اش ‍ خالصانه و عاشقانه و مفيدى در راه شناخت اين سمبل والاى انسانى .
و اينك به يارى خدا و با اميد به عنايت آن بانوى برگزيده جهان هستى و لطف و بزرگ منشى و بزرگوارى آخرين فرزند و يادگار معصوم و برگزيده اش ، جان جهان ، آن آخرين اميد و آن تنها نويد، امام مهدى حاصل اين تلاش به صورتى كه پيشاروى شماست ، به همه ترقى خواهان و آزادمنشان و ارزش خواهان ، به ويژه زنان و دختران روشنفكر، خداجو، ارزشخواه ، اصلاح طلب و انديشمندى كه آگاهانه و باالهام از راه و رسم او، در انديشه در هم شكستن كند و زنجيرهاى خرافات و اوهام ، زنگارهاى جاهلى و ظالمانه ، پندارهاى بى اساس و تبعيض آميز، آداب و رسوم ناسازگار با شاءن و منزلت انسان و آن گاه احياى حقوق ، آزادى ، حرمت ، كرامت و امنيت خاطر خويش و همه همنوعانشان در همه ميدان ها و صحنه هاى زندگى هستند، و بر آنند كه در ابعاد گوناگون زندگى فكرى ، فرهنگى ، هنرى ، عقيدتى ، اخلاق فردى ، خانوادگى ، اجتماعى ، سبك سياسى و ديگر عرصه ها و فراز و نشيب هاى حيات ، ريحانه انديشمند و سرفراز پيامبر، اين برترين و شكوهبارترين و افتخارانگيزترين آموزگار و اين پيشواى راستين شرافت و كرامت و آزادى و سرفرازى را اسوه و الگو و سمبل زندگى خويش سازند و آگاهانه و خالصانه و انديشورانه و پر شور و شعور به او اقتدا كنند - به ويژه به فرزندان ارجمندم ، سعيده ، مسعوده و فهيمه عزيز - تقديم مى گردد.
در پايان اين سر آغاز، دست نياز و نيايش به بارگاه آن بى نياز و بنده نواز برمى داريم و پس از سپاس بى شمار و بى كران بر نعمتهاى گران و بنده نوازى اش ، با همه وجود، ذات پاك و بى همتاى او را مى خوانيم و از پيشگاه پرشكوهش مى خواهيم كه به حرمت ريحانه پيامبر در بارگاهش ، از لغزش هاى ما بگذرد و به لطف خويش ما را بيامرزد و اين گام لرزان در خدمت به فرهنگ و معنويت محبوبه خدا،
مايه شادمانى دل پيامبر،
فخر زنان ،
راز آفرينش انسان و مام گران مايه امام مهدى ، آن بزرگ اصلاحگر زمين و زمان را توشه سراى آخرت اين نويسنده ناچيز و پدر و مادرش - كه حقى بزرگ بر او دارند و خود را در اداى آن ، بسى ناتوان احساس مى كند - قرار دهد.

آمين رب العالمين
دفتر فرهنگ و انديشه اسلامى - بهار 1377
على كرمى فريدنى بخش 1: روح حيات در كالبد زمان
روح حيات در كالبد زمان
او اگر خورشيد جهان افروز بود، برتر از اين مشعل پر شكوه آسمانى ، والاتر از اين كانون نور و روشنايى ، برتر از اين ارزانى دارنده زندگى و حركت و حرارت و طراوت و نشاط و آسايش بود!
و اگر ماه بود، زيباتر از اين شمع شب افروز و دلرباتر از اين سمبل و نمونه جمال و زيبايى و روشنى بخش تر از اين چراغ منظم و اسرارآميز، و شكوهمندتر و خيره كننده تر و تحسين برانگيزتر از اين آفريده فرمانبردار و اين رهرو گرم رفتار و اين آيت و نشان اقتدار و عظمت خدا بود!
اگر زمين بود، رنگين تر از اين خوان گسترده ، پربركت تر از اين گنجينه معادن ، پر رازتر از اين دربردارنده عجايب ، شگرف تر از اين آفريده پراسرار، گسترده تر از اين عرصه پهناور و پاك و پاكيزه تر از هر زمين طيب و طاهرى بود كه انواع گلها و گياهان و دانه ها و ميوه ها را به فرمان خدا مى روياند و در دامان خويش مى پرورد!
و اگر كوه ، اين سمبل شكيبايى و پايدارى و مقاومت و رمز استوارى و پايمردى بود، به راستى قله اى پرفراز، سر به آسمان ساييده ، تسخيرناپذير و ثابت و پايدار در برابر طوفانها، گردبادها و امواج بنيان كن حوادث بود.
اگر درياى خروشان و مواج و پر تلاطم ، اين سرچشمه طراوت ، نشاط، خرمى و شادابى زندگى و موجودات زنده بود، انبوه انبوه لؤ لؤ و مرجان ، مرواريد، گوهرهاى رخشان و گرانبها و ناياب را در خود داشت !
و اگر اقيانوس ژرف و بى كرانه بود به راستى كه پراسرارتر از اين گنجينه اسرار، و سرشارتر از اين مخازن عجايب ، و پر رازتر از اين معماى شگفت انگيز آفرينش و پرثمرتر و مفيدتر از اين سفره احسان خدا بود.
اگر آبشار ريزان و شفاف و زلال بود، با همان شفافيت جان و زلالى دل و پاكى قلب و طهارت روح و قداست روان ، هماره دانش و بينش ، درايت و فرزانگى ، آگاهى و آينده نگرى ، ژرف انديشى و هدفدارى ، عشق و اخلاص ، فداكارى و ايثار، گذشت و صفا، شهامت و شجاعت ، عظمت و كرامت ، مهر و محبت ، دگردوستى و مردم خواهى ، حق جويى و حق گويى ، حق طلبى و حق پرستى ، آزادگى و آزادمنشى ، توحيد و تقوا، امانت و راستى ، درخشندگى و روشنگرى ، شگفتى و شگرفى ، پارسايى و پايدارى ، همت و اعتماد به نفس ، ايمان و عرفان و ديگر ارزشهاى والاى انسانى و خداپسندانه ، هماره از شاخسار وجودش بر تشنگان و جويندگان آب حيات ريزش داشت !
و اگر باران بود، باران رحمتى را مى ماند كه دانه هاى بى شمار قطرات جان بخش و زلال و پاك و زندگى ساز و شفابخش و بموقع خود را براى زنده ساختن زمين و زمان ، گل و گياه ، دانه و ميوه ، پرنده و انسان ، سخاوتمندانه مى باراند تا از سويى ميكربهاى كشنده و هستى سوز، بدانديشى ها و بدخواهى ها، كج فهمى ها و كودنى ها، خودخواهى ها و خودپرستى ها، شرارت ها و حماقت ها، تجاوزها و زورگويى ها، هواها و هوسها، نوع پرستى ها و بت تراشى ها، حق كشى ها و شيادى ها، تملق ها و چاپلوسى ها، وابستگى ها و دنباله روى ها، سنگدلى ها و بى رحمى ها و تمامى ضد ارزشها را از كران تا كران زمين پاك خدا بشويد و يكسره با زباله دان تاريخ بريزد و نابود سازد، و از دگر سو گل ها و گل بوته هاى نيكبختى و بهروزى را بروياند و بپرورد و شكوفا سازد و به ميوه بنشاند و زندگى را عطرآگين كند.
اگر رعد بود، فريادش رساتر و غرشش تكان دهنده تر و طنين جاودانه اش ‍ براى بيدار ساختن خواب رفتگان و هشيارى بخشيدن به غفلت زدگان و به هوش آوردن كسانى كه دچار انواع مستى ها و پستى ها هستند، كارسازتر و هشداردهنده تر بود!
و اگر برق بود، نور خيره كننده اش مشعل پرنور فرا راه ، چراغ راه هدايت و روشنى بخش مسير براى راه جويان و راه پويان آرمان خواه و هدفدار بود!
اگر گل ، اين سمبل جمال و كمال و تجسم بارز زيبايى و دلاويزى و دل انگيزى بود، به راستى زيباتر از همه گل ها، جالب تر از همه لاله ها، عطرآگين تر و ظريف تر از همه گلبرگ ها، تفكرانگيزتر از همه شكوفه ها و دل انگيزتر از تمامى دشت هاى پوشيده از گل و سنبل و باغستان هاى پر از لاله ها و شكوفه هاى رنگارنگ بود!
و اگر سرو، اين سرمشق پايدارى و برافراشتگى بود، خداى را سوگند! كه برافراشته تر و پايدارتر و شكيباترين آنها در برابر تندباد حوادث بود!
اگر دختر بود، دخترى بى همتا و بى همانند،
دخترى سرشار از خردمندى و خردورزى ،
ادب و عاطفه ،
پاكى و صفا،
معنويت و فضيلت ،
كمال و جمال ،
خداجويى و خداخواهى ،
خدابينى و خداپرستى ،
ايمان و پروا،
توحيد و توكل ،
شهامت و دليرى ،
عفاف و درستى ،
دانش و آگاهى ،
ژرف نگرى و نوانديشى ،
شهامت و شجاعت ،
زيبندگى و برازندگى ،
حق شناسى و انصاف ،
عدالتخواهى و دادگرى ،
حق طلبى و ستم ستيزى ،
آزادگى و آزادمنشى و به يك ك