يمه : نمونه دانايى و آگاهى .
عالمه : بزرگ بانوى دانشمند و دانشور.
جليله : گرانقدر و بزرگوار.
معظمه : گرامى و باعظمت .
محتشمه : دارنده حشمت و حرمت بسيار.
معصومه : آراسته به مقام والاى عصمت .
جميله : زيباى ظاهر و باطن .
مطهره : پاك و پاكيزه از هر نقطه منفى و نازيبا.
صفيه : برگزيده بارگاه خدا.
صابره : شكيبا و پرصلابت در برابر توفان ها.
شريفه : پر شرافت .
رشيده : دارنده شخصيت كامل و جامع .
كريمه : گرانقدر و گرامى .
سيده : بانوى راستين .
عفيفه : سمبل عفاف و پاكى .
رحيمه : پر مهر و بامحبت .
حانيه : دلسوز فرزندان خويش و جامعه .
منصوره : يارى شده بارگاه دوست .
عابده : پرستشگر خدا.
زاهده : پارساى واقعى .
قوامه : نيايشگر و شب زنده دار.
صوامه : بسيار روزه گير.
حنانه : بسيار غمخوار و خيرخواه .
شفيقه : پرمهر و دلسوز.
بره : شايسته كردار.
عطوفه : پرعاطفه و پرمهر.
ممتحنه : آزمايش شده بارگاه حق .
كوثر: سرچشمه خير و بركت .
قانعه : حق شناس و كم توقع .
عذراء: هماره دوشيزه .
مغصوبه : بزرگ پيشوايى كه حقوقش به غارت رفت .
مظلومه : بزرگ عدالتخواهى كه بر او بسيار ستم شد.
بنت الصفوه : دخت برگزيده و شايسته .
ركن الهدى : پايه و اساس هدايت .
موطن الهدى : جايگاه بلند هدايت .
صفوة ربها: برگزيده بارگاه پروردگار خويش .
سيدة النساء: سالار بانوان گيتى .
نور سماوى : نور آسمانى .
درة بيضاء: گوهر نورافشان .
بدر تمام : ماه شب چهاردهم .
جوهرة العزة و الجلال : گوهر تابناك عزت و شكوه .
غرة غراء: سپيدروى درخشنده .
سر العظمة : راز بزرگى و رمز عظمت .
عالية المحل : بلند جايگاه .
شفيعة العصاة : شفاعتگر گناهكاران در روز رستاخيز.
سر الله : راز نهانى عظمت خدا.
ولية الله : دوست خالص خدا.
حبيبة الله : محبوب بارگاه خدا.
عين الله : چشم حق بين خدا.
مشكوة نور الله : جايگاه و چراغدان نور خدا.
آية النبوة : نشان رسالت و نبوت .
دوحة النبى : شاخسار پيامبر.
روح ابيه : روح و روان پدر.
بنت المصطفى : دخت پيامبر برگزيده .
قرة عين الرسول : نور ديده پيامبر.
بضعة المصطفى : پاره وجود پيامبر.
مهجة قلب المصطفى : خون قلب و مايه حيات پيامبر برگزيده .
بقية المصطفى : بازمانده پيامبر.
بقية النبوة : يادگار رسالت .
زوجة الوصى : همتا و همپرواز جانشين راستين پيامبر.
قرار قلب امها: آرام بخش دل مادر.
جمال الاباء: سرمايه جمال و زيبايى پدران روزگار.
شرف الابناء: مايه افتخار و مباهات و شرف فرزندان .
كعبة الامال : كعبه آمال آرزومندان .
مجهولة القدر: بزرگ پيشوايى كه قدرش ناشناخته ماند.
المظلوم زوجها: بزرگ بانويى كه بر همپروازش ناجوانمردانه ستم رفت .
رضيض الصدر: همو كه سينه اش در هم كوبيده شد.
مغصوبة الحق : همو كه حقوقش پايمال شد.
المقتول ولدها: همو كه فرزندش به شهادت رسيد.
خفى القبر: آن بزرگ قهرمان رادى و سرفرازى كه مزارش نهان است (68).
قطره اى از درياى بى كران
در جامعه عرب رسم بر اين بود كه افزون بر گزينش نام و نشان براى كودكان ، پس از رشد و كمال به تناسب شخصيت شان ، براى آنان ((كنيه )) نيز برمى گزيدند؛ كه كنيه مردان با واژه ((اءب )) آغاز مى شد و از زنان با واژه ((اءم )).
دخت ارجمند پيامبر افزون بر اين نام ها و نشانه ها كه هر كدام قطره اى از اقيانوس مواج شكوه و عظمت او را به نمايش مى نهد، داراى كنيه هاى متعددى نيز هست كه مشهورترين آنها اين كنيه هاى شش گانه است :
1- ام الحسن : مام ارجمند حسن (عليه السلام).
2- ام الحسين : مام ارجمند حسين (عليه السلام).
3- ام المحسن : مام ارجمند محسن ؛ كه پيامبر اين كنيه را به او داد.
4- ام السبطين : مادر دو نواده ارجمند پيامبر.
5- ام الائمة : مام گرانمايه يازده امام راستين ، از حضرت مجتبى تا امام مهدى .
6- ام الفضائل : مادر فضيلت ها و والايى ها.
7- ام ابيها: مام پرشكوه پدر.
از ششمين امام نور آورده اند كه فرمود: مام ارجمندم ، فاطمه (عليها السلام )، با كنيه ((ام ابيها))، يا مام پدرش ، خوانده مى شد.كانت تكنى ام ابيها(69).
شگفت انگيزترين عنوان
از ميان كنيه هاى آن بانوى فرزانه ، از همه شگفت انگيزتر، آخرين آنهاست .هنگامى كه نام و عنوان يا لقب و كنيه انسان برجسته و بزرگى را شخصيت فرزانه اى چون پيامبر با الهام از بارگاه خدا برمى گزيند، بى هيچ ترديدى اين نام و عنوان ، آيينه شخصيت آن انسان شايسته و وارسته است ، و مى بينيم كه پيامبر ريحانه زندگى اش را ((ام ابيها)) مى خواند و او را به اين عنوان شگفت انگيز مفتخر مى سازد و اين مدال را بر سينه پر معنويت آن بانوى سرافراز مى نشاند.آيا در اين مورد انديشيده ايد كه چرا؟
به باور ما اين كار پيامبر بسان ديگر گفتار و كردارش حكيمانه است و به دلايلى او را با اين عنوان مى خواند:
1- مادر در حقيقت اصل و منشاء ظاهرى و آيينه تمام نماى وجود فرزند است و از آن جايى كه فاطمه در سيما و چهره پرشكوهش ، جمال دل آراى پدر را مى نماياند، پيامبر او را مام پدرش خواند.
2- مادر شايسته و لايق از آن جايى كه رويشگاه شخصيت كودك و اصل و ريشه اين نهال است ، در حقيقت نشانگر ويژگى هاى اخلاقى و انسانى فرزند نيز خواهد بود؛ و از آن جايى كه ريحانه پيامبر در گفتار و كردار،
خرد و انديشه ،
شهامت و شجاعت ،
پارسايى و تقوا،
ايمان و اخلاص ،
دانش و بينش ،
خداجويى و بشردوستى ،
جمال و كمال ،
آزادگى و آزادمنشى ،
حق محورى و حق طلبى ،
جهل ستيزى و مبارزه با ستم و استبداد و ديگر ارزش هاى والاى انسانى ، شبيه ترين انسان ها به پدر گرانمايه اش بود و نسخه و ترجمان ديگرى از آن حضرت را مى نمود، پيامبر اين مدال را بر سينه او نشاند و او را مام خويش ‍ خواند.
3- افزون بر اين ، بدان دليل كه اين دخت وفا به گونه اى همدل ، همفكر، همراه ، همسنگر، دلسوز و يار و ياور پدر در فراز و نشيب هاى سخت زندگى دگرگون ساز پدر بود و به گونه اى به او عشق مى ورزيد و محبت مى كرد كه در راه آرمانهاى والا و هدفهاى بلند پدر، سر از پا نمى شناخت و در اوج فداكارى ، از جان مايه مى گذاشت ؛ به گونه اى كه گويى در همان حال كه دخترى دلسوز و فداكار و رهرويى آگاه و توانمند و يارى آزاده و شيفته براى پدر خويش است ؛ در همان حال نقش مادرى لايق و دانا و بزرگمنش را نيز در حق پدر ايفا مى كند، پيامبر او را مام خويش خواند.
آرى ، او با اين كه دخت ارجمند پدر بود، مهر و عشق و شورى نسبت به پدر نشان مى داد كه تنها از مادرى بسيار گرانمايه در حق فرزندى ارجمند ممكن است ، و پيامبر نيز هر آنچه از دلسوزى و خيرخواهى و عواطف پاك و جوشان مادرى ممكن است ، همه را در وجود شكوهبار او مى ديد.
4- بدان جهت كه زنان پيامبر، مادر مردم با ايمان خوانده شدند، ريحانه پيامبر نيز كه برترين بانوى جهان هستى است ، مام پرشكوه ترين پيامبر خدا عنوان يافت تا مبادا يكى از آنان دستخوش غرور و پندار گردد و يا كسى آنان را همرديف آن دخت بهشت تصور كند.
5- و سرانجام اين كه بدان جهت كه آن بانوى سرافراز، اصل درخت امامت راستين و مايه و اساس ادامه راه و رسم عدالت خواهانه و انسان دوستانه و آسمانى پيامبر بود، آن حضرت او را مام ارجمند خويش خواند.ب