ه خداى سوگند كه اين بانوى تمامى بانوان بهشت است و به خداى سوگند او از مريم ، بزرگتر و پرشكوه تر است .))
13- بهترين زنان
از پيامبر گرامى آورده اند كه فرمود:
خير رجالكم على بن ابى طالب وخير نسائكم فاطمة بنت محمد(186)
((بهترين مردان شما ((على )) فرزند رشيد ابوطالب است و برترين زنانتان فاطمه دخت گرانمايه پيامبر است .))
14- سالار زنان باايمان
در اين مورد آورده اند كه پيامبر گرامى در مناسبت هاى مختلف فرمود:
يا بنية اما ترضين ان تكونى سيدة نساء المؤمنين ؟(187)
((گرامى دخترم ! فاطمه جان ! آيا دوست ندارى سالار زنان با ايمان باشى ؟))
15- برگزيده خدا
و نيز پيشواى بزرگ توحيد او را يكى از برگزيدگان خدا خواند و فرمود:
ان الله اختار من اهل الارض رجلين : احدهما ابوك والاخر زوجك .(188)
((فاطمه جان ! خدا از زمين و زمان دو مرد برگزيد: يكى پدرت و ديگر همسرت ))
و نيز در بزرگداشت او افزود:
ان الله اطلع على اهل الارض فاختار منه الاك فبعثه نبيا، ثم الطلع الثانية فاختار بعلك فاءوحى الى فانكحته و اتخذته وصيا(189)
((خداى فرزانه به همه زمين و زمان نگريست و از همه عصرها و نسل ها پدرت را برگزيد؛ از اين رو او را به رسالت برانگيخت ؛ و آن گاه بار ديگر نگريست و همسرت را برگزيد؛ سپس به من وحى كرد كه تو را به ازدواج او درآورم و او را جانشين خود سازم .))
16- بانوى بى نظير
پيامبر گرامى در شكوه وصف ناپذير او فرمود:
لو لم يخلق الله عليا لما كان لفاطمة كفو الى يوم القيامة (190)
((اگر خداى توانا على را نيافريده بود، براى فاطمه هموزن و همتايى تا روز رستاخيز نبود.))
و نيز امام صادق آورده است كه فرمود:
لو لا ان الله خلق اميرالمؤمنين لفاطمة ما كان لها كفو على الارض (191)
((اگر خدا على را براى فاطمه نيافريده بود، هرگز در گستره زمين همتا و همپروازى براى او پيدا نمى شد.))
و نيز فرمود:
انى زوجتك اقدم امتى سلما واكثرهم علما واعظمهم حلما(192)
((فاطمه جان ! من تو را به همسرى شهسوارى درآوردم كه پيشتازترين امت به اسلام و پردانش ترين همه در زندگى و بردبارترين همگان در دنياست .))
و نيز فرمود:
زوجتك اقدمهم سلما واحسنهم خلقا(193)
((گرامى دخترم ! تو را به ازدواج پيشگام ترين انسانها در اسلام و خوش رفتارترين آنان در خلق و خو و سبك و سيره درآوردم .))
17- معيار سنجش حق و باطل
دسته ديگر از روايات ، رواياتى است كه آن گرانمايه عصرها و نسل ها را معيار حق و باطل و ميزان سنجش درست و نادرست عنوان مى دهد.او را ميزان خشنودى و ناخشنودى خدا مى خواند و بدين وسيله او را از كسانى قرار مى دهد كه در هاله اى از قداست و عصمت و مصونيت است و در ساحت مقدسش خطا و اشتباه نيز راه ندارد؛ چرا كه خشنودى و ناخشنودى خدا همواره بر اساس حق و واقعيت به دست مى آيد.خدا هرگز از كارهاى ناروا و باطل خشنود نمى گردد، گرچه ديگرى خشنود گردد و از كار خوب و شايسته نيز ناخشنود نمى شود، گرچه ديگرى از آن ناخشنود شود.لازمه اين دو نكته ، مصونيت فاطمه (عليها السلام ) از خطا و اشتباه است و معيار بودن آن بانوى بانوان .
اين روايات شگفت انگيز را انبوهى از دانشمندان اهل سنت طى چهارده قرن در كتابهاى خويش آورده اند.
پيامبر گرامى فرمود:
يا فاطمة ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك .
((فاطمه جان ! خداوند از ناخشنودى تو از فرد و جامعه و نظام و عملى ناخشنود مى گردد و از خشنودى و رضايت تو خشنود.))
و نيز فرمود:
فاطمة بضعة منى من اغضبها فقد اغضبنى (194)
((فاطمه پاره تن من است .هر كس او را به خشم آورد، مرا خشمگين ساخته است .))
و فرمود:
فاطمة بضعة منى يؤ ذينى ما اءذاها(195)
((فاطمه پاره تن من است .هر آنچه او را اذيت و آزار رساند، مرا اذيت و آزار رسانده است .))
و فرمود:
فاطمة بضعة منى يقبضنى ما يقبضها ويبسطنى ما يبسطها(196)
((فاطمه پاره تن من است .هر چه او را دلگير سازد، مرا دلگير ساخته و آنچه او را شادمان سازد، مرا شادمان ساخته است .))
روشن است كه اين مقام والا با انسانى كه هر لحظه تحت تاءثير عواطف ، احساسات ، تمايلات ، كشش ها، جاذبه ها، دافعه ها و ديگر آفت هاست ، نشايد و اين تنها با مقام عصمت و ولايت راستين و آسمانى سازگار است ؛ درست بسان ولايت پيامبر و امامان نور و نه ديگران .
ذكر اين نكته لازم است كه اين روايات را علامه امينى از ده ها نفر از دانشمندان اهل سنت كه همگى در كتابهاى خويش آورده اند، نقل مى كند.
18- قداست و پاكى او
دسته اى از روايات و سخنان پيامبر در مورد بانوى بانوان بيانگر طهارت و پاكى و پاكيزگى اوست .
در آيينه محمد، ريحانه پيامبر، هم داراى طهارت جسم است و هم طهارت روح و جان و روان ؛ و از هر عيب و نقص و اشتباه و خطا و افراط و تفريط و خشنودى و خشم نابجا به دور و پاك و پاكيزه است .
درست بسان خود پيامبر كه در آيينه وحى چنين است .به همين جهت پيامبر به دستور خدا عذر همه را از مسجد خواست و دستور داد كه همگان طبق شرايط خاصى وارد مسجد گردند، جز خاندان پاك و پاكيزه على (عليه السلام)؛ و درب همه خانه ها را از جانب مسجد مسدود ساخت ، مگر خانه فاطمه را.
او در اين مورد فرمود:
ان موسى ساءل ربه ان يطهر مسجده لهارون و ذريته وانى سئلت الله ان يطهر لك ولذريتك من بعدك
((موسى از پروردگارش خواست تا عبادتگاه او را براى برادرش ((هارون )) و نسل پاك او، پاك و پاكيزه سازد؛ و من نيز اين خواسته را براى برادرم ، على ، و دخت ارجمندم فاطمه ، و نسل پاك و سرافراز او كه جانشينان من هستند، خواستم و پذيرفته شد.))
19- پايه و ركن استوار
پيامبر در برخى از سخنان خويش ، دخت گرانمايه اش را ركنى از اركان ايمان و هدايت خواند؛ درست بسان خودش و هموزن وجود گرانمايه اميرمؤ منان .
((جابر بن عبدالله )) از آن گرامى آورده است كه پيامبر سه روز پيش از رحلت خويش خطاب به اميرمؤمنان فرمود:
سلام عليك يا ابا الريحانتين ! اوصيك بريحانتى من الدنيا فعن قليل ينهد ركناك والله خليفتى عليك (197)
((سلام بر تو باد اى پدر دو گل بوستانم ! سفارش دو ريحانه خويش ، حسن و حسين را به تو مى نمايم .به زودى دو ركن و دو پايه استوار زندگى شان فرو مى ريزد.اما پس از من ، خدا جانشين من در مورد شماست .))
20- قلب سرشار از ايمان
دسته هيجدهم از روايات بيانگر ايمان و اخلاص و يقين وصف ناپذير آن بانوى عصرها و نسلهاست .
پيامبر گرامى در اين مورد از جمله فرمود:
ان ابنتى فاطمة ملاء الله قلبها ايمانا ويقينا(198)
((دخت ارجدارم فاطمه ، كسى است كه خداوند قلب او را از گوهر گرانبهاى ايمان و يقين ، آن گونه كه مى بايد، لبريز ساخته است .))
21- تجسم شاسيتگى و نيكويى
او در نظر گاه پيامبر، در انديشه و نيت ، رفتار و عملكرد و سبك و سيره ، به راستى تجسم نيكى و شايستگى بود.
آن حضرت در وصف ريحانه اش فرمود: لو كان الحسن شخصا لكان فاطمة ، بل هى اعظم ، ان فاطمة ابنتى خير اهل الارض عنصرا و شرفا وكرما(199)
((اگر شايستگى و نيكويى بر آن بود تا در سيما و چهره انسانى پرشكوه پديدار گردد، بى گمان در سيماى شكوهبار فاطمه پديدار مى گشت و تجسم مى يافت ؛ چرا كه دخت ارجمندم فاطمه ، در ريشه و تبار، 