ب ها و گرايش مردم به راه و رسم قرآن ، سران شرك و ارتجاع كه از هيچ اهانت و خشونت و زخم زبان فروگذار نمى كردند، آن حضرت را بى آينده عنوان دادند و همه جا در بوقهاى فريب و دروغ و بافته هاى ظالمانه خويش دميدند كه با رحلت پيامبر، دين و دفتر و راه و رسم او نيز به دست فراموشى سپرده خواهد شد؛ چرا كه جانشين و فرزندى ندارد كه راهش را ادامه دهد.(137)
اين سخنان قلب مصفاى پيامبر را آزرد، و آن گاه بود كه سوره مبارك كوثر فرود آمد و نويد ولادت فاطمه ، اين سرچشمه جوشان و نهر هميشه جارى خير و بركت به پيامبر و بشريت داده شد.
از اين رو ((كوثر))، دخت گران مايه پيامبر است و سوره مباركه كوثر نشانگر پرتوى از شكوه و عظمت او، و به وسيله او و شوى گرانقدر و فرزندان معصوم و گرانمايه و نسل پاك او، خداوند آيين توحيد و راه و رسم آسمانى محمد (صلى الله عليه و آله ) را تداوم بخشيد و همان گونه كه خود بارها و به مناسبت هاى گوناگون نويد داده است ، در واپسين حركت تاريخ نيز جهان را به دست آخرين فرزند پاك و قهرمان او لبريز از عدل و داد و آزادى و آزادگى و خرد و بينش و شناخت و آگاهى و رفاه و آسايش و كرامت و امنيت و غنا و بى نيازى خواهد ساخت و پرچم توحيد و تقوا و امنيت و آزادى و رسالت او را بر بام بلند گيتى در اهتزاز خواهد آورد.
يكى از دانشمندان بزرگ اهل سنت ضمن تفسير واژه ((كوثر)) مى گويد: اين سوره مباركه در رد بدانديشى هاى كسانى فرود آمده است كه نداشتن فرزند پسر را بر پيامبر خرده مى گرفتند و او را بدون نسل و آينده مى خواندند، كه خداوند نويد داد كه به او نسلى شايسته ارزانى خواهد داشت ؛(138) نسل سرافرازى كه به راستى پرچم عدالت و آزادى را به اهتزاز در آورده و در همه عصرها و نسل ها حاضر باشند.
و شگفتا كه با همه تحمل فشارها و شهادت ها، باز هم نسل پاك و سرفراز او جهان را از نظر ظاهرى و از نظر معنوى و ارزش هاى انسانى لبريز ساخته است .
و آن گاه مى افزايد كه شما خواننده عزيز بنگر كه چقدر انديشمندان بزرگ و متفكران نام آور از اين كوثر نورافشان سرچشمه گرفته است .شخصيت هاى والايى چون حضرت باقر و صادق و...نفس زكيه ، فرزند حضرت مجتبى .
7- جلوه گاه جاودانه ارزش ها
او ترجمان كامل يك دخت شايسته و سرفراز براى پدرى والا،
تفسير دقيق يك بانوى تمام عيار و آزاده ، و يك همتاى توانمند براى يك زندگى مشترك لبريز از سعادت ،
معناى درست يك مادر برجسته و موفق براى تربيت نسل سرفراز،
نمونه كامل و الگوى بى نظير يك زن و يك عضو زنده و پرتلاش و سرنوشت ساز براى جامعه برين بود.
سخنانش به راستى راز و رمز زندگى بود و كلماتش آيه ها و سوره هاى سرفرازى و كتاب عزت و آزادگى .
در واژه واژه گفتارش موج آگاهى و بينش رخ مى نمود و در لحظه لحظه زندگى اش موج ايمان و صداقت و اخلاص و بزرگى و شكوه .
راستى كه زندگى با وجود او معنا مى يافت و ارزش هاى والاى بشرى از راه و رسم او مى تراويد و برازندگى ها از خانه او پرتوافكن بود، و هيچ شگفتى ندارد كه خداى جهان آفرين اقامتگاه و محل زندگى او را نيز كه آموزشگاه فضيلت ها و فروزشگاه فروغ ارزش ها و تجليگاه خداپرستى و بشردوستى و آينده نگرى است مورد تجليل و تقدير قرار دهد و از حرمت و قداست ويژه اى برخورداش سازد؛ درست بسان كعبه ، بسان مسجد پيامبر، بسان ديگر مساجد و مكانهاى مقدس و پاك و پاكيزه و مورد احترامى كه خدا رخصت فرموده است كه مردم آنها را ارجمند دارند و نام بلند و شكوهبار او را در آن مكانها به عظمت برند و هر بامداد و شامگاه او را خالصانه بپرستند و بستايند.
فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والاصال (139)
((آن نور در خانه هايى است كه خدا رخصت فرموده است كه قدر و منزلت آنها رفعت يابد و مردم آنها را ارجمند بدارند و نام بلند و باعظمت خدا در آنها برده شود.هر بامداد و شامگاه او را در آن خانه ها ستايش ‍ مى كنند...))
از پيامبر گرامى آورده اند كه آن حضرت اين آيه شريفه را براى مردم تلاوت مى كرد كه : فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه ... كه مردى برخاست و پرسيد: اى پيامبر خدا! خانه هاى مورد نظر اين آيه شريفه كدامند؟
پيامبر فرمود: بيوت الانبياء.خانه هاى پيامبران .
هنوز سخن پيامبر با آن مرد به پايان نرسيده بود كه ((ابوبكر)) با اشاره به خانه فاطمه پرسيد: آيا اين خانه و اين سرا نيز از همان خانه هاى مورد نظر قرآن است ؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: نعم من افاضلها(140)
آرى اين از برترين آن خانه هاست .
و نيز ابن عباس از پيامبر آورده است كه در مسجد پيامبر نشسته بوديم كه فردى اين آيه شريفه را تلاوت كرد: فى بيوت اذن الله ...
من از پيامبر پرسيدم كه اين خانه ها كدامند؟
فرمود: خانه هاى پيامبران .
و آن گاه با دست مبارك به خانه دخت ارجمندش فاطمه اشاره كرد و فرمود: و اين خانه نيز بسان خانه رسالت و نبوت است .(141)
و خود آن گرامى تا جايى حرمت خانه فاطمه را پاس مى داشت كه هر گاه مى خواست به آن جا وارد گردد، نه يك بار كه سه بار مى فرمود: السلام عليكم يا اهل البيت !
و بدين سان با سلام ويژه اى كه سلام اجازه است از دخت ارجدارش ، آن فرزانه عصرها و نسل ها اجازه ورود به آن سراى پرمعنويت را مى گرفت .
به هر حال ، اين واقعيت در معتبرترين اسناد مذهبى پس از قرآن كريم ، موجود است كه پيامبر و ديگر امامان نور حرمت بسيار و ارج بى نظيرى براى حريم و خانه فاطمه مى نهادند.
حال اين ارزش و ارجگذارى به خانه آن كوثر نورافشان ، آيا به دليل احترام عميق به حريم دانش و دانشگاه فضيلت بود؟
آيا احترام به حريم تقوا و ايمان و اخلاص و قداست بود؟
آيا احترام به حريم بندگى و عبادت و راز و نياز با خدا بود؟
آيا احترام به ارزش هاى برخاسته از اين خانه يا پرورش يافتگان آن بود؟
آيا احترام به حريم الگو و سمبل و نمونه تمام عيار برجسته ترين و والاترين زن در قاموس آفرينش بود؟
و يا احترام به مكان مقدس و منورى بود كه فروزشگاه جاودانه ارزش ها، تجليگاه بالنده و هميشه دانش ها،
سرچشمه هميشه جوشان فضيلت ها و قداست ها و عفاف ها و شهامت ها،
درخششگاه ابدى كمال و جمال در تاريخ بشريت ،
و قبله گاه زنان آگاه و انديشمند و فضيلت خواه عصرها و نسل ها خواهد بود؟
احترام به خانه اى كه همه ويژگى هاى مساجد را داشت و به فرمان خدا در كنار مسجد پيامبر ساخته شده بود.پايه ها و ديوارها و اساس و بنيادش بر شالوده توحيد و تقوا و آزادى و رادى و رعايت حقوق خدا و حقوق بشر ريخته شده و از نفوذ شياطين و وسوسه هاى پاك و پاكيزه بود.
مركز پرستش خدا و محور ياد خدا و ستايش و سپاس او و سرچشمه ايمان و هدايت و آزادى و آزادگى بود.و ديگر اينكه در آن خانه ، مرد و زن سرفراز و قهرمانى زندگى مى كردند كه نه تنها بامداد و شامگاه كه لحظه لحظه زندگى شان سرشار از ياد خدا بود و نام خدا؛ و تمام همتشان مرزبانى از راه و رسم آزادمنشانه و خداپسندانه پيامبر او.
و سرانجام اين كه از آن خانه ، نسل سرفرازى قامت برافراشت كه مشعل روشنگر تاريخ بشر و اسوه و قدوه ا