مين شما از افتخار پيوند و همدلى و همراهى با پيامبر بهره اى بسان من داريد؟!))
2- در انديشه و باور دومين امام نور
ريحانه پيامبر در آيينه شفاف دومين امام نور، حضرت مجتبى (عليه السلام) داراى روحى بزرگ و قلبى خدادوست و مردم خواه است و كيفر دشمنى با او، آتش شعله ور دوزخ .
1- او در اشاره به اين روح توحيدگرايانه و بشردوستانه مام ارجمندش ، از نماز و نيايش شبانه و دعاهاى خيرخواهانه و درس آموز او سخن دارد و روشنگرى مى كند كه آن حضرت هماره درس رعايت حقوق و حرمت ديگران را مى داد و مى فرمود:
پسرم ! بايد نخست در انديشه آسايش و آرامش ديگران بود و آن گاه خويشتن .
الجار ثم الدار...(225)
2- و نيز آورده اند كه آن حضرت به يكى از سركردگان سپاه شوم سقيفه فرمود:
((هان اى مغيره ! تو همان تيره بخت و بيدادپيشه اى هستى كه در يورش ‍ بى رحمانه دژخيمان استبداد به كانون وحى و رسالت شركت داشتى ؛ پس ‍ در انتظار آتش شعله ور دوزخ باش !))
وانت ضربت فاطمة بنت رسول الله حتى ادميتها والقت ما فى بطنها...و قد قال لها رسول الله : انت سيدة نساء اهل الجنة ، والله مصيرك الى النار.(226)
افزون بر اين ، امام مجتبى (عليه السلام) در بسيارى از نامه هاى سياسى - اجتماعى و سخنان روشنگر و مناظره هاى خويش با باند پليد اموى ، بارها به شكوه و عظمت چنين مادرى افتخار مى كند و او را برترين مادر گيتى مى شناسد و مى شمارد.
3- در آيينه دل پيشواى شايستگان
ريحانه سرفراز پيامبر از ديدگاه حسين (عليه السلام) و در آيينه دل او، نه تنها افتخارانگيزترين زن و افتخارآفرين ترين مادر گيتى است ، كه آگاه ترين ، مترقى ترين ، شايسته ترين و الهام بخش ترين پيشواى عصرها و نسل ها و بزرگ پرچمدار آزادى و آزادگى و عدالت خواهى و دفاع از حقوق بشر و پرچم هماره برافراشته ستم ستيزى و مبارزه با حق كشى و استبداد است ؛ و درست از اين ديدگاه است كه پيشواى شايستگان حضرت حسين (عليه السلام) را مى نگريم كه :
1- در سوگ جان سوز ستايش انگيزترين مادر تاريخ ، به گونه اى مى سوزد و مى گدازد كه فقدان سهمگين او و غيبتش را از جامعه ، بسان غيبت و رحلت پيامبر ارزيابى مى كند و با دلى پردرد رو به آرامگاه نورافشان نياى گرانقدرش ‍ مى گويد:
هان اين نياى بزرگ ! اى پيامبر خدا! امروز با شهادت جانسوز دخت ارجمندت ، مصيبت غمبار رحلت تو براى ما تازه شده است .(227)
و با بوسه بارن ساختن چهره و دست و پاى سرد مادر در بستر شهادت ، ندا مى دهد كه : هان اى مام ارجمند حسين ! با من سخن بگو پيش از آن كه قلبم از غم فراق تو شكافته شود، پاسخ مرا بده !
2- نام دختران ارجمند و با فضيلت خويش را ((فاطمه )) بر مى گزيند تا اين واژه مقدس و اين ياد الهام بخش و بلندآوازه ، مشعل فروزان زندگى آنان و همه دختران و زنان ترقى خواه گردد.(228)
3- بر چنين مام گرانقدرى در زندگى و پس از شهادتش هماره عشق مى ورزد و آرامگاه او را زيارتگاه ، مقتدا و محبوب و الهام بخش خويش در سخت ترين لحظات و حساس ترين تصميم گيرى ها مى نگرد.(229)
4- و در سخت ترين شرايط و هنگامه انتخاب و حساس ترين پيچ هاى سرنوشت ساز تاريخ ، بر چنين رويشگاه و خاستگاه و مام بلند جايگاه و الهام بخش و بر آزادگى و كرامت و شجاعت و ستم ستيزى او تكيه مى كند و مى خروشد كه :
الا وان الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنتين : بين السلة والذلة وهيهات منا الذلة ، ياءبى الله ذلك لنا و رسوله ، والمؤمنون وحجور طابت وطهرت ، واءنوف حمية ونفوس ابية من ان نؤ ثر طاعة اللئام على مصارع الكرام ...(230)
((هان اى مردم ! اى عصرها و نسل ها! به هوش ! كه اين فرومايه و فرزند فرومايه ، اينك مرا ميان دو راه و دو انتخاب قرار داده است :
بر سر دو راهى ذلت پذيرى و تسليم خفت بار در برابر فرومايگان بيدادگران حاكم ، و مرگ پرافتخار و باعزت و سرفرازى .
و چه قدر دور است از ما كه ذلت و خوارى را برگزينيم .خدا و پيامبر او و ايمان آوردگان راستين و آگاه و دامان هاى مادران پاك و رگ و ريشه هاى پاكيزه و مغزهاى غيرتمند و جانهاى ستم ستيز و باشرافت ، نمى پذيرند كه ما فرمانبردارى فرومايگان و استبدادگران پست و رذالت پيشه را بر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان ، مقدم بداريم .))
4- در نظرگاه زينت و زيور پرستشگران
او در انديشه و نظرگاه چهارمين امام نور - كه به حق ، زينت و زيور عبادتگران و پرستش كنندگان است - بسيار پرشكوه و تماشايى است ؛ به گونه اى كه آن حضرت در جريان اسارت خاندان پيامبر، پس از شهادت حسن (عليه السلام) و يارانش ، همه جا به ياد نام افتخارآفرين فاطمه مى بالد و از او درس فداكارى و پيكار با آفت انحصار و خودكامگى مى آموزد و درس ‍ شكيبايى قهرمانانه و روشنگرى دليرانه مى گيرد و در برابر بارگاه ستم اموى و زير برق سرنيزه هاى دژخيمان و جلادان بى رحم استبداد، آن گاه كه نداى آزادى و عدالت خواهى و ستم ستيزى را طنين افكن مى سازد، مى خروشد كه : هان اى مردم ! من فرزند فاطمه زهرا، ريحانه ارجمند پيامبر خدا هستم .انا ابن فاطمة الزهراء، انا ابن سيدة النساء...(231)
5- در آيينه پنجمين امام نور
او در انديشه پنجمين امام نور، حضرت باقر (عليه السلام)، پرشكوه و وصف ناپذير است .
بزرگ بانويى است در اوج دانش و پروا،
ايمان و اخلاص ،
عصمت و قداست ،
پاكى و طهارت ،
سرفرازى و سربلندى ،
برازندگى و زيبندگى ،
آراسته به والايى ها و شايستگى ها، و پيراسته از هر نقطه منفى ؛ به گونه اى كه نه تنها پيشوايى است معصوم و برگزيده براى انسانهاى كمال جو و حق طلب و آزادمنش ، كه فرمانبردارى از آن حضرت بر همه آفريدگان نيز لازم و واجب است .
لقد كانت عليها السلام مفروضة الطاعة على جميع من خلق الله من الجن والانس والطير والوحش والانبياء والملائكة .(232)
و نيز ((ابو حمزه ثمالى )) از آن گرامى آورده است كه : در تفسير و تاءويل اين آيه شريفه مى فرمايد: انها لاحدى الكبر نذيرا للبشر(233)، فرمود:
منظور از اين بزرگ بزرگان و بيم رسان به انسانها در آيه شريفه ، ريحانه سرفراز پيامبر است .(234)
6- در نظرگاه امام صادق
ريحانه ارجمند پيامبر در نظرگاه ششمين امام نور، جايگاهى پرفراز و موقعيتى وصف ناپذير و بسيار شكوهبار دارد و نام و ياد مقدس و والايش ‍ براى آن حضرت ، دوست داشتنى و بسيار عزيز است .
آن حضرت در تفسير آيه شريفه مرج البحرين يلتقيان ...(235) فرمود:
منظور از دو دريا در اين آيه ، اميرمؤمنان و مام گرانمايه ام ، فاطمه ، مى باشد؛ و منظور از مرز و حد فاصل ميان آن ، نياى گرانقدرم پيامبر خداست ؛ و منظور از ((لؤ لؤ )) و ((مرجان )) كه از آن در دريا بيرون مى آيد، دو نور ديده فاطمه حسن و حسين مى باشند كه جهان را به نور دانش و كمال و معنويت و آزادگى خويش نورباران ساخته اند.(236)
و نيز در بيان ديگرى مى فرمايد: ((ريحانه پيامبر، صديقه بزرگ تر و پرشكوه تر است و عصرها و نسل هاى پيشين بر محور شناخت و مهر او چرخيده است .)) هى الصديقة الكبرى وعلى معرفتها دارت القرون الاولى (237)
و مى فرمايد: مهر و عشق به آن حضرت ، از صفات برين است ؛ و آسياى قرون و اعصار گذشته و آغاز آفرين