مت و طهارت و آن چهار منبع نور و سرچشمه فيض و بركت در كنار خورشيد جهان افروز وجود پيامبر، زير ((كساء)) گرد آمدند، به ناگاه فرشته وحى فرود آمد و اين آيه شريفه را به ارمغان آورد:
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا(105)
((هان اى خاندان رسالت ! خدا مى خواهد پليدى و ناپسندى را از شما دور ساخته و شما را آن گونه كه شايسته و بايسته است ، پاك و پاكيزه سازد.))
و بدين سان با آمدن اين موهبت ويژه بر پيامبر گرامى ، حقيقت نورانى و سيماى ملكوتى آن گوهرهاى ناب و پاك و ناياب ، از جمله مام گرانمايه فضيلت و تقوا فاطمه (عليها السلام )، كه محور و مركز اين خاندان سرفراز و پرافتخار است ، آشكار شد و اشعه تابناك اين اختران فروزان آسمان قرآن درخشيدن گرفت و روشن شد كه شريف ترين و گرانمايه ترين هاى جهان هستى ، اين پنج منبع و سرچشمه نور و روشنايى و كمال و جمالند.اينانند كه در زير آسمان نيلگون برترين هايند و اينان هستند كه معيار حق و باطل ، ميزان درستى و نادرستى و الگوى عدالت و آزادى و ارزش هاى انسانى اند و بس .
در اين مورد دلايل بى شمار است ، از جمله :
الف : پس از فرود آمدن فرشته وحى و آوردن اين ارمغان بزرگ الهى ، پيامبر گرامى كه دريافت دارنده وحى و آموزگار آن است ، بارها و بارها به مناسبتهاى گوناگون به اين واقعيت تصريح فرمود كه آيه تطهير تنها در مورد دخت گرانمايه اش فاطمه و همتاى زندگى اش اميرمؤمنان و دو نور ديده اش ‍ حسن و حسين و خود پيامبر است و بس .براى نمونه :
1- پس از فرود فرشته وحى و نزول آيه شريفه ، پيامبر در حالى كه خاندانش ‍ را گرد آورده بود و دست بر شانه امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين داشت ، رو به آسمان كرد و نيايشگرانه فرمود:
اللهم هؤ لاء اهل بيتى و خاصتى فاءذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا(106)
((بار خدايا! اينان خاندان من هستند، از اين رو گرد پليدى و ناپاكى را از آنان و آسمان زندگى شان دور ساز و آنان را آن گونه كه خود مى پسندى ، پاك و پاكيزه گردان .))
2- و نيز از آن گرامى آورده اند كه در همان حال كه دست بر شانه هاى فاطمه و شوى گرانقدر و دو فرزندش نهاده بود، افزود:
اللهم ان هؤ لاء آل محمد، فاجعل صلواتك و بركاتك على محمد و على آل محمد، انك حميد مجيد(107)
((بار خدايا! به راستى كه اينان خاندان پيامبرت ((محمد)) هستند، پس ‍ درودها و بركات خويش را بر محمد و بر خاندان او فرو فرست كه تو درخور ستايش و بزرگوارى هستى .))
ب : پيشواى بزرگ توحيد افزون بر مشخص ساختن آن شايسته ترين هاى گيتى به صورت گرد آوردن در زير ((كساء)) و تصريح به اين حقيقت به مناسبت هاى گوناگون ، باز هم براى روشن ساختن اين واقعيت آشكار دست به كار حكيمانه و جالبى زد و آن اين بود كه پس از فرود آمدن اين آيه شريفه تا پايان عمر ظاهرى اش هر روز به هنگام طلوع فجر و سپيده سحر كه به سوى مسجد حركت مى كرد، در برابر خانه سالار بانوان بهشت مى ايستاد و با صداى رسا ندا مى داد كه :
الصلوة ، الصلوة ، اهل البيت ، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس ...(108)
((نماز! نماز! هان اى خاندان وحى و رسالت !...))
كه اين كار حكيمانه و جالب پيامبر را برخى شش ماه ناظر بوده و گزارش ‍ كرده اند و برخى نه ماه و برخى كه ساكن مدينه بوده و هميشه ناظر بوده اند، تا رحلت آن حضرت نظاره نموده و گزارش كرده اند.(109)
احمد بن حنبل يكى از پيشوايان اهل سنت در مسند خويش آورده است كه شش ماه پس از فرود آمدن اين آيه شريفه و اين سند افتخار و برترى خاندان پيامبر، آن حضرت هر روز صبح كه به هنگام نماز بامدادى از برابر خانه دخترش عبور مى كرد، مى ايستاد و با صداى رسا و بلند مى فرمود: الصلوة ، الصلوة ، يا اهل البيت !...
((نماز! نماز! هان اى خاندان رسالت !...)) و آن گاه آيه شريفه را تلاوت مى فرمود كه :
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ...
و دانشمند ديگر اهل سنت در كتاب خويش آورده است كه پيامبر گرامى هر سپيده سحر و هر طلوع فجر كه براى نماز به مسجد مى رفت ، در برابر خانه دخت ارجمندش مى ايستاد و ضمن تلاوت آيه شريفه ((تطهير)) مى فرمود:
الصلوة ، الصلوة ، يا اهل البيت !...
((نماز! نماز! اى خاندان رسالت !...)) و اين كار فراتر از نه ماه ادامه داشت .
خاطر نشان مى گردد كه اين روايت از سيصد تن از ياران پيامبر گزارش شده است (110) و يكى از دانشمندان بزرگ اهل سنت اين روايات را به طرق متعدد از راويان مختلفى گرد آورده است .(111)
ج : خود زنان شايسته و پرواپيشه پيامبر بارها تصريح كردند كه آيه شريفه ((تطهير)) نه در مورد همسران پيامبر، كه درباره دخت ارجمند او و همتاى گرانقدرش ، اميرمؤمنان ، و دو گل بوستان او حسن و حسين (عليهم السلام ) به همراه پيامبر است .از جمله :
1- از ((ام سلمه )) آن بانوى درست انديش و بااخلاص كه همسر پيامبر و ناظر بر جريان بود و خود فرود آيه شريفه و تلاوت آن به وسيله پيامبر و دعا و نيايش آن حضرت و گرد آمدن آن پنج وجود گرانمايه در زير ((كساء)) را مى نگريست ، آورده اند كه :
من هم شوق زده گام به پيش نهادم و از پيامبر اجازه خواستم تا در كنار آن اختران تابناك قرار گيرم و از انوار معنوى آنان بهره ور گردم كه پيامبر مهر و رحمت به من اجازه نداد و در حالى كه دامن ((كساء)) را جمع مى كرد، فرمود:
انك على خير(112)
((تو عنصر نيكورفتارى هستى و بر راه درست گام سپرده اى اما به اين حريم راه ندارى .))
2- و نيز از ((عايشه )) آورده اند كه در غروب زندگى اش ضمن تاءسف از مخالفت با خاندان وحى و رسالت و دخالت در جنگ ((جمل )) گفت : فاطمه محبوب ترين انسانها نزد پيامبر بود و همين گونه همتاى زندگى او اميرمؤمنان ؛ من خود ديدم كه پيامبر آن دو و حسن و حسين (عليهم السلام ) را در زير ((كساء)) گرد آورد و آن گاه فرمود:
اللهم هؤ لاء اهل بيتى و حامتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.
((بار خدايا! اينان خاندان و حاميان راستين من و راه و رسم من هستند، پس ‍ پليدى و آلودگى ها را از آنان و آسمان زندگى شان دور ساز.))
آن گاه مى افزايد: من نيز پيش رفتم و گفتم :
يارسول الله ، انا من اهلك ؟
من هم از خاندان تو هستم و جزء اينان ؟
كه فرمود: ((دور شو، تو بر نيكى هستى اما از اينان نمى باشى .)) تنحى فانك الى الخير(113)
د: امير مؤمنان و ديگر پيشوايان نور بدين واقعيت تصريح كرده و به مناسبت هاى گوناگون و بحث و گفتگوها آن را فرود آمده در شاءن همان پنج نور پاك دانسته و خود را از آن خاندان شمرده اند.
براى نمونه :<
آن حضرت فرمود: چگونه ممكن است تو را در كام مشكلات گرفتار و اندوه زده بنگرم و آن گاه بدون آگاهى از درد و رنج تو و بى آنكه تلاشى براى نجات تو كرده باشم ، با وجدانى آرام و فكرى آسوده به خانه بروم ؟ آيا چنين كار و چنين سبكى با آزادگى و جوانمردى و مردم دوستى سازگار است ؟! هرگز چنين نخواهد شد!
اما ((مقداد))، آن قهرمان عقيده و انسان خودساخته ، همچنان با اصرار از آن حضرت مى خواست كه او را رها كند و برود و از حال و وضعش نپرسد و آن حضرت هم اصرار داشت كه او رنج و گرفتارى خويش را باز گويد.
سرانجام ((مقداد)) گفت : اينك كه تقاضا