انوى بلند آوازه اى است كه نام مباركش بر در بهشت نوشته شده و بهشت به نور او نورباران گشته است .
او نخستين كسى است كه وارد بهشت مى گردد.در بهشت خدا همرديف پيامبر و در كنار او است و شكوه و عظمت او در روز رستاخيز و جهان ديگر، شكوهى است وصف ناپذير؛ و اين همه امتياز و افتخار ره آورد انديشه تابناك ، علم سرشار، خرد بسيار، ايمان و يقين وصف ناپذير، پارسايى و تقوا و آراستگى او به ارزش هاى والاى انسانى و الهى و موهبت هايى است كه خدا به او ارزانى داشته است .
دو نكته پيش از بحث
پيش از طرح بحث و نگرش بر سيماى ملكوتى و سيرت پرشكوه برترين بانوى جهان هستى در آيينه محمد (صلى الله عليه و آله )، يادآورى چند نكته اساسى ، ضرورى است .
1- درست است كه اين بانوى سرفراز، دخت گرانمايه پيامبر گرامى ، شخصيت خداساخته و بى نظيرى است كه گفتار و رفتار او تضمين شده است و معيار حق و باطل و ميزان درستى و نادرستى چهره ها و عملكردها و انديشه هاست .
او به گواهى آفريدگار هستى جز بر اساس حق سخن نمى گويد و جز بر اساس عدالت داورى نمى كند و جز بر پايه واقع نگرى و واقع بينى عمل نمى نمايد و ذره اى افراط و تفريط كه آفت جان قدرتمندان و صاحب نظران است ، در قاموس زندگى او راه ندارد.
از اين رو، نبايد سخنان حكيمانه و بلند پيامبر در مورد بانوى بانوان بهشت و يا رفتار درس آموز و پراسرار و بى نظيرش را با او، برخاسته از عواطف جوشان پدرى و مهر سرشار حاكم ميان او و دخت فرزانه اش پنداشت ؛ چرا كه آن حضرت دختران ديگرى نيز داشت و همه را دوست مى داشت ، اما با آنان چنين رفتار و كردار بى سابقه و لبريز از مهر و احترام و تكريم و تعظيم را نداشت .
و نيز نبايد سخنان آن پيشواى خداساخته در مورد دخت گرانمايه اش فاطمه را بسان تعريف و تمجيدهاى آبكى و مملو از غلو و گزافه دنياطلبان و فريب كاران عصرها و نسل ها تصور كرد، كه گاه براى دلگرم ساختن چاكران خانه زاد و يا دژخيمان بى آبرو و يا جلادان سفاك خويش و گاه براى فريب ساده دلان و گاه به عنوان وام متقابل ، براى يكديگر فضيلت هاى دروغين و پوچ و پوك مى تراشند، و هر كدام ديگرى را نابغه عصر و نجات بخش دهر و انديشمند قرن و متفكر روزگار و مصلح پراقتدار، يا چنين و چنان عنوان مى دهند.
نه ، هرگز! چرا كه پيامبر، پيشواى بزرگى است كه خدا به عدالت و صداقت و راستى و اخلاصش در همه ميدان ها و تمامى صحنه ها گواهى مى دهد:
و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى علمه شديد القوى (165)
آرى ، با اين باور و اين نگرش ، بايد سرفرازترين و كامل ترين الگوى جاودانه عصرها و نسل ها فاطمه را در آينه حق نماى گفتار و رفتار محمد (صلى الله عليه و آله ) به نظاره نشست و با اين ايمان و باور، او را تماشا كرد.
2- انبوه رواياتى كه بيانگر شكوه و عظمت دخت ارجمند پيامبر و امتيازات و ويژگى هاى اوست ، هم در منابع مورد اعتماد شيعه موج مى زند و هم در كتاب هاى معروف و مورد اعتماد اهل سنت .و اين نشانگر اين واقعيت بسيار ظريف است كه :
با وجود تحولات منفى و ويرانگر سياسى و اجتماعى و مذهبى در جامعه پس از رحلت پيامبر؛
و با وجود مورد يورش قرار گرفتن خاندان رسالت از سوى خودكامگان جاه طلب ؛ و با وجود اعمال سياست شوم سانسور در مورد اهل بيت و حذف فضايل و مناقب آنان ؛ و با وجود به راه انداختن موج تبليغات فريبكارانه بر ضد آن شايستگان و وارستگان ، و ادامه اين سياست كينه توزانه در طول حكومت سياه اموى و عباسى ، و با وجود سركوب شديد انديشمندان و متفكران دوستدار اين خاندان بزرگ ، باز هم چگونه به صورت معجزه آسايى اين انبوه روايات ، در ترسيم شكوه و عظمت دخت گرانمايه پيامبر حتى به دست دانشمندان اهل سنت نيز نوشته شده و به كتاب هاى مهم و معتبر آنان راه يافته است .
آيا اين جز تحقق بخشى از آن وعده خداست كه به پيامبرش ‍ فرمود:
ورفعنا لك ذكرك (166)
((ما نام گرامى تو را بلندآوازه خواهيم ساخت .))
و آيا اين جز نشانگر حقانيت آن خورشيد جهان افروز است كه با همه تلاش هاى ارتجاعى خفاش صفتان همچنان به پرتوافكنى خويش ادامه مى دهد؟
3- روايات ارزنده اى كه از پيامبر گرامى پيرامون شخصيت فرزانه و پرشكوه سالار زنان و يادگار پرارج رسالت رسيده و اينك در معتبرترين منابع اسلامى پس از قرآن شريف موجود است ، از چنان حجم و گستردگى بالايى برخوردار است كه گردآوردى همه آنها در اين فرصت امكان پذير نيست .به همين جهت ما در اين بخش آنها را به دسته هاى مختلفى تقسيم نموده و به نمونه هايى از پيام هر دسته ، نظر مى افكنيم .
دسته هاى متنوع روايات
روايات رسيده از پيامبر گرامى در مورد برترين بانوى عصرها و نسل ها به بيش از چهل دسته قابل تقسيم و بررسى است و هر دسته داراى پيام سازنده و درس آموزى است ؛ چرا كه در برخى از روايات ، دخت گرانمايه پيامبر به عنوان حوريه اى بهشتى و همسخن فرشتگان خدا وصف شده است ، و در برخى ديگر به گل زيبا و عطرآگين پيامبر و محبوب دل و عزيزترين انسانها در نزد او و از خود او و پرتوى از نور وجود او، عنوان يافته است ، و گاه در رفتار و كردار و انديشه و گفتار و سيما و سيرت ، شبيه ترين انسان ها به پيامبر خوانده شده است .
در انبوهى از روايات ، آن كوثر نورافشان رسالت ، همچون خود پيامبر، ركنى از اركان هدايت ، مشعل روشنگر راه ، كشتى نجات امت و معيار شناخت حق و عدالت و باطل و بيداد وصف شده است ، و در انبوهى ديگر، دوستى او همرديف دوستى پيامبر و پاداش زيارت او بسان پاداش زيارت آن حضرت شناخته شده و رهروان راه توحيدى و افتخارآفرين اش نويد نجات و نيكبختى دو سرا دريافت داشته اند.
در پاره اى از سخنان پيامبر او تنها همشاءن و همتاى بى نظير اميرمؤمنان شناخته شده ، و در پاره اى ديگر طهارت و قداست و پاكى و عصمت او مورد تاءكيد قرار گرفته و همشاءن و همتاى على در پيشوايى و مقام والاى امامت راستين وصف شده است .
زمانى در كنار برترين بانوى تاريخ بشر همچون مريم پاك مورد تجليل قرار گرفته و زمانى با عناوينى چون :
سالار زنان با ايمان ،
برترين زن عصرها و نسل ها،
پرفضيلت ترين بانوى بهشت ،
بانوى بى نظير جهان هستى ،
و ديگر، راز آفرينش ((زن ))، وصف شده است .
و سرانجام اين كه در برخى روايات از شكوه و عظمت بى همانند و منزلت والاى او در روز رستاخيز و جهان ديگر سخن رفته است .
و برخى ديگر از نام بلند آوازه او در بهشت و سبقت او بر همگان به سوى بهشت و همرديف بودن او با پيامبر در بهشت و نورباران بودن بهشت به نور او.
اينك از هر دسته اى از اين روايات ، به يكى دو نمونه بسنده مى شود، با اين يادآورى كه اين روايات هم در منابع مهم و معتبر پيروان مذهب اهل بيت آمده است و هم در منابع دست اول اهل سنت پس از قرآن شريف :
1- حوريه اى در سيماى انسان
در اين مورد پيامبر گرامى فرمود:
فاطمة حوراء انسية كلما اشتقت الى الجنة قبلتها(167)
((گرامى دخترم فاطمه ، حوريه اى است در چهره انسان ؛ هر گاه من در خود شور شوق بهشت مى يابم ، او را بوسه باران مى كنم .))
و فرمود:
ابنتى فاطمة حوراء