بر دست حسن و حسين (عليهم السلام ) را گرفت و فرمود:
من احبنى واحب هذين واباهما وامهما كان معى فى درجتى يوم القيامة (212)
((هر كس مرا و اين دو فرزند ارجمندم و پدر و مادرشان را دوست بدارد، در روز رستاخيز با من هم درجه و همرديف خواهد بود.))
اين روايات را ((احمد)) يكى از پيشوايان بزرگ اهل سنت و انبوهى از دانشمندان آنان آورده اند.
و فرمود:
يا سلمان ، حب فاطمة ينفع فى ماءة من المواطن .اءيسر تلك المواطن : الموت والقبر والميزان والمحشر والصراط والمحاسبة .فمن رضيت عنه ابنتى فاطمة رضيت عنه ، ومن رضيت عنه رضى الله عنه ، ومن غضبت عليه ابنتى فاطمة غضبت عنه ، ومن غضبت عليه غضب الله عليه .(213)
((هان اى سلمان ! دوستى ريحانه ام فاطمه ، در صد مورد سودبخش مى افتد كه آسان ترين آنها عبارت است از: هنگامه مرگ ، در عالم قبر، پاى ميزان روز رستاخيز، صحراى محشر، و به هنگامه حساب و كتاب روز رستاخيز.پس ‍ كسى كه ريحانه ام فاطمه از او خشنود باشد، من از او خشنود خواهم بود و كسى كه من از او خشنود شوم ، خدا خشنود مى گردد و كسى كه دخترم فاطمه از او ناخشنود باشد و بر او خشم گيرد، من نيز بر او خشم خواهم گرفت و از او ناخشنود خواهم بود و كسى كه من از او ناخشنود گردم ، خدا از او ناخشنود خواهد بود.))
38- در بهشت همراه با پيامبر
در آيينه محمد، فاطمه بانوى بهشت است و در بهشت به خاطر انديشه ها و نيت ها و عملكرد شايسته اش در زندگى ، مقام و مرتبه اى همرديف پيامبر و اميرمؤمنان دارد و روشن است كه آن جا جايگاه خاصى است كه هر كس را نشايد.
پيامبر به اميرمؤمنان فرمود:
انت يا على معى فى قصرى فى الجنة مع فاطمة ابنتى ، ثم تلا: اخوانا على سرر متقابلين
((على جان ! شما و دخت گرانمايه ام در بهشت ، در قصر من همنشين من خواهيد بود و آن گاه آيه شريفه را تلاوت فرمود كه : بندگان خاص خدا و بهشت نشينان در اوج دوستى و مهر و برادرى بر تخت هاى بهشتى رو به روى هم مى نشينند.))
و نيز فرمود:
انا وفاطمة وعلى والحسن والحسين فى مكان واحد يوم القيامة
((در روز رستاخيز، من و فاطمه و على و حسن و حسين ، در يك جا خواهيم بود.))
39- شكوه او در محشر
فاطمه در آيينه محمد با جلال و شكوه خاصى وارد محشر مى گردد.با شكوه و عظمتى بسان پيامبران و در حالى كه همه پياده اند و در اوج سختى ، او بسان پيامبران ، باشكوه و سواره وارد مى گردد.
پيامبر فرمود:
تبعث الانبياء يوم القيامة على الدواب ...يبعث صالح على ناقة ، وابعث على البراق ، و تبعث فاطمة امامى على الغضباء
((پيامبران در روز رستاخيز سواره و باشكوه وارد محشر مى گردند...صالح پيامبر بر ناقه خويش وارد مى شود و من بر براق خود و فاطمه پيشاپيش من بر مركب شكوه و عظمت .))
40- نام بلندآوازه او در بهشت
دسته ديگر از روايات در شكوه معنوى فاطمه (عليها السلام ) بيانگر آن است كه نام بلند آوازه آن بانوى نمونه بر ساق عرش و بر در بهشت براى معرفى به فرشتگان نوشته شده است .همان گونه كه نام پيامبر و على و دو فرزندش ، حسن و حسين .ليلة عرج بى الى السماء راءيت على باب الجنة مكتوبا: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، على حبيب الله ، الحسن والحسين صفوة الله ، فاطمة خيرة الله ، على مبغضيهم لعنة الله (214)
41- زينت بهشت پرطراوت و زيبا
برخى از روايات بيانگر آن است كه بهشت به نور وجود و تصوير نورافشان و به نور معنويت او نورباران است .همان گونه كه به نور وجود و تصوير پيامبر و اميرمؤمنان و دو نور ديده اش .
پيامبر فرمود:
آدم ، آن گاه كه در بهشت بود، به كران تا كران آن نگريست ، اما چهره اى بسان چهره خود نديد.رو به بارگاه خدا نمود و گفت : بار خدايا! در بهشت پرطراوت و زيبا، چهره اى بسان چهره خود نمى نگرم .
به او پيام رسيد كه به بهشت برين بنگر!
آدم به فردوس برين وارد شد و در آنجا چهره هايى را ديد كه نام هر يك بر كنار آن ، اين گونه نوشته شده بود:
انا المحمود و هذا ((احمد))، انا الاعلى و هذا ((على ))، انا الفاطر و هذه ((فاطمة ))، انا المحسن و هذا ((حسن )) انا ذوالاحسان وهذا ((حسين )).(215)
من ستوده شده ام و اين ((احمد)) است ؛ من برتر و بالاترم و اين ((على )) است ؛ من آفريدگارم و اين ((فاطمه )) است ؛ من شايسته كردارم و اين ((حسن )) است ؛ و من بخشاينده ام و اين ((حسين )).
42- رشته پيوند ميان خدا و خلق
او رشته استوار و اطمينان آور و نجات بخش است ميان خدا و آفريدگان ، كه هر كس بدان ريسمان محكم چنگ زند نجات مى يابد.
پيامبر گرامى در اين مورد فرمود:
فاطمة بهجة قلبى ، وابناها ثمرة فؤ ادى ، وبعلها نور بصرى ، والائمة من ولدها امناء ربى وحبله الممدود بينه و بين خلقه ، من اعتصم به نجا، ومن تخلف عنه هوى .(216)
((فاطمه مايه شادمانى قلب من است ، و دو فرزندش حسن و حسين ميوه دل من ، و شوى ارجمندش نور ديدگان من ، و پيشوايان برگزيده بارگاه خدا از فرزندانش حجت هاى پروردگار من ، و رشته پيوند ميان آفريدگار و آفريدگانش مى باشند.هان ! به هوش باشيد كه هر كس به اين رشته پيوند چنگ زند، نجات يافته و هر كس از آن روى برتابد و تخلف ورزد، نابود خواهد شد.))
راز اين همه گراميداشت و تجليل
روابط دو نسل يا پدر و مادر و فرزندان ممكن است به يكى از چند صورت جلوه گر شود:
1- سرد و تيره .
2- گرم و دوستانه و برخاسته از انگيزه هاى طبيعى و عاطفى والدين و فرزندان .
3- دوستانه و همراه با احترام متقابل و رعايت حقوق .
4- رابطه عاشقانه و سرشار از مهر و احترام متقابل و برخاسته از شناخت و آگاهى ، علاوه بر علايق و انگيزه هاى پاك طبيعى .
هستند فرزندانى كه رابطه آنان با پدران لايق و باشخصيت شان نيز به سردى گراييده و بر اثر عوامل ناهنجارى چون : عامل محيط، همنشين آلوده ، فرهنگ ناسالم يا ديگر عوامل به تيرگى و حتى بريدگى و جدايى انجاميد كه در قرآن شريف نمونه هايش را مى توان در يكى از فرزندان آدم ، فرزند نوح و برخى از فرزندان يعقوب ، نگريست و خارج از اين خاندان هاى عريق و اصيل نيز بسيار مى توان شاهد اين سردى ها و تيرگى ها بود و ناسازگارى و ناهماهنگى و جدايى و تضاد و درگيرى دو نسل را شاهد بود.
نوع ديگر از روابط ميان دو نسل كه دوستانه و برخاسته از علايق فطرى و طبيعى ميان دو نسل باشد، نمونه هايش بسيار است و ميان انسان و حيوان مشترك مى باشد، كه البته انسان به دليل شعور و معرفت و آگاهى ، آن را به رنگ ديگرى جلوه مى دهد و بدان محتواى ادب و انسانيت و كمال و جمال مى بخشد.
نوع سوم نيز گرچه در ميان جامعه ها و تمدن ها و خانواده ها يافت مى شود اما زياد نيست .
مى ماند نوع چهرم كه بسيار كم نظير است و سخت محبوب و مطلوب اسلام براى دو نسل .و رابطه گرم و عاشقانه و بى نظير ميان پيامبر و دخت گرانمايه اش از اين نوع بود.يك رابطه عميق قلبى ، عاطفى ، انسانى ، ريشه دار، استوار، نفوذ كرده در ژرفاى جان و اعماق وجود و كران تا كران روح و روان ، رابطه ظريف و لطيف و دلپذير و جوشان عقيدتى ، اخلاقى ، ارزشى ، مكتبى و آرمانى ،
رابطه ژرف و متقابل مريد و مراد، استاد و شاگرد، عارف شيفته و شيدا،
رابطه دو جانبه و متقابل عاشق و معش