بزرگى و بزرگ منشى ، كرامت و بخشايندگى و انديشه و عملكرد، در خانه و جامعه بهترين و برترين انسان روى زمين است .))
22- وسيله راهيابى و شاهراه هدايت
آن حضرت در نظرگاه پيامبر و آيينه او، وسيله هدايت و راهيابى به سوى حق و عدالت و پديدآورنده زيبايى ها و قداست ها و زيبندگى هاست ؛ درست بسان اميرمؤمنان و فرزندان معصوم خويش حسن و حسين .
پيامبر در اين مورد فرمود؛ حقيقت اين است كه خداى فرزانه ، على و فاطمه و دو فرزندش را از حجت هاى خود بر آفريدگانش قرار داد.آنان درياى مواج و بى كرانه دانش هستند؛ از اين رو هر كس به وسيله آنان راه يابد، به راه راست و خداپسندانه راه يافته است .
ان الله جعل عليا و زوجته وابناءه حجج الله على خلقه ...من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقيم (200)
23- بهترين آفريده آفريدگار
او در چشم انداز و آيينه شفاف پيامبر، بهترين آفريده آفريدگار فرزانه هستى است .
آن حضرت ضمن بيانى طولانى در اين مورد فرمود: بر ساق عرش خدا نوشته شده است كه :
لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، على وفاطمة والحسن والحسين خير خلق الله (201)
((خدايى جز خداى يكتا و بى همتا نيست ، محمد پيام آور بزرگ خدا و برگزيده اوست ، و على ، فاطمه و حسن و حسين - كه درود خدا بر همگى آنان باد - بهترين و برترين آفريده آفريدگارند.))
24- شفاعتگر روز رستاخيز
او در آيينه محمد، شفاعتگر بزرگ بارگاه خداست و آفريدگارش شفاعت او را در مورد دوستداران و رهروان راه و رسم و سيره اش مى پذيرد و گناهكارانى بسيار به بركت وجود آن حضرت نجات مى يابند.
پيامبر در اين مورد فرمود: هان اى جابر! به خداى سوگند كه در روز رستاخيز، فاطمه بسان پرنده اى كه دانه هاى خوب را از بد جدا سازد، شيعيان و دوستداران راستين خود را برگرفته و از گرفتارى هاى روز قيامت نجات مى بخشد.
هنگامى كه آنان را به بهشت مى رساند، ندا مى رسد كه : هان او دوستان من ! چرا نگران هستيد، با اين كه من در ميان شما فاطمه دخت ارجمند حبيب خود را به شفاعت پذيرفته ام فيقول الله : يا احبائى ما التفاتكم و قد شفعت فيكم فاطمة بنت حبيبى ؟(202)
و نيز فرمود:
يا فاطمة ابشرى فلك عند الله مقام محمود، تشفعين فيه لمحبيك وشيعتك فتشفعين .(203)
هان اى فاطمه ! نويدت باد كه تو در بارگاه خدا مقام پرفرازى دارى و در آن مقام و موقعيت رفيع ، براى دوستداران خويش شفاعت مى كنى .
25- تو بسان من هستى
او در انديشه و رفتار، نسخه اى از پدر و آيينه اى از آن وجود گرانمايه بود.
در اين مورد آورده اند كه پيامبر سر مبارك او را بوسه باران مى ساخت و مى فرمود:
فاطمه جان ! پدرت به قربانت ! راستى كه تو همان گونه اى كه من هستم ، و تو در خلق و خو و رفتار و كردار بسان من مى باشى .ان النبى قبل راءس فاطمة و قال : فداك ابوك ...(204)
و نيز مى فرمود: پدرت به قربانت ؛ همان گونه كه هستى باش كه بس ‍ زيبنده اى .
فداك ابوك ، كما كنت فكونى .
26- پدرت به قربانت !
مهر و محبت پيامبر به ريحانه اش شگفت انگيز بود؛ همان گونه كه عشق و شور فاطمه به پيامبر و راه و رسم آن حضرت .براى نمونه :
((بامداد شب عروسى فاطمه ، خود پيامبر با ظرفى مملو از شير به خانه دخت ارجمندش شتافت .شير را كه آماده براى خوردن بود، به دست او داد و خود ايستاد و تماشا كرد و فرمود: بنوش ! پدرت به قربانت !))
دخل رسول الله على فاطمة صبيحة عرسها بقدح فيه لبن فقال : اشربى فداك ابوك (205)
و نيز هنگامى كه فاطمه (عليها السلام ) پرده خانه اش را به همراه دستبندهاى دو نور ديده اش حسن و حسين ، همه را نزد پيامبر فرستاد تا در راه خدا انفاق كند، آن حضرت فرمود:
فداها ابوها!
((پدرش به قربانش ! آنچه من مى پسندم انجام داد.))
و اميرمؤمنان نيز در تجليل از شكوه معنوى او فرمود: ((پدر و مادرم به قربانت !
بابى انت و امى يا فاطمة !
27- امانت گرانبهاى خدا و پيامبر
در نظر گاه پيامبر، ريحانه ارجمندش امانت گرانبهاى خدا و پيامبر است ؛ درست بسان قرآن كه امانت ديگر مى باشد؛ و روشن است كه با امانتى اين گونه گرانقدر بايد چگونه رفتار كرد و چگونه حرمت و حقوق آن را پاس ‍ داشت .
آن حضرت در اين مورد فرمود:
يا ابا الحسن ، وديعة الله ووديعة رسوله محمد عندك فاحفظ الله واحفظنى فيها...(206)
((هان اى ابالحسن ! اين ريحانه ام امانت گرانبهاى خدا و پيامبر او، محمد است كه در كنار تو مى گذارم ؛ پس حرمت خدا و پيامبرش را در مورد اين امانت پرشكوه - آن گونه كه شايسته است - پاس دار!))
28- رمز خلقت
دسته ديگر رواياتى است كه دخت گرانمايه پيامبر را از علل و اسباب آفرينش مى نگرد؛ همان گونه كه پدر و شوى گرانمايه و دو نور ديده اش ، حسن و حسين ، را.
پيامبر در اين مورد فرمود:
آن گاه كه خدا آدم را آفريد و از روح خود به او دميد، آدم به سمت راست عرش نگريست و در آنجا پنج شبح غرق در نور ديد كه در حال ركوع و سجود و عبادند؛ گفت : هل خلقت احدا من طين قبلى ؟
((بار خدايا! آيا پيش از من كسى را از خاك آفريده اى ؟))
خطاب آمد كه : لا يا آدم !
((نه نيافريده ام )) پرسيد: فمن هؤ لاء الخمسة الاشباح الذين اراهم فى هيئتى وصورتى ؟
((پس اينان كه با من همشكل و همانندند كيانند؟))
پاسخ آمد: هؤ لاء خمسة من ولدك ، لولاهم ما خلقتك
((اين پنج تن از نسل تو هستند.اگر به خاطر آنان نبود، تو را نمى آفريدم .))
((اگر به خاطر اينان نبود، نه بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و آسمان و زمين را مى آفريدم ، و نه جنيان و آدميان را.اين پنج فروغ تابناك كسانى هستند كه برايشان پنج نام مقدس از نام هاى خويش برگرفتم و برگزيدم .
از اين رو، من محمود هستم و اين بنده برگزيده ام محمد،
و من عالى هستم و اين بنده گرانقدرم على ،
و من فاطر و پديد آورنده هستى مى باشم و اين بانوى گرانمايه فاطمه ،
و من احسان و نعمت دهنده هستم و اين بنده شايسته ام حسن ،
و من محسن و نيكوكردار هستم و اين انسان بزرگ حسين .
و من به شكوه و اقتدار خويش سوگند ياد كردم كه هر كس در روز رستاخيز با ذره اى از كينه و دشمنى و بدانديشى نسبت به آنان به صحراى محشر وارد گردد، او را به آتش شعله ور دوزخ در آورم .
هان اى آدم ! اينان برگزيدگان بارگاه من هستند.به وسيله آنان گرفتاران را نجات مى بخشم و به حرمت آنان تبهكاران را نابود مى سازم ؛ از اين رو اگر خواسته اى به بارگاه من داشتى ، به آنان توسل جوى و به وسيله آنان مرا بخوان )).
لولاهم ما خلقت الجنة والنار ولاالعرش ...هؤ لاء خمسة شققت لهم خسمة اسماء من اسمائى ؛ فانا المحمود وهذا ((محمد))، و انا العالى و هذا ((على ))، و انا الفاطر وهذا ((فاطمة ))، وانا الاحسان وهذا ((الحسن ))، وانا المحسن وهذا ((الحسين ))، آليت بعزتى ان لا ياءتينى احد مثقال ذرة من خردل من بغض احدهم الا ادخله نارى .يا آدم ، هؤ لاء صفوتى ، بهم انجيهم و بهم اهلكهم فاذا كان لك الى حاجة فبهؤ لاء توسل (207)
29- پرتوى از هدف آفرينش
او در پيشگاه خدا و پيامبرش ، موقعيت والا و مقام پرفرازى داشت ؛ به گونه اى كه از آن وجود گرانمايه به پرتوى از آفرينش تعبير شده است .
خدا به پيامبرش در وصف او فرمود:
يا احمد، لولاك لما خلقت الافلاك ، ولولا على لما خ