 مكتب قرآن و اسلام و پيامبر است و سخن از سمبل بى نظيرى است كه نه تنها حجت خدا بر مردم است ، كه حجت خدا بر پيشوايان نور است .
نحن حجة الله على الخلق و فاطمة حجة علينا(89)
و الگو و اسوه پرافتخار امام مهدى (عليه السلام)، آن آخرين اميد و آن بزرگ اصلاحگر جهانى است .
وفى ابنة رسول الله لى اسوة حسنة (90)
و اين پديده شگرف و معجزه بزرگ ، تدبير شگرف دستگاه آفرينش در خلقت فاطمه و محيط مساعد و شرايط مناسب و بسيار مطلوب و محبوب تربيتى و مربى والاى آن يگانه عصرها و نسل ها و مهر و عنايت خدا بر اوست .بخش 5: سر آغاز زندگى مشترك با امير والايى ها
در اوج آسمان ها
امتياز ديگر ريحانه پيامبر بر همه دختران و زنان گيتى در ازدواج مبارك و درس آموز اوست ؛ چرا كه ازدواج او نيز به فرمان خدا انجام پذيرفت و در حقيقت خداى فرزانه آن دخت بهشت و شهسوار توحيد و تقوا، امير مؤمنان را به همسرى يكديگر برگزيد و عقد آنان در ملكوت آسمان ها بسته شد.
محدثان و مورخان در اين مورد آورده اند كه : پس از بال گشودن ريحانه پيامبر به بهاران نوجوانى و جوانى ، شرافت خانوادگى اش از يك سو، انتسابش به شخصيت والايى چون پيامبر و مام ارجمندش خديجه از سوى ديگر، زيبايى وصف ناپذير و جمال نورافشانش از طرف سوم ، خرد سرشار و درايت و هوشمندى و دانش و بينش بى همانندش از طرف چهارم ، آراستگى اش به ارزش هاى والاى انسانى و اخلاقى از طرف پنجم ، او را به صورت برترين و آرمانى ترين دختر دنيا جلوه گر ساخت و همين امتيازات بسيار و بى نظير سبب شد كه بسيارى از زرداران و زورداران از هر سو به خواستگارى او بشتابند و از پيامبر، افتخار پيوند با خاندان رسالت را بخواهند؛ اما آن حضرت به همه آنان ((نه !)) گفت و فرمود: امرها الى ربها(91)
((كار ازدواج فاطمه با پروردگار اوست نه پدرش .))
و گاه مى فرمود:
انى انتظر بها القضاء(92)
((من در اين مورد در انتظار فرمان خدا هستم .))
و اين تدبير آسمانى بدان دليل بود كه بايد در خواستگارى و ازدواج فاطمه ، راه و رسم شايسته و بايسته جوانان آرمان خواه ،
معيارها و ملاك ها در گزينش همسر،
سبك پيوند زندگى مشترك دو جوان آگاه و درستكار،
حق انتخاب و آزادى و حاكميت دختران بر سرنوشت خويش ،
رعايت حرمت و حقوق متقابل دو همسر،
چگونگى مراسم خواستگارى ،
تعيين مهريه ،
وضعيت جهيزيه ،
و سبك برگزارى جشن عروسى ، به تابلو رود تا ضمن درهم نورديده شدن شيوه هاى نكوهيده و دست و پاگير جامعه هاى منحط در اين مورد، معيارهاى ارزشى اسلام جلوه گر شود.
درست بر اين باور است كه پيامبر در برابر خواستگارى صاحبان زر و زور از دخترش ، به فرمان خدا به آنان ((نه !)) گفت ، اما هنگامى كه جوانى انديشمند و پرواپيشه كه از زر و زيور و بوستان و زندگى پر زرق و برق چيزى ندارد، اما از فرق تا قدم آراسته به ارزش هاى والاى انسانى و آكنده از ايمان است و به خواستگارى فاطمه آمد، فرشته وحى فرود آمد كه بايد پيامبر به او ((آرى )) بگويد و ريحانه اش را به همسرى او برگزيند.
پيامبر در اين فرمود:
اتانى ملك فقال يا محمد ان الله يقراء عليك السلام و يقول لك : انى قد زوجت فاطمة ابنتك من على بن ابيطالب فى الملاء الاعلى ، فزوجها منه فى الارض (93)
((فرشته اى از بارگاه خدا بر من فرود آمد كه : هان اى محمد! خداى فرزانه بر تو درود مى فرستد و مى گويد: من دخت ارجمندت فاطمه را در آسمان ها به همسرى امير مؤمنان على (عليه السلام) درآوردم ؛ تو نيز در زمين او را به ازدواج وى درآور!))
و آن گاه چه قدر آسان و صادقانه و پرمهر و با صفا، خود از سوى امير والايى ها كه چهره اش از شرم گلگون شده بود، سخن گفت و فرمود:
على جان ! گويى به خواستگارى دخترم فاطمه آمده اى ؟
لعلك جئت تخطب فاطمة
و چگونه دخت فرزانه اش را در جريان نهاد و حق انتخاب را براى او قرار داد تا در مورد همتاى زندگى اش آزادانه و خردمندانه تصميم بگيرد و پس از هويدا شدن نشان رضايت و خشنودى او از خواستگارى على (عليه السلام)، فرمود: الله اكبر، سكوتها اقرارها
((خدا بزرگتر و پرشكوه تر است ، سكوت خردمندانه و نجيبانه دخترم ، فاطمه ، در اين مورد، نشان قبول و اقرار اوست .)) و آن گاه او را به عقد اميرمؤمنان درآورد.
و چگونه مهريه برترين دختر گيتى را به آسانى و صفا در برابر پانصد درهم يا يك زره مقرر فرمود.
چگونه بدون توجه به آداب و رسوم رايج و رقابت ها و چشم و هم چشمى هاى دست و پاگير، ((بلال )) و يكى چند نفر ديگر را براى خريد جهيزيه به بازار فرستاد و چگونه جشن عروسى را با دادن يك ميهمانى دوستانه با دعوت همگانى اجيبوا الى وليمة فاطمة - شما را به ميهمانى عروسى فاطمه دعوت مى كنم - برگزار كرد.
و سرانجام با چه شكوه معنوى و انسانى دخت فرزانه اش را تا خانه اميرمؤمنان بدرقه فرمود.
رازى براى احياى شخصيت و حقوق زن
از امتيازات ريحانه پيامبر اين بود كه خدا وجود گرانمايه و پربركت او را راز و رمز و وسيله و راه و نمونه اى والا براى برچيدن سنت ها و شيوه هاى زشت و ظالمانه اى برگزيد كه در دنياى آن روز سخت رواج داشت و كند و زنجيرى گران بر دست و پا و مغز و انديشه زن ، افكنده و مردم را به اسارت خرافات و اوهام كشيده بود.
و نيز او را سمبل و نمونه اى برگزيد تا پيامبر گرامى ، همه اصول و ارزش ها و برنامه ها و سنت هاى مترقى دين خدا در مورد ((زن )) را در وجود گرانمايه او و زندگى و سبك رفتارش با او در چشم انداز عصرها و نسل ها به نمايش ‍ گذارد.براى نمونه :
1- خداى فرزانه در آفرينش ريحانه پيامبر نشان داد كه دختر، نه تنها فرزند است و بايد او را گرامى داشت ، كه مى تواند نعمت بزرگ خدا و مايه بركت و سرمايه سعادت باشد؛ از اين رو فاطمه ، به كوثر نورافشان ، يا چشمه سار هماره جوشان خير و بركت تعبير مى شود و پيامبر دستور مى يابد كه با ارزانى شدن او به خويشتن ، سپاس ارزانى دارنده او را بگزارد و نماز بخواند و قربانى كند و اين گونه قدمش را گرامى بدارد، تا بدين وسيله ، ديگر آن احساس احمقانه جاهلى - به هنگام دختر بودن نوزاد - به پدر و يا اعضاى خانواده اى دست ندهد و با شقاوت و شرارت به كشتن و يا زنده بگور ساختن اين نعمت گران خدا و يا احساس حقارت و تحميل از داشتن او نينديشد.
2- پيامبر به فرمان خدا و با الهام از بارگاه او بيشترين مهر و محبت را به ريحانه اش نثار مى كند.هنگامى كه او بر پدر وارد مى شد، پيامبر برمى خاست و به او خوش آمد مى گفت و دست او را مى گرفت و بوسه باران مى ساخت و او را در جاى خويش مى نشاند.
ما راءيت احدا اشبه كلاما و حديثا من فاطمة برسول الله و كانت اذا دخلت عليه رحب بها و قام اليها و اءخذ بيدها فقبلها و اءجلسها فى مجلسه (94)
او را پس از ولادت ، نعمت گرانبهاى خدا عنوان مى سازد،
او را در خردسالى در آغوش ، روى سينه و زانوهايش مى نشاند،
چهره نورافشان و گيسوانش را دم به دم - در حضور مردم - بوسه باران مى سازد،
كان كثيرا ما يقبل عرف فاطمة (95)
جلو پاى او بلند مى شود،
او را در كنار خويش و در جايگاه خود مى نشاند و دهان او را مى بوسد،
كان كثيرا مايقبلها ف