ش بر محور دوستى او در حركت بوده است .
و حبها من الصفات العالية ، عليه دارت القرون الخالية ...(238)
و در همه زندگى در سوگ آن حضرت سوگوار بود و در اشاره به ستم ستيزى و حق طلبى او مى فرمود:
و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بامره فاءسقطت محسنا و مرضت من ذلك مرضا شديدا.(239)
((عامل و باعث مرگ نابهنگام و شهادت جانسوز مام ارجمندم فاطمه اين بود كه ((قنفذ))، برده عمر، به دستور او با پشت و غلاف شمشير به گونه اى بيرحمانه و وحشيانه او را زد كه آن حضرت فرزندش محسن را سقط نمود و سخت بيمار شد و پس از چندى به شهادت رسيد.))
7- در آيينه هفتمين امام نور
آن بانوى گرانقدر و پرمعنويت در آيينه دل و انديشه هفتمين امام نور، بسى پرشكوه و باعظمت است .
به راستى كه او فانوس نور جاودانه و درخشنده خدا،
قطب دايره هستى ،
محور و مركز حق و عدالت ،
تك نسخه اى از پيامبر خدا،
ستوده ترين بانوى روزگاران ،
زيتونى است كه بركاتش همگان را فراگرفته و نقطه محور و مركزى است كه به خويش بركات و خيرات وصف ناپذيرى را براى پيامبر و امت او آورد و آنگاه بسان خورشيد جهان افروز، سرمشق و الگوى آراستگى و برازندگى و تلاءلؤ در زندگى انسان ها به ويژه حيات و تاريخ دنياى ((زن )) گرديد.
امام كاظم (عليه السلام) در اشاره به اين مفاهيم بلند فرمود: در خانه و جامعه اى كه به نام گرانقدر محمد، احمد، على ، حسن ، حسين و فاطمه باشد و صاحب آن نامها به معنويت و عظمت آنها آگاه و باورمند باشد و حرمت آنها را پاس دارد، تهيدستى و نگونسارى به آن جا وارد نخواهد شد.لايدخل الفقر بيتا فيه اسم محمد وفاطمة من النساء(240)
8- در نظرگاه هشتمين امام نور
هشتمين امام نور، حضرت رضا (عليه السلام)، بسان ديگر پيشوايان نور، فراتر و بالاتر از آنچه تصور گردد، مام ارجمندش ، فاطمه را گرامى مى داشت و به راه و رسم الهام بخش او بها مى داد: درست همان گونه كه پيامبر به او بها مى داد و او را در شرايط گوناگون و موقعيت هاى مختلف در برابر چهره ها و شخصيت هاى متنوع و مردم كوچه و بازار ارج مى نهاد و مقام والايش را به عصرها و نسل ها به عنوان ميزان و معيارى كه حق و باطل و درست و نادرست بر پايه شخصيت او سنجيده مى شود، خاطرنشان مى ساخت .
آرى ، او در نظرگاه آن حضرت ، نهال هماره سرسبز رسالت ،
شكوفه پرطراوت و دل انگيز امامت ،
ابعاد مجسم دين خدا،
بهاران نماز و نيايش ،
زيباترين روح پرستش ،
سمبل ارزش ها و قداست ها،
فروزشگاه تابناك حق طلبى ها و حق شناسى ها،
همتاى بى نظير امير والايى ها،
و مام ارجمند امامان نور است .
و مى توان چشم انداز ژرفى را كه اسلام در حقوق و روابط و وظايف زن مقرر فرموده و ميزان و چگونگى نقش او را در ساختار جامعه و تمدن مشخص ‍ ساخته است ، همه را در رفتار و كردار آن دخت بهشت و حوريه انسانى نگريست و به مردم ارائه كرد.
از آن حضرت آورده اند كه ضمن بيانى طولانى در موقعيت والاى معنوى فاطمه و تدبير شگرف خدا در آفرينش او، از بيان پيامبر فرمود:
ففاطمة حوراء انسية ، فكلما اشتقت الى رائحة الجنة شممت رائحة ابنتى فاطمة .(241)
((فاطمه حوريه اى است در سيماى انسان ؛ و من هرگاه در شور و شوق بهشت مى شوم ، دخترم ، فاطمه ، را مى بويم و به خلق و خو و جمال و كمال بهشتى او مى نگرم .))
9- در نظرگاه نهمين امام نور
آن بزرگ پيشواى توحيد و تقوا، در نظرگاه حضرت جواد (عليه السلام) داراى جلال و جمال وصف ناپذيرى است ، چرا كه انديشه اش ‍ والا،
وجودش بابركت ،
كردارش پاك و پاكيزه ،
رفتارش درس آموز و الهام بخش ،
زندگى اش آراسته به عدالت و نورافشانى ،
خلق و خوى اش ، خداساخته و برازنده ،
معنويت و پروايش ، فراتر و والاتر از مريم ،
در پارسايى و زهد، سرور همگان ،
در شكيبايى و بردبارى ، سالار شكيبايان ،
در پرستش و عبادت ، روح نيايش و راز و نياز، و مايه آسايش جان پيامبر است ؛ و درست به همين جهت هم ، ميهمان هماره گستره قلب و انديشه حضرت جواد است .
يكى از دوستداران خاندان رسالت آورده است كه به هنگام تشرف به خانه خدا، به نيابت پيامبر و امامان نور و ريحانه پيامبر، طواف نمودم و پس از بازگشت از حج به محضر حضرت جواد رسيدم و گفتم : سرورم ! روزهايى كه در كنار كهن ترين معبد توحيد و تقوا بودم ، پاره اى از روزها به نيابت هركدام از پيشوايان برگزيده خدا، از پيامبر گرامى گرفته تا شما، طواف مى نمودم و از سوى مام ارجمندتان ، فاطمه ، نيز گاه طواف مى كردم .
حضرت جواد فرمود: از اين پس هرگاه تشرف يافتى ، به نيابت مادرم ، فاطمه ، بيشتر طواف كن و بدان كه اين كار بهترين كار و عبادتى است كه انجام مى دهى .
و نيز آورده اند كه روزى آن حضرت در حالى كه در چهارمين بهار زندگى مى زيست و در كنار پدر گرانقدرش بود، سخت در انديشه فرو رفت و نشان غمى گران در سيماى نورافشانش پديدار گرديد.
حضرت رضا دليل آن را پرسيد كه به عرض رساند: به ياد مام ارجمندم ، فاطمه و ستم هايى كه در راه حق و عدالت بر او رفت ، افتادم .فقال : فيما صنع بامى فاطمة ...(242)
10- در انديشه دهمين امام نور
در انديشه دهمين امام نور حضرت هادى (عليه السلام)، ريحانه ارجمند پيامبر، سمبل دانش و بينش ،
در گران مايه درياى پارسايى و پاكدامنى ،
تجسم پروا و شب زنده دارى ،
رمز نماز و نيايش ،
نمونه تربيت فرزند و ادب در برابر پدر و همسر،
الگوى جهاد و روشنگرى و خيرخواهى و دعوت به حق و عدالت و سرمشق هماره بشردوستى و مردم خواهى و دفاع از دين و دفتر و حقوق و امنيت و آزادى انسانهاست و به همين دليل هم ((فاطمه )) ناميده شد.و خداى فرزانه ، او و دوستداران راستين و رهروان راه پرافتخارش را از تيره روزى و آتش دوزخ دور نگاه داشت .
آن حضرت در اين مورد از نياى گرانقدرش پيامبر آورده است كه فرمود:
لان الله فطمها و محبيها من النار(243)<
((دخت ارجمندم بدان دليل ((فاطمه )) نامگذارى شد كه خدا او و دوستدارانش را از آتش جدا و دور ساخته است .))
11- موقعيت او از ديدگاه يازدهمين امام نور
ريحانه ارجمند پيامبر در نظرگاه يازدهمين امام نور، حضرت عسكرى (عليه السلام)، عصاره نبوت ،
چكيده رسالت ،
در صدف بزرگ منشى ،
سپيده درخشان خورشيد روز،
تجسم بزرگى و بزرگوارى و كرامت ،
ماه تابان ارزش ها،
مركز دايره افتخارات ،
شرف وجود،
حلقه اتصال و گردن بند هستى ، و نورى است كه ديگر نورها و درخشندگى ها از پرتو آن سرچشمه گرفته اند.
او از ديدگاه حضرت عسكرى ، نه تنها بزرگ پيشواى رادى و سرفرازى و حجت خدا بر بندگان و آفريدگان ، كه حجت خدا بر پيشوايان برگزيده بارگاه اوست .
نحن حجج الله على خلقه و فاطمة حجة علينا(244)
((ما حجت ها و برگزيدگان خدا بر آفريدگانش مى باشيم ، و فاطمه ، حجت راستين و پرشكوه خدا بر ما.))
و نيز يكى از دوستداران اهل بيت آورده است كه : از حضرت عسكرى در مورد دليل نامگذارى فاطمه به ((زهرا)) جويا شدم كه فرمود: بدان دليل ريحانه پيامبر به اين نام ناميده شد، كه به خواست خدا، سيماى نورافشانش ‍ در آغاز روز، بسان خورشيد درخشان و به هنگام نيمروز بسان ماه تابان و به ه