ار حضرت زهرا را تحسين كنيم اما در عمل نسبت به آن واكنشى نداشته باشيم . اگر چنين نباشيم ، نمى توانيم ادعاى شيعه و پيرو بودن را داشته باشيم . امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
ليس من شيعتنا من قال بلسانه و خالف فى اءعمالنا؛ شيعه ما نيست كسى كه با زبان بگويد من شيعه هستم ، ولى مخالف ما عمل كند.
پيرو فاطمه بايد او را الگوى خود قرار داده و در رفع نيازمندى هاى برادران و خواهران دينى خود بكوشد. در اين داستان ملاحظه مى شود زهراى مرضيه (عليها السلام ) چيزى در خانه نمى يابند، از اين رو زيرانداز بچه هايش را به مرد سائل مى دهد. زير انداز به گونه اى است كه پيرمرد فقير هم از گرفتن آن امتناع مى كند، سپس گردن بند چوبى را كه هديه دختر عمويش مى باشد مى دهد. اين گونه رفتار است كه به زهرا (عليها السلام ) ارزش و عظمت مى بخشد و به آنچه متعلق به اوست ، بركت مى دهد. در اثر بركت يك گردن بند چوبى چند عمل بزرگ صورت مى پذيرد.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
شكت فاطمه الى رسول الله عليا، فقالت : يا رسول الله ! ما يدع شيئا من رزقه الا وزعه بين المساكين ، فقال لها: يا فاطمه ! اءتسخطينى فى اءخى و ابن عمى ؟ ان سخطه سخطى و ان سخطى لسخط الله ، فقالت اعوذ بالله من سخط الله و سخط رسوله ؛ يك روز فاطمه خدمت رسول خدا شكايت برد كه : على هر چه دارد، بين فقرا تقسيم مى كند. فرمود: فاطمه جان ! مبادا برادر و پسر عمويم را ناراحت كنى ، زيرا غضب على غضب من و غضب من غضب خدا است . فاطمه فرمود: پناه مى برم به خدا از غضب خدا و غضب رسول او (106) .
اسماء بنت عميس مى گويد: روزى رسول خدا به منزل فاطمه رفتند، ديدند حسن و حسين در منزل نيستند. احوالشان را پرسيد، عرض كرد: امروز در خانه چيزى براى خوردن نبود. على وقتى مى خواست بيرون برود، فرمود حسن و حسين را با خود ببرم ، مبادا گريه كنند و از تو درخواست غذا نمايند. آنان را برداشت و رفت نزد فلان شخص يهودى . رسول خدا در جستجوى على بيرون رفت و او را در نخلستان يهودى يافت كه مشغول آب كشى بود. حسن و حسين را مشغول بازى ديد و مقدارى خرما پيش آن ها بود. به على (عليه السلام ) فرمود: قبل از گرم شدن هوا حسن و حسين را به خانه برگردان ، على عرض كرد: يا رسول الله ! وقتى كه از خانه خارج شدم ، غذايى در خانه نداشتيم . درنگ كنيد تا مقدارى خرما براى فاطمه تهيه نمايم . با اين يهودى قرار گذاشتم در مقابل هر دلو آب ، يك دانه خرما بگيرم . زمانى كه خرما آماده شد، آن ها را در دامن ريخت و حسن و حسين را برداشت و به منزل برگشت (107) .
عموم راويان شيعه و سنى نقل كرده اند كه اميرالمومنين و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين و خادمه آنها (( فضه )) طبق نذرى كه كرده بودند، سه روز روزه گرفتند.
به شب ، هنگام افطار سائلى در زد. على (عليه السلام ) غذاى خود را به او داد و سايرين نيز به او اقتدا كردند و افطار خود را به فقير دادند و با آب افطار نمودند. شب دوم يتيمى در زد و آن ها دو مرتبه افطار خود را به او دادند. شب سوم اسيرى آمد و درخواست چيزى نمود. آن ها باز غذاى خود را دادند، آن گاه از طرف خداوند سوره (( هل اءتى على الانسان )) نازل شد (108) .
در آن آيه (( و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا )) اشاره به ايثار و انفاق آن بزرگوار دارد. برخى از علماء فرموده اند كه در اين سوره مباركه كه همه گونه نعمت هاى بهشتى ذكر و وعده شده اما از حورى ها و زنان بهشتى ذكرى نشده و اين به احترام حضرت زهرا (عليها السلام ) است (109) .
شركت در مباهله
اكثر راويان و مورخان و مفسران گفته اند: حضرت زهرا يكى از پنج نفرى است كه در مباهله پيامبر با مسيحيان نجران شركت داشته است و اين موضوع علاوه بر اين كه فضيلت بزرگى محسوب مى شود، از قوى ترين دلايل مى باشد كه روشن مى سازد (( اهل بيت معصوم )) پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهما السلام ) مى باشند و ديگر بستگان و زوجات پيامبر در اين خصوصيت شركتى ندارند. گروهى از مسيحيان نجران نزد پيامبر آمدند و در مورد عيسى با حضرت گفتگو كردند. پيامبر اين آيه را براى آنان تلاوت فرمود:
ان عيسى عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ؛ (110) مثل خلقت عيسى كه بدون پدر خلق شده ، نزد خدا همچون مثل (خلقت ) آدم است كه خدا او را (بدون پدر و مادر) از خاك آفريد.
مسيحيان قانع نشدند و اعتراض كردند و آيه مباهله بر پيامبر نازل گرديد:
فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع اءبنائنا و اءبنائكم و نسائكم و اءنفسنا و اءنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبين ؛ (111) هر كس پس از آنچه از علم به تو رسيده ، در مورد عيسى با تو محاجه كرد، بگو: بياييد فرا خوانيم پسرانمان و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و جانهايمان را و جان هايتان را، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .
مباهله آن است كه دو طرفى كه با هم در موضوعى اختلاف و تخاصم دارند، عليه يكديگر نفرين كنند و از خدا بخواهند لعنت و عذاب را بر طرفى كه باطل است ، فرود آورد. اين كار فقط از پيامبران راستين كه ارتباط واقعى با خدا دارند بر مى آيد. مسيحيان نجران ابتدا قبول نمودند و قرار شد فرداى آن روز مباهله شود. وقتى از نزد پيامبر رفتند، بين خود به گفتگو نشستند و اسقف به آنان گفت : اگر فردا با فرزندان و اهل بيتش آمد، از مباهله با او بر حذر باشيد.
اگر با اصحابش آمد، چيزى نيست و پيامبر واقعى نخواهد بود. فرداى آن روز پيامبر همراه با امير مومنان على و فاطمه و حسن و حسين آمد و در برابر مسيحيان بر خاك نشست و به اهل بيت فرمود: هنگامى كه من دعا كردم ، شما آمين بگوييد.
مسيحيان از مشاهده هيات او بيمناك شدند و اعتراف كردند كه روش او مانند ساير انبياى راستين است و از خدا خواستند از مباهله منصرف گردد و با آنان مصالحه نمايد. اينان با پرداخت اموالى به عنوان مصالحه برگشتند (112) .
3. سفارش رسول اكرم در همسر دارى
رسول اكرم به فاطمه (عليها السلام ) فرمود: اى فاطمه ! به حق آن كس كه مرا به عنوان مژده و بيم دهنده برانگيخته ، اگر شوهر از تو ناخشنود باشد و به همين حال از دنيا بروى ، بر جنازه ات نماز نخواهم خواند (113) .
آيا نمى دانى خشم و خشنودى شوهر موجب غضب و خشنودى خداوند است (114) . يك شبانه روز رضايت شوهر برابر با عبادت يك سال همراه با روزه و قيام در شب است (115) . ساعتى در كنار شوهر نشستن از يك سال عبادت و طواف كعبه برتر است (116) . زن چون باردار شود، فرشتگان آسمان و ماهيان دريا برايش طلب مغفرت كنند و هر روز خداوند براى او هزار حسنه مى نويسد و هزار گناه محو مى كند. چون وضع حمل نمايد، از همه گناهان بيرون رود، همانند لحظه اى كه از مادر متولد شده است . خداوند پاداش مجاهدان و شهيدان و صالحان و ثواب هفتاد حج براى او بنويسد. چون به فرزندش شير دهد، به شمار هر قطره شير، حسنه اى عطا فرمايد و لغزشى محو نمايد و پريان در بهشت برايش آمرزش خواهند كرد (117) .
دستورهايى كه رسول خدا درباره شوهر دارى به فاطمه مى دهد، بايد سرلوحه زندگى زنان مسلمان باشد، زيرا بزرگت