خش 4: رشد و شكوفايى در محيط و شرايط آرمانى
سرانجام با تدبير شگرف و تفكرانگيز دستگاه حكيمانه آفرينش ، از افق خانه پدر نمونه و پيشواى والا و مربى بى نظير و گرانقدرى چون پيامبر مهر و خرد، و مام حق جو و حق پو و فضيلتخواهى چون بانوى خردمند و روشنفكر حجاز، خورشيد فروزان وجود ((فاطمه )) طلوع كرد و با آغاز درخشش و نورافشانى خويش ، جهان را به نور خود نورباران ساخت .
اين طلوع مبارك در سال پنجم از بعثت و انگيزش محمد (صلى الله عليه و آله )، در مكه و در كنار كهن ترين معبد توحيد و تقوا روى داد.
ولدت فاطمة بعد ما اءظهر الله نبوة نبيه و انزل عليه الوحى بخمس ‍ سنين (70).
آرى ، اين كودك شكوهبار، با آن تدابير و زمينه سازى هاى همه جانبه ، در كانون وحى و رسالت ديده به جهان گشود؛ در خانه اى كه سرشار از مهر و عواطف انسانى ،
سرشار از ارزش هاى والاى اخلاقى ،
سرشار از درايت و هوشمندى ،
سرشار از تدابير علمى براى رشد و كمال ،
سرشار از ادب و ادب آموزى ،
سرشار از تربيت و امكانات تربيتى ،
سرشار از ظرافت ها،
سرشار از لطافت ها براى رشد و اوج ،
سرشار از ايمان و اخلاص ،
سرشار از كرامت و عظمت ،
سرشار از راستى و پاكى ،
سرشار از ابتكار و خلاقيت ،
سرشار از حق پويى و حق مدارى ،
سرشار از مردم خواهى و بشردوستى ،
سرشار از سعادت و نيكبختى ،
سرشار از عدالت و آزادى ،
سرشار از فضيلت خواهى و فضيلت پرورى ،
سرشار از شكيبايى و بردبارى قهرمانانه ،
سرشار از شجاعت و شهامت ،
سرشار از عفاف و متانت ،
سرشار از ايثار و فداكارى ،
سرشار از پروا و درستى ،
سرشار از بخشندگى و بلندنظرى ،
سرشار از ابداع و ابتكار،
سرشار از الهام و اميد،
سرشار از اطمينان و اعتماد به نفس ،
سرشار از آرمان و افتخار،
سرشار از عشق و شيدايى ،
سرشار از شور و شعور، و سرشار از شيفتگى و دلدادگى به حق و عدالت و احياى حقوق و آزادى انسان بود، ولادت يافت .
آن حضرت در چنين كانون نور و رستگارى و چنين محيط مساعد و عطرآگينى ، مراحل رشد و تربيت و شكوفايى را آغاز كرد و در كنار مربى جامع و كامل و وصف ناپذيرى چون پيامبر - كه خود تربيت يافته دست قدرت حق و ادب آموخته بارگاه خداست - با گام هاى بلند و استوار، راه كمال و جمال را پيش گرفت و در فضاى مقدس و آماده اى كه پدرى چون محمد، نورافشانى مى كرد و مهر و عشق و درايت مام خردمند و لايق و پاكباخته اى چون ((خديجه )) آنجا را گرمى و حرارت و صفا مى بخشيد، شخصيت او به سرعت رو به شكوفايى نهاد و راه پويايى و پايندگى و جمال و جلال را با سرعتى شگرف تا پرفرازترين مرحله آن ، هدف قرار داد و رفت تا در بلنداى قله شكوه و عظمت جلوه گر شود و نمونه و سمبل والايى ها و برازندگى ها و ارزش ها گردد.
محيط مساعد و سرشار از عدالت و آزادى
آرى ، فاطمه (عليها السلام ) در راه رشد و كمال و ظهور توانايى ها و استعدادهاى ستايش برانگيز دنياى پراسرار وجودش ، در يك محيط تربيتى بسيار مطلوب ، شرايط مساعد و در كنار پدر نمونه و مربى بى نظيرى با اين ويژگى هاى اساسى و سرنوشت ساز مى زيست :
1- پدرش كه آموزگار، مربى ، مقتدا، محبوب ، عزيزترين و پرشكوه ترين انسان عصرها در نظر او بود، از سويى چشمه سار دانش و بينش و علوم آسمانى را در بوستان وجود او، با بهترين سبك و دلپذيرترين شيوه مى جوشاند و به جريان مى انداخت و او را از مفاهيم و معارف والا سرشار مى ساخت و شايسته ترين و بايسته ترين درس هاى توحيدگرايى و پرواپيشگى و بشردوستى و زيباترين حقايق و پرجاذبه ترين واقعيت ها را كه از وحى و رسالت سرچشمه مى گرفت ، همه را به ريحانه ارجمندش ، مى آموخت و همه را به كام جان شيفته و عاشق حق او و بوستان زيبا و پر راز و رمز وجودش مى باراند و آن جان پاك و آماده اوج را سيراب مى ساخت .
2- از دگر سو او را در يك محيط سرشار از عدالت و آزادى ، در آغوش ‍ مادرى خردمند و فضيلت خواه ، با بهترين و شايسته ترين و انسانى ترين شيوه هاى تربيتى ، از آن جمله ، روش ارائه الگو - كه از مؤ ثرترين روشها و وسايل تربيت اخلاقى و روانى و روحى و اجتماعى و سياسى و انسانى در سازندگى و برازندگى كودكان و نوجوانان و جوانان است - مى پروراند، چرا كه آن مربى والا و آن آموزگار بى همتا، دخت نمونه اش را در راه پذيرش اين دانش ها و بينش ها و آراستگى ها و والايى ها و نشانه هاى اوج ، بسيار آماده مى ديد و در كران تا كران جان پاك و قلب نورانى او روشنى و برازندگى وصف ناپذيرى احساس مى كرد و آن وجود گرانمايه را در پيمايش پله هاى صعود و درجات كمال و جمال ، در اوج آمادگى مى يافت .
3- در كنار اين دو اصل اساسى ، با باران مهر و محبت و تشويق و گراميداشت سنجيده و حساب شده و الهام بخش و حكيمانه ، شخصيت او را، هرچه بيشتر صيقل و جلا مى داد و اراده اش را پولادين تر و اعتماد به نفس وى را پرتوان تر و استوارتر و تزلزل ناپذيرتر مى ساخت ؛ چرا كه سبك و سيره پيامبر در تربيت و مديريت ، در گفتار و عمل اين گونه بود كه :
اكرموا اولادكم و احسنوا آدابكم (71)
((فرزندان خود را گرامى بداريد و به آنان احترام كنيد و با آداب و سبكى زيبنده با آنها گفتگو و رفتار نماييد.))
و نيز اين گونه كه :
احبوا الصبيان وارحموهم و اذا وعدتموهم ففوا لهم ...(72)
((كودكانتان را دوست بداريد و با آنان پر مهر و محبت باشيد؛ و هنگامى كه به آنان وعده اى مى دهيد، به آن وفا كنيد.))
و اين سان كه :
رحم الله من اعان ولده على بره ...
((رحمت خدا بر پدر و مادرى كه فرزندش را به نيكوكارى بينگيزد و او را در راه رشد و شكوفايى ، يارى رساند!
پرسيدند: چگونه ؟
قال : يقبل ميسوره و يتجاوز عن معسوره ولا يرهقه و لا يخرق به (73)
فرمود: آنچه را كه در توان كودك است و انجام مى دهد، از او بپذيرد؛
و آنچه انجام آن براى كودك طاقت فرساست ، از او نخواهد؛
او را با گفتار و رفتار نسنجيده ، به گناه و سركشى برنينگيزد؛
و ديگر اين كه در برابر او دروغ و ناروا نگويد و به كار ظالمانه و ناپسند دست نيازد و بدآموزى نكند.))
و اين گونه كه :
رحم الله عبدا اعان ولده على بره بالاحسان اليه ، والتاءلف له ، وتعليمه و تاءديبه (74)
((رحمت خداى بر آن مربى و پدر و مادرى كه فرزندش را به نيكى بينگيزد و در اين راه ، او را يارى كند.به او در راه رشد و كمال احسان نمايد و بسان كودكى ، رفيق راه دوران كودكى او شود و او را آموزش دهد و ادب آموزد.))
آرى ، سبك و سيره آن مربى آسمانى ، نه تنها بارش باران مهر و محبت به ريحانه ارجمند خويش و فرزندان او بود، كه به همه كودكان و نوجوانان و جوانان ، سخت محبت مى فرمود و آنان را فرزندان خويش مى نگريست و نگران سرنوشت آنان بود و همه را گرامى مى داشت ؛ تا آنجايى كه آن حضرت را اين گونه وصف نمودند كه :
((مهر و محبت به نسل نو خاسته ، از سيره و سنت پيامبر خداست .))
والتلطف بالصبيان من عادة الرسول (75)
4- و از اين سه اصل ، سرنوشت سازتر اين بود كه محيط تربيت و پيشرفت و اوج گيرى فاطمه ، خانه عدالت و آزادى و كانون مهر و منطق و مركز دانش و فرهنگ و پايگاه راستين آزادى و آزادگى بود، و به جاى شيوه ه