازى، حديث 4432.] در صحيحين نيز به نقل از ابن عباس آمده است كه او براى هميشه از روز پنجشنبه ياد مى كرد: و مى گفت چه روزى است روز پنجشنبه؟! و بعد گريه مى كرد و آن قدر اشك مى ريخت تا اين كه از اشك چشم وى سنگها و ريگه