رشته وحى گفت : نزديكان شما!
آن گاه پيامبر دخت ارجمندش ، فاطمه ، و در ريحانه بوستانش ، حسن و حسين ، را دعوت كرد و فرمود: خدا به من دستور داده است كه حقوق شما را بپردازم ، به همين دليل ، فدك را به شما وا مى گذارم .(159)
4- يكى از زنان پرواپيشه و خردمند عصر پيامبر ((ام ايمن )) است .او در جريان واگذارى فدك حضور داشت و به همين جهت هنگامى كه نظام استبدادى و انحصارى سقيفه ، فدك را ظالمانه و به ناروا مصادره كرد، در مسجد پيامبر حضور يافت و به رهبر آن نظام گفت : آيا سخن پيامبر در مورد مرا شنيده اى كه فرمود:
((ام ايمن از زنان بهشت است ))؟
ابوبكر گفت : آرى !
آن گاه آن بانو گفت :
خداى را!خداى را، من گواهى مى دهم كه خدا به پيامبرش وحى فرمود كه و آت ذاالقربى حقه و پيامبر نيز فاطمه را فراخواند و فدك را به او بخشيد.(160)
11- اختر فروزان قرآن
او چشمه سار دانش و بينش ،
گوهر گرانبهاى ايمان ،
مرواريد عفاف و نجابت ،
سمبل اخلاص و ايثار،
هنر عملكرد شايسته و بايسته ،
تجليگاه ارزش هاى والاى انسانى ،
و اختر فروزان قرآن است .
((على بن جعفر)) در وصف آن بانوى نمونه آورده است كه : به هنگام تلاوت قرآن به اين آيه شريفه رسيدم كه مى فرمايد:
الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكوة ...(161)
((خدا نور آسمانها و زمين است .وصف نور او بسان چراغدانى است كه در آن چراغى است و آن چراغ در شيشه اى است ، آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته و مبارك زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى ، افروخته مى شود.
نزديك است كه روغن آن ، هر چند آتش بدان نرسيده باشد، نور دهد و روشنى بر روى روشنى است .))
پس از تلاوت آيه و تعمق بسيار در آن ، برخاستم و به محضر هفتمين امام نور رفتم و از آن حضرت از تفسير آيه پرسيدم كه فرمود: منظور از واژه مشكوة ، دخت ارجمند پيامبر، فاطمه است و مصباح ، دو نور ديده اش حسن و حسين .
آن گاه از دو واژه كوكب درى پرسيدم كه فرمود:
فاطمه در ميان زنان گيتى بسان اخترى نورافشان و فروزان است .
سپس از يكاد زيتها پرسيدم كه فرمود: او در دانش و بينش چنان است كه چيزى نمانده است كه همه علم و دانش از او سرچشمه بگيرد.(162)
12- راز آفرينش
او قامت برافراشته ايمان ،
سمبل زيباى معنويت ،
نمونه جاودانه توحيدگرايى و يكتاپرستى ،
آيينه تمام نماى حقيقت ،
راز و رمز خلقت ،
و سبب آفرينش است .
مفسران و محدثان به هنگام تفسير اين آيه شريفه - كه مى فرمايد:
فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم (163)
((سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و خدا بر او ببخشود؛ آرى ، اوست كه توبه پذير و مهربان است .)) - آورده اند كه : اميرمؤ منان به هنگام تلاوت اين آيه ، از دريافت دارنده وحى پرسيد: اى پيامبر خدا!منظور از واژه كلمات در اين آيه مباركه چيست ؟
پيامبر فرمود: هنگامى كه خدا آدم را در سرزمين ((هند)) و ((حوا)) را در ((جده )) فرود آورد، غم و اندوه شديدى بر آنان سايه افكند و قلبشان سخت فشرد و قطرات گرم اشك از جام ديدگانشان باريدن آغاز كرد و مدت ها گريستند، تا خداوند فرشته وحى را به سوى آدم فرو فرستاد و او به آدم گفت :
هان اى مردم ! خدا مى فرمايد: آيا تو را در پرتو قدرت خويش نيافريدم ؟
آيا از روح خود بر تو ندميدم ؟
آيا به فرشتگان فرمان سجده در برابر تو را ندادم ؟
و آيا ((حوا)) را به ازدواج تو در نياوردم ؟
آدم گفت : چرا! چرا!
خطاب آمد: پس گريه چرا؟
گفت : چرا گريه نكنم كه از جوار رحمت آفريدگارم رانده شده ام !
خطاب آمد: اينك اين كلمات را فراگير و بدان كه بوسيله آنها توبه ات پذيرفته مى شود.
آدم پرسيد: كدام كلمات ؟
پيام آمد: بگو:
اللهم انى اسئلك بحق محمد و آل محمد، سبحانك لا اله الا انت ، عملت سوءا وظلمت نفسى ، فاءغفرلى ...هؤ لاء الكلمات التى تلقى آدم .(164)
بار خدايا! تو را به حرمت و شكوه محمد و خاندانش ، على و فاطمه و دو ريحانه اش حسن و حسين ، اى آن كه پاك و منزهى و خدايى جز تو نيست ، اينك مرا ببخش ، من بدى كردم و بر خويشتن ستم روا داشتم ، پس بر من ببخشاى كه تو بسيار بخشاينده و مهربانى .
دقت در اين روايت نشانگر آن است كه :
1- خداوند به آدم با واژه هاى مقدس فاطمه و پدرش ، محمد، و شوى گرانقدرش ، على ، و دو ريحانه زندگى اش حسن و حسين ، تسلى مى بخشد و نام بلند آوازه آنان را همسنگ و هموزن جوار رحمان ، كه آدم از دورى آن مى گريد، قرار مى دهد.
2- ديگر اين كه توبه و بازگشت او را به وسيله اين پنج شخصيت شكوهبار كه سبب آفرينش اند، مى پذيرد.بخش 7: سيماى ريحانه پيامبر در آيينه شفاف محمد (صلى الله عليه و آله )
در آيينه شفاف محمد (صلى الله عليه و آله )
سيماى معنوى و سيرت انسانى و پرشكوه برجسته ترين بانوى عصرها و نسل ها در آيينه زلال و صاف و شفاف محمد كه جز حق را نمى نماياند، تماشايى است .
سيماى ((فاطمه )) در اين آيينه سيمايى است به درخشندگى آفتاب ،
به شفافيت نور،
به بخشندگى باران ،
به پرتوافشانى ماه ،
به زيبايى اختران در آسمان آبى ،
به عظمت كوه ها،
به ژرفى دره ها،
به سرسبزى باغ ها،
به طراوت بوستان ها،
به لطافت شبنم بهارى ،
به تفكر انگيزى جنگل ها،
به گستره زمين ،
به وسعت زمان ،
به موج خيزى دريا،
به شورانگيزى و شعورآفرينى كلام خدا،
به عطرآگينى گل ها و گلبرگ هاى دور از دسترس و باران خورده ،
و به شكوه و عظمت و قداست سيماى پيامبران و خود محمد (صلى الله عليه و آله ).
اين بانوى انديشمند و گرانمايه ، گستره اى از قلب مصفا و پهناور محمد (صلى الله عليه و آله )، برترين سفير خدا را قلمرو و مهر و عشق خويش ‍ ساخته و در سازمان وجود آن انسان بى نظير جهان هستى ، مقام والا و موقعيت ممتاز و شكوهبارى دارد.
او در آيينه محمد (صلى الله عليه و آله )، حوريه اى در سيماى انسان است .
همسخن فرشتگان است ،
گل زيبا و عطرآگين بوستان رسالت است ،
پاره وجود، رگ حيات ، قلب پيامبر، محبوب دل او، عزيزترين انسان ها در نزد او، از شجره مقدس رسالت و از نور وجود خود اوست .
او ركنى از اركان شكوهبار ايمان است ،
و مشعلى از مشعل هاى راستين هدايت ،
و كشتى نجات و معيار شناخت حق و باطل ،
و شبيه ترين انسان ها به پيامبر در انديشه و گفتار، رفتار و عملكرد و سيما و سيرت است .
دوستى او همرديف دوستى پيامبر است و پاداش زيارتش بسان پاداش ‍ زيارت آن حضرت و به رهروان راه توحيدى و آسمانى اش ، نويد نجات و بهروزى داده شده است .
او در آيينه محمد (صلى الله عليه و آله ) تنها بانويى است كه همشاءن و همتاى اميرمؤمنان است .بانويى است كه طهارت و قداست او مورد تاءكيد است .همتا و همشاءن على (عليه السلام) در امامت راستين و هدايت فكرى و دينى انسانهاست و كوثر نورافشانى است كه خدا قلب او را سرشار از يقين ساخته است ،
او برترين بانوى تاريخ بشر،
سالار زنان با ايمان ،
برترين بانوى عصرها و نسل ها،
پرفضيلت ترين بانوى بهشت ،
بانوى بى نظير جهان هستى ،
و دانشمندترين ، انديشورترين و بادرايت ترين بانوى جهان خلقت و راز آفرينش ((زن )) است .
سرانجام اين كه ريحانه پيامبر در آيينه شفاف و صاف محمد (صلى الله عليه و آله )، 