تودعكما الله و استخلفه عليكما؛ خدا شما و نسلتان را پاك و پاكيزه گرداند. با دوستان شما دوست هستم و با دشمنان شما دشمن هستم . اكنون وداع مى كنم و شما را به خدا مى سپارم .
على مى فرمايد: تا سه روز پيامبر نزد ما نيامد. صبح روز چهارم كه نزد ما مى آمدند، به اسماء بنت عميس برخورد كردند فرمودند: چرا اينجا ماندى ، اسماء گفت : پدر و مادرم فدايت ! جوان هنگام ازدواج به زنى كه كمك او باشد نيازمند است ، تا احتياجاتش را بر آورده كند. من هم به همين دليل ماندم كه نيازهاى فاطمه را بر آورده كنم . پيامبر فرمود: اى اسماء! خداوند حوائج دنيا و آخرتت را برآورده سازد (68) !
پيامبر با فاطمه خلوت كرد و پرسيد: همسرت را چگونه يافتى ، عرض ‍ كرد: خداوند بهترين مردان را نصيب من كرده است ، ولى زنان قريش كه به ديدنم آمدند گفتند: پدرت تو را به ازدواج مردى درآورده كه فقير و تهى دست است . پيامبر فرمود: دخترم ! پدر و شوهرت فقير نيستند. گنج هاى زمين را از طلا و نقره بر من عرضه داشتند، ولى من نعمت هاى اخروى را بر ثروت و مال دنيا ترجيح دادم . دخترم ! براى تو همسرى برگزيدم كه در اسلام آوردن مقدم بر همه بود. از جهت دانش و حلم و عقل نيز بر تمام مردم برترى دارد. خداوند در بين تمام مردم ، من و شوهرت را برگزيد. همسر خوبى دارى . قدرش را بدان و از فرمانش سرپيچى مكن . سپس ‍ على را خواند و فرمود: با همسرت مدارا و مهربانى كن ! بدان كه فاطمه پاره تن من است . هر كس او را بيازارد، مرا اذيت كرده و هر كس او را خشنود كند، مرا خشنود نموده است . با شما وداع مى كنم و به خدا مى سپارمتان .
زهرا (عليها السلام ) در خانه على (عليه السلام )
خانواده كوچكترين واحد تشكيل دهنده اجتماع است . افراد اين اجتماع بايد در حريم خانواده به آداب دينى و فضايل اخلاقى تربيت يابند و پرورش و رشد نمايند: تا اجتماع سالم و مترقى را به وجود آورند. هر يك از زن و مرد كه ركن اصلى و اساسى خانواده محسوب شوند، وظايفى دارند كه بايد در انجام آن كوشا باشند.
آنچه به عهده بانوى خانه گذاشته شده است ، اداره امور خانه و برقرار كردن نظم و آرامش مى باشد، تا مرد خانواده با خيال آسوده بتواند در خارج از منزل به فعاليت ادامه دهد. از آنجا كه زن فطرتا خواهان بچه دارى و شوهر دارى مى باشند، اگر اين مهم را كه ذاتى است ، به گونه اى نيكو انجام دهد، در سعادت و ترقى خانواده سهم به سزايى خواهد داشت . فاطمه (عليها السلام ) از اين قانون مستثنى نبود. از اين رو رسول خدا كارهاى زندگى دختر و دامادش را تقسيم نمود و به فاطمه فرمود: كارهاى داخل خانه با تو باشد و امور مربوط به خارج خانه را بر عهده على گذاشت (69) .
مرحوم كلينى از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه اميرالمؤ منين هيزم فراهم مى كرد، آب مى كشيد و خانه را جارو مى نمود. فاطمه (عليها السلام ) آرد مى كرد و خمير درست نموده و نان مى پخت (70) .
جابر بن عبدالله انصارى روايت مى كند: روزى رسول خدا فاطمه را ديد كه از نمد شتر جامه اى بر تن كرده ، در حالى كه دستاس مى كرد، بچه اش را هم شير مى داد. پيامبر از مشاهده آن حال اشك ديدگانش جارى شد و به زهرا فرمود: دختر جان ! تلخى و سختى هاى دنيا را به خاطر شيرينى نعمت هاى آخرت تحمل كن . زهرا عرض كرد: خداوند را به خاطر نعمت هايش سپاسگزارم .
زهرا در زندگانى كوتاه خود با على (عليه السلام ) در دامن خويش چهار فرزند تربيت نمود كه هر كدام به نوبه خود منشا تحولات بزرگ دينى و اجتماعى و سياسى بود و عالم بشريت تا ابد به وجود آنها افتخار خواهد كرد (71) .
فاطمه (عليها السلام ) با همه مشغله اى كه داشت ، شوهرش را كه غالب اوقاتش در صحنه هاى پيكار سپرى مى شد و با مرگ هم آغوش بود، مورد توجه و محبت قرار داده ، او را به انجام وظايف خطيرش تشويق مى نمود.
علاوه بر امور داخلى خانه ، شوهرش را در كارهايش يارى مى كرد. پس از بازگشت از غزوه احد كه حضرت امير (عليه السلام ) در دفاع از رسول خدا زياده از حد مقاومت كرده و گروه بسيارى از مشركان را به هلاكت رسانده بود، شمشير خون آلودش را براى شستن به فاطمه داد و فرمود:
خذى هذا السيف فقد صدقنى اليوم ؛ اين شمشير را بگير كه امروز ايمان و شجاعت مرا تصديق نمود.
رسول خدا نيز فرمود:
خذيه يا فاطمه فقد ادى بعلك ما عليه و قد قتل الله بسيفه صناديد قريش ؛ (72) بگير شمشير را كه شوهرت امروز دين خود را ادا نمود و خداوند به وسيله شمشير او بزرگان قريش را به هلاكت رسانيد.
دختر يگانه شخص اول اسلام از كار كردن عار نداشت و از زير بار كارهاى دشوار خانه ، شانه خالى نمى كرد. به اندازه در منزل زحمت مى كشيد كه على (عليه السلام ) به شدت ناراحت مى شد و خدمات او را تحسين مى نمود.
روزى به يكى از اصحاب فرمود: مى خواهى از وضع خودم و فاطمه براى تو بگويم . آن قدر در خانه آب آورد كه آثار مشك بر بدنش ديده مى شد. آن قدر آسياب كرد كه دستهايش تاول زد. آن قدر در نظافت و تميز كردن و پختن نان و غذا زحمت كشيد كه لباس هايش كثيف شد و زمانى كه كار بر او سخت شد، گفتم خوب است خدمت پيامبر برسى و جريان را برايش ‍ بازگو كنى ، شايد خادمى برايت تهيه كند تا در خانه دارى به تو كمك كند. فاطمه خدمت پدر بزرگوارش رسيد، خجالت كشيد حاجتش را بيان كند. بدون خواستن حاجت به خانه برگشت . پيامبر احساس كرد كه فاطمه حاجتى داشته ، از اين رو صبح روز بعد به منزل ما تشريف آوردند.
سلام كرد، پاسخ داديم . داخل خانه شد و پيش ما نشست و فرمود: فاطمه جان ! ديشب به چه منظور به منزل ما آمدى ، فاطمه خجالت كشيد حاجتش را بگويد. من عرض كردم : يا رسول الله ! فاطمه آن قدر آب آورده كه بند مشك در سينه اش اثر گذاشته ، آن قدر آسياب كرده كه دست هايش ‍ تاول زده ؛ آن قدر خانه را تميز و مرتب كرده و غذا پخته كه لباس هايش ‍ كثيف شده است . من گفتم خدمت شما برسد، شايد خادم و كمك كارى به وى عطا كنى . پيامبر فرمود: فاطمه جان ! مى خواهى عملى به شما ياد دهم كه از هر خادمى بهتر باشد. وقتى خواستى بخوابى ، سى و سه مرتبه بگو: سبحان الله ؛ سى و سه مرتبه بگو: الحمدالله ؛ سى و چهار مرتبه بگو: الله اكبر. اين ذكر صد مرتبه بيش نيست ، ولى در نامه عمل ثواب هزار حسنه دارد. فاطمه جان ! اين ذكر را اگر هر روز صبح بگويى ، خداوند كارهاى دنيا و آخرتت را اصلاح خواهد نمود. فاطمه در جواب پدر گفت : از خدا و رسولش راضى شدم (73) .
يك روز بلال از وقت معمول ديرتر به نماز صبح حاضر شد. رسول خدا علت دير آمدن را پرسيد، عرض كرد: زمانى كه به مسجد مى آمدم ، به منزل فاطمه رفتم . ديدم مشغول آسياب كردن است و بچه او گريه مى كند. عرض كردم : اى دختر پيامبر! اجازه بده يكى از كارها را من انجام دهم . فرمود: بچه دارى از من بهتر ساخته است . اگر ميل دارى ، در آسياب كردن كمك كن . من مشغول آسياب كردن شدم . به اين جهت ديرتر به مسجد رسيدم . پيامبر فرمود: به فاطمه ترحم كردى ، خدا به تو ترحم كند (74) !
فاطمه زنى نبود كه فقط در گوشه منزل به اداره داخلى مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به جهان اسلام بى خبر باشد