؛ يعنى : آموزش يافته بارگاه دوست ؛ يعنى : پاك و پاكيزه از نقاط ضعف و منفى : يعنى : نجات يافته از آتش و آفت ؛ و اين همه را خدا برگزيده و خدا تضمين فرموده است .
2- ((زهرا)) يا اختر فروزان
واژه نورافشان زهرا، از ((زهور))، به معناى درخشندگى برگرفته شده است ، و زهرا يعنى : درخشنده ، نورافشان و تابان .
او به راستى زيبا و درخشنده بود؛ زيباى ظاهر و زيباى باطن ؛ سراپا نور بود و كران تا كران وجودش عطرآگين و منور به نور معنويت و دانش و عرفان و توحيد و تقوا و آزادگى و عفاف و شهامت .
ستاره زهره كه سحرگاهان در آسمان مى درخشد، آن را ((زهره )) نام نهاده اند و فاطمه (عليها السلام ) نيز بدان دليل كه اندامى سپيد و سيمين گون داشت و بدان دليل كه چهره نورانى اش بسان ماه مى درخشيد و در سيما و صورت و رفتار و سيرت ، بسان پيامبر تلاءلؤ داشت و بدان دليل كه در آسمان غمزده و تيره و تار ((زن ))، به صورت اختر فروزانى به نورپاشى و فروغ افكنى پرداخت و تاريكى ها و ظلمت هاى زندگى را زدود و به نور دانش و كمال و عفاف و تقوا و فرهنگ و معنويت روشن ساخت ، آفريدگارش او را ((زهراء)) نام نهاد.
از ششمين امام نور پرسيدند:
لم سميت فاطمة (عليها السلام )، الزهراء؟
((چرا دخت سرفراز پيامبر، ((زهراء)) ناميده شد؟))
فقال (عليه السلام): لاءن الله خلقها من نور عظمته (51).
فرمود: ((بدان دليل كه خداوند او را از نور شكوه و عظمت خويش ‍ آفريد.))
و نيز از آن گرامى آورده اند كه فرمود:
كانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لاءهل السماء كما يزهر الكواكب لاءهل الاءرض (52).
بانوى شايسته كردار ((ام سلمه )) در وصف او مى گويد:
كانت فاطمة اءشبه الناس وجها و شبها برسول الله (53).
او در سيماى پرفروغ و شكوهبارش شبيه ترين ها به پيامبر خدا بود؛ همان گونه كه منش و رفتارش .
و بانوى ديگرى از بانوان مسلمان ، او را بسان ماه در شب چهارده وصف مى كند:
كانت كاءنها القمر فى ليلة البدر(54).
3- سومين نام بلند آوازه او
واژه ارجدار ((صديقه ))، سومين نام بلندآوازه ريحانه پيامبر و نشانگر بعد ديگرى از بوستان عطرآگين وجود و شخصيت والاى اوست .
واژه شناسان ، اين واژه را به مفهوم انسانى بسيار راستگو و درست انديش ‍ تفسير كرده اند؛ انسانى كه به راستى در قلمرو راستى و راستگويى در اوج كمال است ؛ به گونه اى كه راستى با كران تا كران وجود او آميخته شده و اين ارزش والاى الهى و بشرى ، شيوه و روش هماره او گرديده و او در انديشه ، عقيده ، گفتار، نوشتار، اظهارنظر، انتقاد، خيرخواهى و پند و اندرز، جز بر اساس راستى و درستى و صفا سخن نمى گويد و تنها بر اساس حق و عدالت راه مى پويد و عملكردش راستى گفتار و درستى سخنانش را به نمايش ‍ مى نهد.
قرآن اين وصف را تنها در خور پيامبران بزرگ و گرانقدرى چون ابراهيم ، ادريس ، اسماعيل ، موسى ، عيسى ، محمد، و بانوان برجسته و پاكى چون : مريم ، مام ارجمند مسيح ، و توحيدگرايان و فرمانبرداران راستين خدا و اصلاحگران واقعى مى نگرد؛ درخور كسانى كه به راستى در شمار، بسيار اندك هستند و در ميان انسان ها گوهرى ناب اما بسيار كمياب .و دخت فرزانه پيامبر، نمونه والاى آن گوهرهاى كمياب و يا درى يگانه بود.
او بر پرفرازترين مرحله راستى و درستى و ايمان و باور و گواهى و تصديق خدا و پيامبر و مقررات و مفاهيم آسمانى اوج گرفت و به مقام والاى ((صديقين )) پركشيد و به جايى رسيد كه پيامبر به فرمان خدا نام او را ((صديقه )) برگزيد.
از پيامبر گرامى آورده اند كه به اميرمؤمنان فرمود:
اءوتيت ثلاثا لم يؤ تهن اءحد ولا اءنا: اءوتيت صهرا مثلى ولم اءوت اءنا مثله .و اءوتيت زوجة صديقة مثل ابنتى ولم اءوت مثلها زوجة .
و اءوتيت الحسن و الحسين من صلبك و لم اءوت من صلبى مثلهما.
و لكنكم منى و اءنا منكم (55).
((على جان ! سه نعمت گرانبها، تنها به تو ارزانى شده است و به هيچ كس ‍ حتى به من نيز ارزانى نشده است .اين سه نعمت عبارتند از:
1- پدر زنى همانند من به تو ارزانى شده در حالى كه من پدر زنى همانند پدر زن تو ندارم .
2- به تو همسر گرانقدر و پرشكوهى چون دخترم ((صديقه )) ارزانى شده است و به من چنين موهبتى داده نشده است .
3- به تو فرزاندانى بسان دو نور ديده ام حسن و حسين داده شده است در حالى كه من تا كنون پسرانى همانند آن دو نداشته ام ؛ اما همگان بدانند كه شما همگى از من هستيد و من از شما.))
از ششمين امام نور در اين مورد آورده اند كه آن بانوى شكوهبار و پرمعنويت به راستى تصديق كننده حق بود و عصرها و نسل هاى پيشين بر محور شناخت و معرفت او چرخيده است :
وهى الصديقة الكبرى ، وعلى معرفتها دارت القرون الاولى (56)
4- چهارمين نام پرشكوه
نام ديگر دخت فرزانه پيامبر، واژه مقدس و ارجدار ((طاهره )) است و اين نام بلند و پرشكوه نيز نشانگر پاكى و قداست و معنويت وصف ناپذير اوست ؛ نشانگر اين حقيقت است كه آن دخت بهشت در ظاهر و باطن ، انديشه و عقيده ، گفتار و نوشتار، رفتار و كردار، شيوه و سبك ، سكوت و خروش ، اندرز و هشدار و در همه ابعاد زندگى و ميدان هاى حيات ، پاك و پاكيزه بود، و اين پاكيزگى از پليدى ها ناپسندى هاى ظاهرى و باطنى و يا در كردار و رفتار را، هم قرآن گواهى مى كند و هم دريافت دارنده قرآن و هم امامان نور.
قرآن در گواهى خويش بر قداست و پاكيزگى و خاندان وحى و رسالت - كه فاطمه محور و مدار آن كانون نور و روشنايى است - مى فرمايد:
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا(57)
((هان اى خاندان پيامبر! خداوند مى خواهد هر گونه پليدى را از شما بزدايد و شما را آن گونه كه مى بايد، پاك و پاكيزه سازد))
در داستان فرود اين آيه شريفه آورده كه : پيامبر در خانه بانو ((ام سلمه )) بود كه اين آيه شريفه بر قلب مصفاى او فرود آمد.آن حضرت بى درنگ دخت ارجمندش فاطمه و دو فرزندش حسن و حسين را به همراه اميرمؤمنان فراخواند و آنان را بر گرد خويش زير كساء نشاند و فرمود:
هؤ لاء اهل بيتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا(58)
((هان ! بدانيد كه اينان خاندان من هستند و خدا ناپسندى را از اينان دور ساخته و آن گونه كه شايسته و بايسته است اينان را پاك و پاكيزه گردانيده است .))
در اين هنگام ((ام سلمه )) پيش رفت و اجازه خواست تا در كنار آنان قرار گيرد اما پيامبر فرمود: نه ! تو در جاى خود باش ! تو انسان شايسته اى هستى اما در شمار اين پاكان و پاكيزگان بارگاه خدا نيستى ! انت على مكانك انت فى خير(59)
5- پنجمين نام مقدس او
نام ديگر ريحانه پيامبر، واژه ارجمند ((مرضيه )) بود كه اين نام نيز از قرآن برگرفته شده و نشانگر اين واقعيت است كه آن بانوى نمونه به گونه اى انديشيد و به سبكى راه زندگى را در پيش گرفت و به دنيا نگريست و به ارزش هاى والاى انسانى ، دنياى وجود خويش را آراست كه خدا از او خشنود و او نيز از خدا خشنود است .
او از نظر انديشه و عقيده ،
بينش و گرايش ،
عبادت و بندگى ،
فرمانبردارى از خدا و اطاعت او،
پارسايى و ساده زيستى ،
از نظر انفاق و مردم نوازى ،
شكيبايى بر ناملايمات و پايدارى در راه حق ،
و از نظر اخلاق فردى ، خا