را نيز به اسارت فكرى و عملى خويش مى گيرند، از ((امير)) ارزشها و والايى ها و قداست ها و عدالت ها و حريت ها و نيايش ها و مردم خواهى ها و بشردوستى ها دفاع كرد.
براى از ميدان بيرون راندن خودكامگانى كه بيدادگرى شان همان گونه كه فاطمه (عليها السلام ) ژرفنگرانه پيش بينى كرده بود، جانكاه و طاقت فرسا و استخوان سوز و ديرپا و انحطاطآفرين و در نهايت درجه ناجوانمردانه و عارى از وجدان و رذيلانه بود، آرى ، ((اميره )) نور و روشنايى براى زدودن ظلمت ها، ناآگاهى ها،، غفلت ها، ساده انديشى ها، تعصبات كور، درخشيدنى ديگر آغاز كرد تا همگان اگر خواستند با اين مشعل فراراه ، جرثومه تجاوز و فريب را در هر ستار و با هر شعارى كه چهره منحوسش را نهان كند و با هر رنگى خود را بزك نمايد، و در هر برهه اى از تاريخ و در هر جامعه اى ظاهر گردد، آن را بشناسند.از نهيب شبان بيداردل و هوشيار، بيدار گردند و به دامان گرگ هاى درنده روى نياورند.
او در فرارسيدن دوباره شب هاى سرد زمستان ستم و آغاز دوباره يخبندان ارزش ها كه بار ديگر مى رفت تا گل ها و گل بوته هاى عطرآگين عصر درخشان رسالت را كه يادگار پدرش محمد (صلى الله عليه و آله ) بودند، بلرزاند و آن گاه كه كرم ساقه خوار و مخفى جاهليت و استبداد بر آن بود تا دگر باره شيره جان توده ها را بمكد و قامت رساى استقلال و استوارى و آزادى و آگاهى و حقوق انسانى و امنيت و كرامت شان را از درون بپوساند و پوچ و پوك سازد و مردم را در برابر بيدادى كه در حال سركشيدن بود به تعظيم و ذلت و حقارت - آن هم به نام خدا و باورهاى مقدس دينى - وا دارد، آرى ، آن روز، آن روز سرد و سخت كه براى دفاع از حق و عدالت و ارزش ها، كسى به يارى ((امير)) والايى ها و رادى ها به ميدان نيامد، آنروز، آرى ، آن روز، اين ((اميره )) ارزش ها و والايى ها بپاخاست و بامنطق پولادين ، امواج دانش و بينش ، حقگويى و حق طلبى ، انگيزش به خردمندى و خردورزى ، روشنگرى و انديشاندن ، با خون دل ، با استخوان هاى سينه ، با بازوان گره خورده ، با نفس گرم ، با فرياد حق طلبانه و هشدارهاى برخاسته از پرده دل و با مردم دوستى و خيرخواهى و خداجويى ، و با خون مقدس ‍ ((محسن ))، آن كودك شهيدش ، قرآن و عترت ، دو يادگار و دو امانت گرانمايه پيامبر، را مرزبانى كرد و شعله اميد و نويد را روشن و برافروخته داشت و خون بر رگهاى تاريخ تزريق كرد، و روح بلندآوازه و تابناكش را كه نه در حصار تن محصور بود و نه در زندان زمان و مكان ، آن را در امتداد زمان تا دامنه رستاخيز جارى ساخت و شاهكارى آفريد و تدابيرى انديشيد كه ديگر سرماى استخوان سوز شام تيره بيداد و فريب و دجالگرى نتواند بى سر و صدا حاكم گردد و جاهليت و بيداد را عدالت ، نفاق و خودكامگى را دين ، و شرك و زندقه را توحيد، و كفر بزك شده را اسلام ، و مذهب سالارى مخوف و هراس انگيز و ترور و وحشت شيفتگان قدرت و تاريك انديشان خشونت كيش را حاكميت دين پاك و بشردوستانه خدا و سبك و سيره آزادمنشانه و قانونگرايانه و پرجاذبه و مردمى پيامبر عنوان دهد.بخش 2: ريشه و تبار پرافتخار ريحانه پيامبر
عوامل سازنده شخصيت
شخصيت فردى ، اجتماعى ، عقيدتى ، اخلاقى ، فرهنگى ، هنرى ، سياسى و...هر انسان شايسته و بايسته اى ساخته و پرداخته عوامل و قالب هايى است كه او را ساخته و آراسته و پرورده اند، عوامل شخصيت ساز و پردازنده اى چون :
عامل وراثت ،
عامل تغذيه جسم و جان ،
عامل خانه و خانواده ،
عامل فرهنگ و آموزش و پرورش ،
عامل محيط به مفهوم گسترده آن ،
و سرانجام عامل اراده تاريخ ساز خود آن انسان .
و نيك مى دانيم كه شرايط خانه و خانواده و شخصيت پدر و مادر و محيط خانوادگى كه نخستين آموزشگاه و محيط تربيت و كلاس آموزش و جايگاه رشد و تكامل هر انسانى است ، چه اثر عميق و سرنوشت سازى در طراحى و پى ريزى و پردازش شخصيت مثبت يا منفى انسان دارد؛ چرا كه شالوده و پايه ها و چارچوب شخصيت جسمى ، فكرى ، روحى ، اخلاقى ، عاطفى ، عقيدتى ، روانى و...كودك در همان كانون پى ريزى مى گردد.و اين عامل حياتى به گونه اى در پردازش شخصيت فرزندان انسان نقش حياتى دارد كه دانشمندان مى گويند: هر انسانى ، نمونه و سمبل و آيينه تمام نماى شخصيت پدر و مادر خويش و طرز تربيت آنان است .
از اين رو براى آشنايى با شخصيت برجسته و باشكوه دخت سرفراز پيامبر بايد پرتوى از وجود گرانمايه پدر و مادر او را شناخت و با خانه و خاندان و تبارى كه اين بانوى بانوان ميوه شيرين و دل انگيز آن شجره مقدس و آن خاستگاه و رويشگاه و بوستان عطرآگين و آن درخت تناور و تربيت يافته آن آموزشگاه فضيلت ها و آن دو مربى نمونه و والاست ، آشنا شد.
نخستين عامل سازنده شخصيت
نخستين عامل سازنده شخصيت ، عامل وراثت يا عامل خانه و خانوده است .
در گذشته ، هماره اين پرسش در ذهن انسانها بود كه چه عاملى ، صفات ، و ويژگى ها و خصوصيات ظاهرى و باطنى يك بوته گل را به نسل بعد انتقال مى دهد؛ به گونه اى كه بذر يك گل را وقتى در باغچه خانه مى افشانيم و مى پروريم ، درست نسخه اى از اصل و آيينه اى است تمام نما از گل مادر، در رنگ و رو، عطر و بو، خاصيت و قيافه ، زيبايى و طراوت ، دل انگيزى و درس آموزى ، يادآور همان ريشه و همان گل سال گذشته است ؛ عامل اين خصوصيات چيست ؟همين گونه در جهان حيوان و انسان .
امروز دانش بشرى با سير شتابان خويش ، پاسخ ‌هاى شايسته را يافته است و عامل وراثت را نخستين عامل سازنده شخصيت و انتقال دهنده ويژگى هاى جسمى ، روحى ، ظاهرى و باطنى نسل هاى گذشته به نسل حاضر و نسل حاضر به آيندگان ، اعلان مى كند.
اين عامل و نقش سازنده اش ، در آيات و روايات ، با ظرافتى وصف ناپذير ترسيم شده است كه از نمودهاى اين واقعيت را مى توان در انبوه روايات مربوط به تشكيل خانواده و گزينش همسر، و نيز در موضوع شير و شيرخوارگى كودك و توجه دادن به سلامت فكرى ، عاطفى و روانى مادر نگريست .
و از همين زاويه است كه براى شناخت بانوى بانوان بايد پدر و مادر گرانقدر او را شناخت و ريشه و تبارش را؛ و نيز تدبير شگرف دستگاه آفرينش در خلقت وى را نگريست .
پدر گرانمايه ريحانه پيامبر
پدر برترين بانوى گيتى ، ((محمد))، كاروانسالار انسانيت و بزرگ پرچمدار آزادى و آزادگى است .
همو كه با همين نام گرانقدر، چهار بار در كتاب ارجمند خدا گرامى داشته شده و سوره اى نيز به همين نام در گراميداشت او فرود آمده است .(7)
همو كه نام بلند و پرشكوهش آيينه تمام نماى راديها و سرفرازيها،
راستى ها و درستى ها،
ايمان ها و اخلاص ها،
عشق ها و عرفان ها،
حق شناسى ها و حق طلبى ها،
عدالت خواهى ها و دادگرى ها،
آزادگى ها و آزادمنشى ها،
شجاعت ها و شهامت ها،
گذشت ها و ايثارها،
بشردوستى ها و مردم خواهى ها،
وفادارى ها و امانت ها،
پارسايى ها و معنويت ها،
توحيدگرايى ها و تقواپيشگى ها،
روشنگرى ها و سازندگى ها،
زيبندگى ها و برازندگى ها،
و به راستى برترين پيام آوران و سفيران خداست .
همو كه خداى جهان آفرين و جود گرانمايه و دين و آيين و راه و 