رد؛ همان بندگى و پرستشى كه رمز و آزادگى و سرفرازى و پيروزى انسان در همه عرصه هاست .
پذيرش رحمت و مهر و لطف بى كران خدا؛ رحمتى آميخته با هدايت و راهيابى و قدرت بر تصميم گيرى انسانها و حق حاكميت بر سرنوشت خويش ارزيابى مى كند.(253) و لذلك خلقهم ...(254)
براى آزمون و امتحان و شكوفايى توانايى ها و استعدادهاى شگرف و نهفته در دنياى وجود او مى نگرد.
الذى خلق الموت والحياة ليبلوكم ايكم احسن عملا(255)
به منظور آگاهى و شناخت دنياى وجود خويشتن ، جهان و جهانيان ، آيات و نشانه هاى قدرت آفريدگار هستى و شناخت ذات پاك و بى همتاى او، مى نگرد.
لتعلموا ان الله على كل شيى ء قدير(256)
و سرانجام اين كه فاطمه (عليها السلام ) هدف نهايى آفرينش را پرستش ‍ عاشقانه و خالصانه و لبريز از شور و شعور معبود و محبوب و هستى بخش ‍ خويش مى بيند.
وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ...يعبدوننى لا تشركون بى شيئا(257)
ريحانه ارجمند پيامبر الگو و سرمشق انسان هاى راه يافته هدفدارى است كه در انديشه ، عقيده ، گفتار، عملكرد و ديگر عرصه ها و ميدان ها، پرچمدار هدفدارى و هدفمندى است .(258)
بر آن است كه آفريدگار انسان او را براى رشد و آگاهى و شناخت و معرفت آفريده است ابتداء الاشياء لا من شى ء كان قبلها...ولا فائدة له فى تصويرها الا تثبيتا لحكمته وتنبيها على طاعته واظهارا لقدرته وتعبدا لبريته واعزازا لدعوته .
بر آن است كه او را براى آزمون و ظهور و شكوفايى دنياى شگرف وجودش ‍ پديد آورده است .
بر آن است كه او را براى پرستش و بندگى و در پرتو آن آزادى و آزادگى آفريده است .
بر آن است كه او را براى اوج گرفتن به سوى حق ، تخلق به اخلاق او، آراستگى به شايستگى ها و ارزش ها و پيراستگى از ضعف و جهل و فقر و نياز و ديگر ضدارزش ها خواسته است .
بر آن است كه او را براى رسيدن به مهر و عشق و رحمت خويش پديد آورده است .
آرى اين هاست هدف آفرينش انسان و بايد در اين راه گام سپارد و همه مقررات و رهنمودها و برنامه هاى عبادى ، اخلاقى ، اجتماعى ، سياسى ، تربيتى و...بر آن است كه انسانى را در اين جهت و اين هدف سرعت بخشد.
و درست در پرتو اين بينش انسانى و مترقى در مورد هدفدارى زندگى انسانى است كه فاطمه (عليها السلام ) به بندگى عاشقانه و خالصانه خدا مفتخر مى گردد و هيچ آفت و بند اسارتى بر مغز و دل او نزديك نمى شود.
عمل به دين و مقررات آسمانى آن را، پله هاى نردبان اوج و وسيله نجات و رستگارى مى نگرد و توحيدگرايى و ايمان را، راه نجات از آفت شرك و اسارت و ذلت و بيداد؛
و نماز و نيايش با خدا و پيوند و ارتباط با او را وسيله اى براى پاكى دل از ميكرب خودپرستى و خودكامگى و بت شدن و از ديگران تملق و چاپلوسى و فرمانبردارى و پرستش و ذلت خواستن ؛
روزه رمضان را وسيله آزمون و امتحان و شكوفا شدن توانايى ها و استعدادهاى انسان و حج و طواف بر گرد خانه خدا را باعث تقويت و اقتدار دين و دين باورى و ديندارى واقعى ؛
جهاد و تلاش و كوشش در راه حق و عدالت و آزادى و آزادگى و تاءمين و تضمين حقوق بشر را وسيله عزت و اقتدار اسلام و امر به معروف و دعوت به ارزشها را به صلاح جامعه و توده هاى مردم و هشدار از ستم و بيداد و حق كشى و خودكامگى و گناه را راهى براى كنترل زورمداران و بى خردان .
و آن گاه است كه ريحانه پيامبر از پرستش خدا لذت مى برد و به بارگاه او اخلاص مى ورزد.(259)فرض الله الايمان تطهيرا عن الشرك و الصلوة تنزيها عن الكبر...
بشر دوستى راه و رسم او مى شود و حق طلبى و عدالت خواهى و آزادگى و آزامنشى شعار و شعورش ؛ و پيكار با مظاهر كفر و شرك و استبداد و دجالگرى و برچيدن موانع رشد انسانها، برنامه و هدفش .
3- جهان شناسى ريحانه پيامبر
ريحانه انديشمند پيامبر، جهان را با همه شكوه و زيبايى هايش ساخته و آفريده آفريگار فرزانه هستى مى نگرد و پديده هاى گوناگون و شگفت انگيز آن را نمودها، جلوه ها، نظام ها، ظرافت ها، لطافت ها، شاهكارهاى تفكرانگيز و نشان قدرت بى همانند او ارزيابى مى كند و مردم را در اين جهان به تلاش و كوشش و به سازندگى و برازندگى همه جانبه بر مى انگيزد و هرگز آن گونه كه ساده انديشان و دين ناشناسان بيگانه از جهان بينى و جهان شناسى و بينش انسانى فاطمه (عليها السلام )، مى پندارند، آن بانوى انديشمند، نه جهان را زشت و نازيبا و ناپسند و مردود مى نگرد و نه از آن بيزارى مى جويد.براى نمونه :
1/3- كشتگاه سراى آخرت
او در نگرش مترقى خويش ، اين جهان را مزرعه و كشتزار و كشتگاه جهان ديگر - كه محصول و فرآورده هاى آن ، به طور كامل در جهان ديگر درويده مى شود - مى نگرد و انسانها را كشاورز آگاه و كارا و پرتلاش اين مزرعه بزرگ و تماشايى ؛ كه انديشه ها، نيت ها، گفتارها و نوشتارها، حركتها و عملكردهاى آنان بذر اين مزرعه شگفت انگيز و عبرت آموز است و نعمت و امكانات خدا، باران زندگى سازى را مى ماند كه بر آن مى بارد.(260)
و به باور آن حضرت ، اين بذرها بسيار متفاوتند؛ چرا كه ره آورد و محصول پاره اى از انسان ها به خاطر انديشه و عقيده و عملكرد عادلانه و شايسته آنان ، بى كران ، ماندگار، جاودانه و مزرعه و درختانشان هماره سرسبز و خرم و پرسايه و پرطراوت و پرميوه است و فرآورده و محصول پاره اى ديگر، اندك و عمر درختانشان نيز كوتاه و زوگذر و سايه ها و ميوه هاى آنها نيز ناچيز است .
و پاره اى نيز با بدانديشى و ددمنشى و عملكرد زشت و ظالمانه در زندگى ، خارستانى سهمگين با ره آوردى شوم و ميوه هايى تلخ و ناگوار و كشنده براى خود پديد مى آورند.
2/3- تجارتخانه بزرگ
ريحانه پيامبر در جهان شناسى و جهان بينى خويش ، جهان را يك بازار بزرگ و يك تجارتخانه پرشكوه و پرزرق و برق مى بيند و انسان ها را سرمايه دارانى كه به اين بازار بزرگ گام مى نهند و سرمايه آنان هوش و خرد، عمر و جوانى ، وجدان و فطرت انسانى ، فرصت ها و نعمت هاى گوناگون ، امكانات و توانايى ها و نيروهاى متنوع و مختلف آنان است .
آن بانوى انديشمند بر اين باور است كه گروهى در اين تجارتخانه بزرگ ، سود مى برند و گروهى دچار زيان و خسران بزرگ مى گردند.
الدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون (261)
چرا كه در اين بازار پرزرق و برق ، گروهى سرمايه هاى ارزشمند عمر، جوانى ، فرصت ها، استعدادها و امكانات مادى و معنوى خود را از كف مى دهند و در برابر آن ، ثروتى بسيار يا كاخى پرزرق و برق به دست مى آورند.
و گروهى با از دست دادن همه چيز، ميداندارى و رياست زودگذر و فناپذير را براى چند روز.
و گروهى نيز كامجويى و عياشى و خوشگذرانى را.و در كنار اينها هركدام كوهى از گناه و حق كشى و بيداد و ثمره شوم آن ، آتش شعله ور دوزخ را.
در نگرش ريحانه پيامبر، تيره بخت تر از همگان آن كسانى هستند كه به جاى به دست آوردن نيك بختى و خشنودى خدا، گوهر وجود را به گناه آلوده مى سازند و با شقاوت و بيداد و حق كشى ، مى بازند و خويشتن را به عذاب ابدى گرفتار مى سازند؛ چرا كه هيچ يك از اين دستاوردهاى مادى و فناپذيز نمى تواند بهاى آن سرمايه هاى عظيم باشد و بهاى 