گامه غروب همانند ستاره فروزان بر اميرمؤمنان مى درخشيد.(245)
12- و در نظرگاه جان جهان
و امام مهدى (عليه السلام) كه خود، خورشيد آزادى ،
آسمان بلند شكوه و زيبايى ،
پرچم برافراشته عدل و داد،
سمبل رادى و سرفرازى ،
سند حيات دين و دفتر،
قصيده بلند حريت ،
ستون معبد عشق ،
چشمه جوشان اميد و نويد،
سايه آرامش بخش اعتماد و اطمينان ،
شوكت شكوهمند شاخسار رسالت ،
محبوب هماره دل ها و ميهمان هميشه قلب هاى آگاه و حق طلب است ، ريحانه ارجمند پيامبر را اسوه و الگوى خويش مى شمارد و مى فرمايد:
فى ابنة رسول الله (صلى الله عليه و آله ) لى اسوة حسنة (246)
((براى من ، دخت والاى پيامبر خدا، سرمشق و الگويى پرشكوه و نيكوست .))
و نيز از آيت الله سيد محمد هندى (متوفاى 1329) آورده اند كه در شب عيد غديرى به افتخار ديدار جان جهان حضرت مهدى مفتخر گرديد اما بر خلاف تصور خويش آن آخرين يادگار معصوم پيامبر را افسرده و غمزده ديد.
با نهايت ادب پرسيد: سالار من ! در آستانه عيد غدير هستيم و مردم شاد و شادمانند، اما شما را اندوه زده مى نگرم ؛ چرا؟
فرمود: سيد محمد! من در انديشه مام ارجمندم فاطمه ، و در اندوه بيدادى هستم كه در راه حراست از دين و دفتر و در دفاع از حقوق و آزادى انسانها بر او رفت .
آن گاه فرمود:
لا ترانى اتخذت لا وعلاها بعد بيت الاحزان بيت سرور.
((به شكوه و معنويت مادرم سوگند كه مرا پس از بيت الاحزان او نخواهى ديد كه خانه شادى و شادمانى برگرفته باشم .(247)))بخش 9: راز جاودانگى ريحانه پيامبر
از بامداد تاريخ انسان تا جهان معاصر در جامعه ها و تمدن هاى بشرى ، پيشتازان و پيشگامان ترقى خواه و الهام بخش بسيارى ظهور كرده و هر يك بر اساس بينش خويش درباره جهان ، جهان آفرين ، انسان ، زندگى درخور شاءن انسان ، و هدف هاى زندگى او به تناسب گرايش ها، عملكردها، هدف ها، آرمان ها، آرزوها، ايده آل ها، برنامه ها و دنياى مطلوب و محبوب خويش نقش هاى گوناگونى در ابعاد مختلف زندگى فردى ، خانوادگى ، فرهنگى ، فكرى ، عقيدتى ، اجتماعى ، سياسى ، هنرى ، اقتصادى و دفاعى مردم نهاده و گاه در قلمرو كوچك و يا بزرگى ، مسير تاريخ و روند جامعه را دگرگون ساخته و تمدن ها را به راه دلخواه خود سوق داده اند، و پاره اى از آنان نيز روزگارى درخشيده و عصر و نسلى پاييده و براى مردمى نمونه و سمبل و الگو و منبع الهام و حركت گرديده و حس قهرمان جويى آنان را پاسخ گفته اند.اما اگر نيك بنگريم و ژرف بينديشيم ، همه آنان سرانجام پس ‍ از پشت سر نهادن مراحل گوناگون پيروزى ، رشد، پيشرفت ، پذيرفتگى اجتماعى و جهانى ، به تدريج رو به ضعف و فرسودگى نهاده و پس از پيمايش فراز و نشيب هاى بسيار، سرانجام به پايان خط و غروب و افول اقتدار و شكوه اجتماعى خويش رسيده و خواه و ناخواه ، نه تنها از موقعيت پيشگامى و پيشوايى خويش كنار رفته ، كه از متن زندگى جامعه ها و تمدن ها و مردم نيز به حاشيه اى رانده شده و جاى خويشتن را به چهره ها، شخصيت ها، الگوها، نمونه ها، اسوه ها، سرمشق ها و سمبل هاى نوين و مدرن سپرده و خود به تدريج به موزه ها و بايگانى تاريخ پيوسته اند؛ چرا كه گذشت زمان و سير و رشد جامعه ها و تمدنها بر چهره هر رويداد تازه و پديده جديد و هر پيشواى محبوب و پراقتدارى نيز گرد و بار فرسودگى و پيرى مى افشاند و هر طراوت و شادابى و نشاط را به سوى پژمردگى و خزان مى راند و هر نوجوان و جوان و چهره نوظهورى را به كهنسالى و پايان زندگى هدايت مى كند و قدرت ها، رويدادها، شخصيت ها، چهره ها و قهرمانان را - گر چه از گسترده ترين شبكه هاى تبليغاتى نيز بهره ور باشند - سرانجام همه را به بوته فراموشى مى سپارد و به راه خود مى رود.
اما در اين ميان بايد انديشيد كه اين چه راز و رمزى است كه ياد الهام بخش ‍ ريحانه پيامبر،
نام مقدس و بلندآوازه او،
عنوان و القاب پرافتخار او،
بينش ، گرايش ، هدف ، آرمان و عملكرد او،
دانشگاه انسان ساز و آموزش هاى مترقى او،
آزادگى و آزادمنشى ، حق محورى ، قانونمدارى و ستم ستيزى او،
ارزش هاى اخلاقى و انسانى دل انگيز و دوست داشتنى او،
سيره و سبك و روش زيبا و دلنشين و راه گشاى زندگى فردى ، خانوادگى ، فرهنگى ، فكرى ، هنرى ، عاطفى ، تربيتى ، عبادى ، معنوى ، اجتماعى ، سياسى و جهانى و...او، نه تنها از اين آفت جهانشمول مصون مانده و گردش روزگار نتوانسته است آن وجود گرانمايه را از نورافشانى باز دارد كه با گذشت زمان و رشد فكرى و علمى و اجتماعى و دينى و توسعه جامعه ها و تمدن ها، ياد و نام برازنده و راه و رسم پرافتخار و سبك آزادمنشانه او در ميان نسل مترقى و مردم آگاه و درست انديش زنده تر، شاداب تر، پوياتر، جوشنده تر، شورانگيزتر، الهام بخش تر، زلال تر، جذاب تر و زيباتر نيز جلوه نموده و همچنان راه جاودانگى را مى پيمايد و فروغ دل انگيز خويشتن را بيش از پيش بر دلهاى آگاهان و آرمان خواهان و تشنگان عدالت و آزادى و حقوق و حرمت انسانها مى تاباند و جان هاى شيفته رشد و كمال را نورباران ساخته و قلب هاى ترقى خواه و بشردوست را تسخير نموده و همچنان به صورت يك اسوه دلپذير، يك سمبل بى نظير، يك الگوى مترقى ، يك نمونه برجسته ، يك پيشوا و چهره محبوب و يك منبع الهام حركت ، رشد، پاكى ، قداست ، روشنگرى و روشنفكرى و اوج در چشم انداز عصرها و نسل ها به ويژه زنان و دختران مترقى ، به نورافشانى ادامه مى دهد.
قافله قافله دل ها و انبوه انبوه قلب ها و روان ها را شيفته و شيداى زيبايى هاى معنوى و انسانى و جمال و كمال خود ساخته و دنيا دنيا جانها و انديشه ها را نورانى مى سازد و با خود مى برد.
راستى راز اين زندگى ، پايندگى ، طراوت ، نشاط، درخشندگى و جاذبه ريحانه سرفراز پيامبر در تاريخ پرفراز و نشيب انسان چيست ؟
چرا تا كنون هيچ چهره اى نتوانسته است چهره نورافشان او را تحت الشعاع سازد؟
چرا هيچ پيشوا و پيشتازى نتوانسته است در اوج گرفتن بر بلنداى سكوى والايى ها از او پيشى گيرد؟
چرا كسى نتوانسته است همپاى او در روند تاريخ قافله سالار دل هاى آگاه و ترقى خواه و شرافت دوست گردد؟
چرا داستان ريحانه پيامبر هماره شورانگيزترين داستان ها،
خاطره اش دل انگيزترين خاطره ها،
وصف زندگى اش دلنشين ترين وصف ها و زندگى ها،
راه و رسم مترقى اش انسانى ترين و ظريف ترين و مقدس ترين و قهرمانانه ترين راه و رسم ،
و برنامه زندگى او پرجاذبه ترين برنامه هاست ؟
راستى راز محبوبيت و جاودانگى فاطمه (عليها السلام ) چيست ؟
بى ترديد پايندگى و ماندگارى ياد و نام ريحانه پيامبر و محبوبيت و جاودانگى و نورافشانى هماره او در اين تاريخ طولانى ، رازها و رمزها و اسرارى دارد كه براى همه به ويژه كمال طلبان ، الهام بخش است .
اينك اين شما خواننده گرامى و اين هم مهمترين رازهاى اين ماندگارى و پايندگى در يك نگرش گذرا.
الف : جهان بينى ريحانه پيامبر
نخستين راز ماندگارى و نورافشانى هماره ريحانه پيامبر در جهان بينى خردمندانه ، مترقى ، هماهنگ با فطرت و خداپسندانه او نهفته است ؛ چرا كه 