ش ‍ بخشيد و تو را اى على ، همانند زكريا و فاطمه را همچون مريم دختر عمران قرار داد كه هرگاه زكريا به محراب عبادت مريم وارد مى شد، نزد او رزق و طعام مى يافت (91) . بى علت نيست كه پيامبر فرمود: (( لو لا على لم يكن لفاطمه كفو (92) ؛ اگر على نبود كفو و همشاءنى براى فاطمه وجود نداشت )) .
ماجراى ديگر
در يكى از روزها زهرا و فرزندانش و على (عليهماالسلام ) از شدت گرسنگى توان نداشتند و چيزى در منزل يافت نمى شد، تا سد جوع كنند. زهرا (عليها السلام ) لباس خود را نزد زن يهودى گرو گذاشت و مقدارى جو گرفت . به خانه آورده ، آرد كرد و نان تهيه نمود. همسر يهودى كه به خانه آمد پرسيد: در خانه اين نور چيست ، زن گفت : نور لباس فاطمه است . مرد در همان حال مسلمان شد و زن او هم مسلمان گرديد و همسايه ها و هشتاد نفر از آشنايان آمدند تا اين منظره را ديدند مسلمان شدند (93) .
وجود حضرت زهرا والاتر از اين است كه براى لباس و ظواهر اهميت و ارزشى قائل شود. آن بانوى گرامى تفاوتى بين لباس نو و كهنه قائل نبود. ايشان از نظر اجتماعى بالاترين موقعيت را دارا بود. دختر رسول گرامى اسلام برترين شخصيت در جزيره العرب بود. از طرفى همسر على (عليه السلام ) بود كه وصى و جانشين پيامبر و سپهسالار لشكر او بود. علاوه بر آن سرمايه فدك را در اختيار داشت كه ثروت عظيمى بود. او مى توانست بهترين زندگى و لباس را داشته باشد اما مى بينيم براى سد جوع مجبور مى شود لباس كهنه خود را گرو بگذارد و به پاداش گذشت از ظواهر دنيوى ، خداوند چنان بركتى به اين لباس مى دهد كه به وسيله آن هشتاد يهودى مسلمان مى شوند. اين زندگى بايد درسى باشد براى زنان مسلمان جهان كه ارزش واقعى خود را در يابند و شخصيت وجودى خود را برترى دهند و به ظواهر دنيا مشغول نشوند. اگر چنين كنند به همان نسبت از معنويت فاصله مى گيرند.
نافع بن ابى الحمراء مى گويد: هشت ماه پيامبر را مى ديدم كه هر روز هنگامى كه براى نماز صبح بيرون مى آمد، به در خانه فاطمه مى رفت و مى فرمود: سلام بر شما اى اهل بيت ! وقت نماز است . همانا خداوند اراده فرموده كه از شما اهل بيت را از هر گونه ناپاكى دور نموده و پاكتان سازد (94) .
رسول اكرم براى اطلاع همه ياران اهل بيت خود را در موقعيت هاى مختلف به مردم معرفى مى نمود تا همگى بدانند آيه تطهير در شان آنها نازل شده است . مقصود از تطهير تنها طهارت ظاهرى نيست ، بلكه طهارت و پاكى از هر گونه پليدى ظاهرى و باطنى است ، زيرا (( ال )) در كلمه (( الرجس )) براى (( استغراق جنس )) است و قرينه اى براى تخصيص آن به نوع خاصى از رجس نيست و اين لطف الهى است كه دارنده آن از هرگونه گناه و خطا و عيب مصون و محفوظ است . هنگامى كه آيه لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا؛ يعنى پيامبر را آن گونه كه يكديگر را صدا مى زنيد، صدا نزنيد (95) )) . نازل شد، مسلمانان پيامبر را با خطاب (( يا محمد )) صدا نكردند، بلكه (( يا ايها الرسول ، يا ايها النبى )) مى گفتند. فاطمه مى گويد: بعد از نزول اين آيه جرات نكردم پدرم را با عنوان (( يا ابتاه )) صدا كنم . هنگامى كه نزدش مى رفتم (( يا رسول الله )) خطاب مى كردم . يكى دو بار اين عمل تكرار شد، ديدم پيامبر ناراحت شد و از من روى برگرداند. مرتبه سوم رو به من كرد و فرمود:
يا فاطمه ! اءنها لم تنزل فيك و لا فى اءهلك و لا فى نسلك اءنت منى و اءنا منك انما نزلت فى اءهل الجفاء و الغلظه من قريش ؛ اى فاطمه ! اين آيه درباره تو و خاندان و نسل تو نازل نشده است تو از منى و من از توام . اين آيه در مورد جفاكاران و تندخويان بى ادب قريش نازل شده است . بگو: پدر جان ! كه اين سخن مرا زنده مى كند و خدا را خشنود مى سازد (96) .
از على (عليه السلام ) روايت شده كه نزد رسول الله بوديم . پرسيد: بگوييد چه كارى براى زنان بهتر است .
جملگى نتوانستيم جواب قانع كننده اى بدهيم . متفرق شديم . من نزد فاطمه آمدم و سوالى را كه پيامبر از ما پرسيده و احدى از ما نتوانسته بود جواب دهد، براى فاطمه تعريف كردم . او گفت : من مى دانم . بهترين كار براى زنان آن است كه نه مردان آنها را ببينند و نه آنها مردان را ببينند. من برگشتم پيش رسول خدا و گفتم : سوال كرديد چه چيزى براى زنان بهتر است . براى زنان بهتر است كه نه مردان آنها را ببينند و نه آن ها مردان را ببينند. رسول خدا فرمود: چه كسى به تو ياد داد، تو پيش من بودى و نمى دانستى . گفتم : فاطمه ! رسول خدا متعجب شد و گفت : (( فاطمه بضعه منى (97) . ))
عايشه مى گويد: فاطمه در سخن گفتن شبيه ترين مردم به رسول خدا بود. وقتى وارد بر پيامبر مى شد، آن حضرت دست او را مى گرفت و مى بوسيد و به جاى خودش مى نشانيد. هر زمان كه رسول خدا بر فاطمه وارد مى شد، او به احترام پدر بلند مى شد و دست حضرت را مى بوسيد و در جاى خودش مى نشانيد (98) .
روزى عايشه پيامبر را ديد كه فاطمه را مى بوسيد. عرض كرد: يا رسول الله ! آيا او را مى بوسى ، در حالى كه شوهر دارد، پيامبر پاسخ داد: اگر مى دانستى چقدر فاطمه را دوست دارم ، محبت تو هم به او زيادتر مى شد. فاطمه حوريه اى است به صورت انسان . هر وقت مشتاق بهشت مى شوم ، او را مى بوسم (99) .
امام مجتبى (عليه السلام ) نقل فرموده اند كه :
مادرم فاطمه را ديدم شب جمعه در محراب به عبادت برخواسته است . تا سرزدن سپيده صبح در عبادت و ركوع و سجود بود و مى شنيدم كه براى مومنان و مومنات دعا مى فرمود و آنان را نام مى برد و براى آن ها دعا مى كرد اما هيچ دعايى براى خودش نمى نمود. به او گفتم : مادر! چرا همانطور كه براى ديگران دعا مى نمايى ، براى خودت دعا نمى كنى ، فرمود: پسرم ابتدا همسايه ، سپس خانه (100) .
همراهى اهل بيت با پيامبر (صلى الله عليه وآله )
حضرت زهرا دختر شايسته رسول خدا بود و حضرت مقام شامخ فرزندش را به خوبى مى شناخت .
پيامبر مى دانست كه فاطمه (عليها السلام ) مادر امامان و پيشوايان دين است . زهراى مرضيه معصوم از هر گناهى بود و كسى جز رسول الله و على (عليه السلام ) نمى توانست مقام والاى او را درك كند. رسول خدا مى دانست كه نور فاطمه روشنى بخش فرشتگان آسمان است و جز زهرا زنى شايستگى چنين مقام بزرگى را ندارد. حضرت محمد (صلى الله عليه وآله ) به سبب مقام نبوت و رهبرى الهى داراى شخصيت خاص مى باشد. رسول خدا در زمان رهبرى الهى خود سعى مى كرد كه در تحمل سختى ها با مسلمانان شريك باشد. خوراك و پوشاك و لوازم زندگى و مسكن او در حد متوسط بلكه در سطح فقرا بود. در رعايت اخلاق اسلامى چنان بود كه خداوند متعال درباره اش مى فرمايد: (( اءنك لعلى خلق عظيم )) و به همين جهت در قلوب مسلمانان جاى داشت و رهنمودهاى او را به جان و دل مى خريدند. روشن است كه اجراى چنين برنامه اى بدون همكارى زن و فرزند ممكن نيست . اگر خانواده همكارى و همراهى با مرد صاحب خانه داشته باشند، او مى تواند به تعهدات خود عمل نمايد. اگر همكارى نباشد، عمل به چنين برنامه اى بسيار مشكل است و حتى مى توان گفت ميسر نمى باشد. پيامبر بدين برنامه عمل مى نمود و به خانواده خود چنين مسئوليت سنگينى را تفهيم مى كرد كه ه