ى كنى .
پس پروردگارشان خواسته آنان را پذيرفت و فرمود: من عمل هيچ انجام دهنده عملى از شما را - زن باشد يا مرد - ضايع نخواهم كرد؛ شما همنوع هستيد و از جنس يكديگر.پس كسانى كه هجرت كرده و از خانه هاى خود رانده شده و در راه من رنج ديده و به پيكار برخاسته و كشته شده اند، بديهايشان را از آنان مى زداييم و آنان را در بوستانهاى پرطراوت و زيبايى كه از زير درختان آن ، جويبارها روان است در مى آوريم ...))
در مورد آيه شريفه از ((عمار)) آورده اند كه پيامبر گرامى فرمود:
فالذكر فى هذه الاية على (عليه السلام) و الانثى فاطمه فى وقت الهجره ...(145)
((منظور از زن و مرد با ايمان و پرواپيشه اى كه خدا در اين آيه به آنها وعده پاداش پرشكوه و بهشت پرطراوت و زيبا مى دهد، على و فاطمه در هنگامه هجرت از مكه به سوى مدينه اند.))
و نيز در روايت ديگرى آمده است كه :
كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) يهتم لعشرة اشياء فاءمنه و بشره بها...
((پيامبر در مورد ده موضوع ، سخت در انديشه بود كه خداى جهان آفرين به او اطمينان و آرامش خاطر بخشيد و در هر ده مورد، مژده يارى و مدد به او داده شد.))<
1- آن حضرت به هنگام هجرت از شهر مكه و كهن ترين معبد توحيد، اندوهى سنگين گستره قلبش را گرفت كه پيك وحى فرا رسيد و آن آيه را بر قلب مصفاى او از جانب خدا فرود آورد كه :
ان الذى فرض عليك القرآن لرادك الى معاد(146)
((بى ترديد آن خدايى كه قرآن را بر تو فرو فرستاد و رساندن پيام آن و عمل به آن را واجب ساخت ، تو را به جايگاه و زادگاهت باز خواهد گردانيد.))
2- پيامبر در مورد سرنوشت قرآن شريف و دست هاى خيانت و تحريف نگران بود كه فرشته وحى اين آيه را از جانب خدا بر او خواند:
انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (147)
((به راستى كه ما قرآن را فرو فرستاديم و بى ترديد ما نگهدار و نگهبان آن هستيم .))
3- پيامبر در مورد سرنوشت دين و آيينش و فرجام آن مى انديشيد كه فرشته وحى فرود آمد و اين آيه آرامش بخش را به ارمغان آورد:
هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون (148)
((او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه آيين ها پيروزى و غلبه بخشد؛ هر چند شرك گرايان را ناخوش آيد.))
4- پيامبر در مورد ايمان آوردگان و توحيدگرايان راستين پس از خويش ‍ نگران بود كه اين نويد به آن حضرت نازل شد:
يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الاخرة (149)
((خداوند ايمان آوردگان را به خاطر گفتار و عقيده پايدارشان ، هم در اين جهان و هم جهان ديگر استوار مى دارد.))
5- پيامبر بر روند جامعه و آينده امت خويش نگران بود كه فرشته وحى با اين پيام به محضرش شرفياب شد كه :
وما كان الله ليعذبهم وانت فيهم وما كان الله معذبهم وهم يستغفرون (150)
((اى پيامبر! تا تو در ميان آنان هستى ، خداوند آنان را كيفر نخواهد كرد و نيز تا هنگامى كه استغفار و طلب آمرزش نمايند عذابشان نمى كند.))
6- و نيز آن پيشواى دورانديش از پيدايش فتنه ها پس از خود در مورد اميرمؤمنان از سورى فتنه انگيزان ، نگران بود كه فرشته وحى فرود آمد و اين آيه را آورد:
فاما نذهبن بك فانا منهم منتقمون ...(151)
((پس اگر ما تو را از ميان آنان ببريم ، بى ترديد از آنان انتقام خواهيم گرفت ؛ يا اگر آنچه را به آنان وعده داده ايم ، به تو نشان دهيم ، بى گمان ما بر آنان قدرت دارم .))
7- و نيز آن گرانمايه جهان هستى از روز رستاخيز و حسابرسى خدا در انديشه بود كه اين آيه شريفه فرود آمد:
يوم لا يخزى الله النبى و الذين آمنوا معه ...(152)
((در آن روز خدا پيامبر خود و كسانى را كه با او ايمان آورده اند، رسوا نمى سازد.))
8- و نيز در مورد شفاعت و عنايت خدا در روز رستاخيز مى انديشيد كه اين آيه باعث آرامش خاطر او گرديد:
و لسوف يعطيك ربك فترضى (153)
((و به زودى پروردگارت آنقدر به تو عطا نمايد كه خشنود گردى .))
9- و از فرجام تاريخ بشر و آينده جهان نگران بود كه اين نويد جان بخش از سوى خدا به او وحى شد:
وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم ...(154)
((خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند، وعده داده است كه به يقين ، آنان را در اين سرزمين ، جانشين خود قرار مى دهد؛ همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين خود قرار داد.))
10- و در هجرت به سوى مدينه و ورود به آن شهر، همواره در انديشه على و فاطمه بود كه پيك امين وحى فرود آمد و اين آيات جان بخش را در مورد آن دو در گران مايه عالم وجود بر آن حضرت فرود آورد و از سلامت و موفقيت و پيروزى و شكوه و عظمت آنان در بارگاه خدا، پيامبر را مطمئن ساخت :
الذين يذكرون الله قياما وقعودا وعلى جنوبهم ويتفكرون فى خلق السموات والارض ...فاستجاب لهم ربهم ...(155)
10- چشمه خورشيد
او چشمه خورشيد،
گوهر ناب حقيقت ،
سرچشمه رحمت ،
خوان گسترده دانش و حكمت ،
گنجينه خدا و پرتوى از نور او،
مركز دايره امامت ،
دخت گرانمايه نور،
پرورده فرودگاه وحى ،
اختر فروزان فلك رسالت ،
شهاب نورافشان آسمان نبوت ،
آرام جان و مايه شادمانى و سرور دل پيامبر،
والاترين زن جهان آفرينش ،
مام پدر،
و از نزديك ترين نزديكان آن حضرت بود كه قرآن در چند مورد او را به عنوان سمبل ((ذى القربى )) به تابلو برده است .
مفسران و محدثان در شاءن نزول و تفسير بيست و ششمين آيه از سوره مباركه ((اسراء)) چنين آورده اند:
هنگامى كه فرشته وحى اين آيه شريفه را بر قلب مصفاى پيامبر فرود آورد كه :
و آت ذاالقربى حقه والمسكين وابن السبيل ولا تبذر تبذيرا(156)
((و حق خويشاوند را به او بده و بينوا و در راه مانده را دستگيرى كن و ولخرجى و اسراف مكن !))، آن حضرت دخت گرانمايه اش فاطمه را فراخواند و فدك را - كه منطقه اى آباد و سرسبز و خرم ، در فاصله نزديكى از مدينه قرار داشت و در هفتمين سال هجرت بدون جنگ و عمليات نظامى به پيامبر گرامى هديه شده و خدا آن را به عنوان غنيمت به پيامبر بخشيده بود - به بانوى بانوان هديه كرد.و بدين سان يك بار ديگر لطف خدا و پيامبرش بر آن بانوى نمونه ، آشكار گرديد و روشن شد كه ذاالقربى در نگرش قرآنى ، فاطمه است و شوى گرانقدر و دو نور ديده اش ؛ و مهر و محبت آنان است كه پاداش پرشكوه رسالت مى باشد.
مفسران و محدثان در اين مورد روايات بسيارى آورده اند؛ براى نمونه ؛
1- يكى از ياران پيامبر به نام ((ابو سعيد خدرى )) آورده است كه : هنگامى كه آيه شريفه و آت ذاالقربى حقه فرود آمد، پيامبر دخت ارجمندش ‍ فاطمه را فراخواند و فرمود؛ از اين پس فدك از آن شماست .(157)
2- عطيه از ديگر ياران پيامبر است كه در اين مورد مى گويد: هنگامى كه اين آيه شريفه فرود آمد كه : و آت ذاالقربى حقه ، پيامبر دخت گرانقدرش ‍ فاطمه را فراخواند و فدك را به او واگذار كرد.(158)
3- ششمين امام نور در اين مورد فرمود: هنگامى كه آيه و آت ذاالقربى حقه فرود آمد، پيامبر گرامى به فرشته وحى فرمود: من مسكين و بينوا را مى شناسم و حقوق آنان را مى پردازم اما ذاالقربى چه كسانى هستند؟
