لقتك ، ولولا فاطمة لما خلقتكما.(208)
((هان اى احمد! اگر به خاطر مقام پرفراز معنوى تو نبود، كران تا كران هستى را پديد نمى آوردم ؛ و اگر به خاطر على نبود، وجود گرانمايه تو را نمى آفريدم ؛ و اگر به خاطر شكوه و عظمت فاطمه نبود؛ شما دو انسان والا را نمى آفريدم .))
30- آفرينش نورى ريحانه پيامبر
آفرينش فاطمه در نگرش محمد درست بسان آفرينش خود پيامبر و اميرمؤمنان است و او از همان نورى آفريده شده است كه آنان ؛ از نورى كه پرتوى از نور عظمت خداست ؛ از نورى كه از يك سوم آن پيامبر، از يك سوم آن اميرمؤمنان و از يك سوم آن دخت ارجمندش آفريده شده اند.
((عمار)) آورده است كه : روزى شاهد و ناظر بودم كه اميرمؤمنان وارد خانه شد.هنگامى كه فاطمه او را ديد، گفت :
ادن لا حدثك بما كان وبما هو كائن وبما لم يكن الى يوم القيامة حين تقوم الساعة (209)
((على جان ! نزديكتر بيا تا از گذشته و آينده و آنچه هرگز رخ نخواهد داد، تا روز رستاخيز با تو سخن بگويم .))
اميرمؤمنان بى آن كه چيزى بگويد به عقب بازگشت و به محضر پيامبر وارد شد اما پيش از آن كه اميرمؤمنان سخن بگويد، پيامبر فرمود:
يا على ، تحدثنى ام اءحدثك ؟
((داستانت را مى گويى يا بگويم ؟))
على (عليه السلام) فرمود:
الحديث منك احسن يا رسول الله !
((شنيدن سخن از شما نيكوتر و دلنشين تر است اى پيامبر خدا!))
آن گاه فرمود: گويى تو به فاطمه وارد شدى و او اين گونه گفت و تو از همان جا نزد من آمدى تا بپرسى ، درست است ؟
گفت : آرى ، اى پيامبر خدا! همين گونه است .اينك پرسش اين است كه آيا نور فاطمه از نور ماست ؟
فقال على : نور فاطمه من نورنا؟
پيامبر فرمود: اولا تعلم ؟
((آيا نمى دانى كه چنين است ؟))
اينجا بود كه على (عليه السلام) سپاس خداى را دگرباره بجا آورد.
((عمار)) مى افزايد: همراه امير والايى ها به خانه آمديم و فاطمه ضمن بياناتى فرمود: بگويم كجا رفتيد و پدرم چه گفت ؟
و آن گاه همه را باز گفت و از آفرينش نور وجود خويش سخن گفت .
31- همشاءن و همتا با پيشوايان معصوم
در آيينه محمد، بانوى بانوان در مقام والاى ولايت راستين همتا و همشاءن و شريك امير والايى هاست و صلح و مهر و يا كينه و جنگ و دشمنى با او بسان صلح و جنگ با امامان نور است .
پيامبر به مناسبت هاى گوناگون خطاب به فاطمه و شوى گرانقدر و دو نور ديده اش فرمود:
انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم (210)
((من با هر كس كه با شما از در جنگ در آيد، در جنگ هستم و با هر كه از در مهر و صلح وارد شود، در صلح و آشتى خواهم بود.))
و نيز بارها خطاب به مردم روشنگرى كرد كه :
انا سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم (211)
((من با كسانى كه با اين خاندان از در صلح و صفا و مهر و محبت وارد گردند، در صلح و صفايم و با كسانى كه از در جنگ و كينه توزى وارد شوند و حقوق و حرمت آنان را پاس ندارند، در ستيز خواهم بود.))
32- مشعل فروزان
در آيينه محمد (صلى الله عليه و آله ) فاطمه بسان خود او چراغ روشنگر هدايت و مشعل فراراه و رشته استوار نجات و وسيله تقرب به خداست .<
آن گرانمايه در اين مورد از جمله پس از نماز بامداد رو به مردم كرد و فرمود:
هان اى پيروان اسلام ! هر كس خورشيد را از دست داد بر اوست كه به ماه تمسك جويد و هر كه ماه را از دست داد به زهره ، و هر كه زهره نورافشان را از دست داد به دو ستاره پرنور.
پرسيدند: اى پيامبر خدا! اينها كيانند؟
فقيل : يا رسول الله ما الشمس وما القمر وما الزهرة وماالفرقدان ؟
فرمود: من خورشيد هدايت هستم و على (عليه السلام) ماه و فاطمه زهره فروزان و دو فرزندم حسن و حسين ، دو ستاره نورافشان ، فقال : انا الشمس ‍ وعلى القمر وفاطمة الزهرة ...
و نيز فرمود:
انى تارك فيكم الثقلين : كتاب الله و عترتى اهل بيتى لن يفترقا حتى يردا على الحوض ...
((هان اى مردم ! من به ظاهر از ميان شما مى روم و دو امانت گرانبها و روشنگر در ميان جامعه به امانت مى گذارم : يكى كتاب خدا قرآن و ديگرى خاندان من .))
و روشن است كه ريحانه ارجمند پيامبر، محور و هسته مركزى خاندان گرانمايه اوست .
33- تنها همتاى امير والايى ها
در نگرش واقع بينانه محمد، فاطمه در چنان اوج و رفعت مقامى است كه اگر خدا امير فضيلت ها و والايى ها را نيافريده بود، براى ازدواج با او، همتا و همشاءنى در همه جهان يافت نمى شد.
پيامبر در اين مورد از جمله فرمود:
لو لم يخلق الله على بن ابى طالب ما كان لفاطمة كفو.
((اگر خداى پرمهر، ((على )) را نمى آفريد، براى فاطمه همتايى نبود.))
و نيز فرمود:
لولاك يا على لما كان لفاطمة كفو على وجه الارض .
((على جان ! اگر شما نبودى براى فاطمه در روى زمين همتا و همشاءنى نبود.))
34- بسان زيارت پيامبر
در نگرش محمد، فاطمه در زندگى ظاهرى و زندگى معنوى و حقيقى و باطنى اش ، داراى مقامى والاست و زيارت او بسان زيارت پيامبر داراى پاداشى عظيم است ؛ درست بسان زيارت اميرمؤمنان ؛ و اين نشانگر اين مقام والاست كه او ((ولية الله )) است .
پيامبر در اين مورد از جمله فرمود:
من صلى عليك يا فاطمة غفر الله له والحقه حيث كنت من الجنة .
((فاطمه جان ! هر كس تو را عارفانه و خالصانه زيارت كند و بر تو درود فرستد، خدا او را مورد آمرزش قرار مى دهد و او را در بهشت به من مى رساند.))
و فرمود:
من زارنى بعد وفاتى فكاءنما زارنى فى حياتى و من زار فاطمة فكانما زارنى .
((هر كس مرا پس از رحلت زيارت كند، گويى در زندگى ظاهرى زيارت كرده است و هر كس دخترم فاطمه را زيارت كند گويى مرا زيارت كرده است .))
35- پيش از همه پيشتازان
در نگرش پيامبر، بانوى بانوان پيشاپيش همه سبقت گيرندگان به سوى سعادت و نيكبختى و بهشت پرطراوت و زيباست .
در اين مورد از جمله فرمود:
اول شخص يدخل الجنة فاطمة بنت محمد
((نخستين شخصيت والايى كه به پاداش انديشه و گفتار و عملكرد شايسته و بايسته اش در زندگى ، پيش از همه وارد بهشت مى گردد، فاطمه ، دخت ارجمند محمد است .))
36- نويد رستگارى به رهروان راه او
پيامبر در دسته اى از سخنان خويش به دوستداران و رهروان واقعى راه پرافتخار او نويد رستگارى و نجات مى دهد، همان گونه كه به رهروان راه قرآن ، پيامبر اميرمؤمنان و حسن و حسين (عليهم السلام )، در اين مورد از جمله فرمود:
تدخل فاطمة ابنتى الجنة وذريتها وشيعتها وذلك قوله تعلى : لا يحزنهم الفزع الاكبر و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون ...
((دخت ارجمندم فاطمه با فرزندان و نسل پاك و دوستداران و رهروان راه توحيدى اش وارد بهشت مى گردند؛ و در اين مورد است كه خدا مى فرمايد: هرگز هول و هراس آن روز سهمگين آنان را اندوهگين نمى سازد.))
و اين نشانگر شكوه و عظمت و استقلال شخصيت اوست .
و نيز فرمود:
ان الله عزوجل فطم ابنتى فاطمة وولدها ومن احبهم من النار.
((خداوند دخترم فاطمه و دودمان او و همه دوستداران آنان را از آتش ‍ دوزخ دور ساخته است .))
37- دوستى او، همرديف دوستى محمد
مهر و محبت معنوى و انسانى و دوست داشتنى او و پيروى از دستورات او همرديف دوستى محمد (صلى الله عليه و آله ) و اميرمؤمنان و فرزندان پاك و پاكيزه اش قرار گرفته است و اين نيز نشان ديگرى از شكوه اوست .
پيا