آن تنها قرب به بارگاه خدا و آراستگى به اخلاق انسانى و مورد نظر او و زندگى عادلانه و انسان دوستانه و به دست آوردن بهشت پرطراوت و زيباى اوست .انه ليس ‍ لاءنفسكم ثمن الا الجنة فلا تبيعوها الا بها.(262)<
و انسان هوشمند و توحيدگرا آن كسى است كه در اين تجارتخانه بزرگ ، از سويى سرمايه هاى بزرگى را كه خدا به او ارزانى داشته است ، همه را به پربهاترين صورت و گرانترين قيمت ، به خود او بفروشد و در برابر اين كالاى ناچيز و فناپذير، پرشكوه ترين و ماندگارترين نعمت ها را دريافت دارد و از دگر سو زيان جبران ناپذير و عذاب دردناك را نيز از دامان خود دور سازد.(263)
3/3- ميدان آزمون
ريحانه ژرفنگر و واقع بين پيامبر اين جهان را سراى آزمون و ميدان امتحان مى نگرد(264)؛ ميدانى كه براى شكوفا شدن استعدادها و توانايى ها و مواد خام و امكانات بسيار دنياى وجود انسان است ؛ ميدانى كه بسيارى در آن مى بازند و مردود مى شوند و گروهى نيز با بهره ورى از فرصت ها، امكانات ، نعمت ها، استعدادها، توانايى ها، خردها، انديشه ها، كشش هاى اوج دهنده ، و آراستگى به ارزشهاى والا و خدا پسندانه و رسيدن به قرب خدا و با رعايت حقوق و حرمت بندگان او و امنيت و آزادى و كرامت آنان امتياز مى آورند و پيروز مى گردند.
4/3- وسيله رشد و تكامل
ريحانه انديشمند پيامبر، دنيا را مقدمه و وسيله رشد و تكامل و اوج مى نگرد و نه هدف ؛ ...الا تثبيتا لحكمته ...وتعبدا لبريته . و آن انسان هاى بزرگ و خردمندى را - كه خود را از وابستگى دنيا و از دلبستگى آن رهانيده و اين جهان را مقدمه و وسيله اى براى سعادت ماندگار ساخته اند -، آنان را جستجوگران آخرت مى بيند و نه دنيا.
او بر اين باور است كه دنيا و زندگى دنيوى در برابرى آخرت ، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست ؛ نه دوامى دارد و نه بقايى ؛ نه از آن چيزى به دست مى آيد و نه حالى ؛ و آنان كه به آن دل مى بندند و آن را هدف و آرمان و مطلوب و معشوق خود مى پندارند، در حقيقت كودكانى هستند كه عمرى به سرگرمى و بازى پرداخته و از همه چيز بى خبر مانده و از حقيقت ، محتوا و روح و جان زندگى ، دور افتاده اند و زمانى به خود مى آيند كه در مى يابند كه در اين بازى ، هم ، آن كسى كه باخته ، شكست خورده است و هم آن كه پيروز گرديده ؛ چرا كه در پايان بازى همه چيز به جاى خود باز مى گردد.
افزون بر اين ، اگر دنيا هدف شد و انسان به دنيادوستى و دنياخواهى و دنياپرستى گراييد و به مظاهر آن ، از مال پرستى و مقام خواهى ، برترى جويى ، شهرت طلبى ، لذت جويى ، تن آسايى و انتقام كشى گراييد، اين دنياپرستى چنان توفانى در دنياى وجود او پديد مى آورد كه همه معلومات او را مى گيرد و حس تشخيص او را از ميان مى برد و آن گاه است كه او دنيا را مقدم بر آخرت و هدف مى نگرد و در راه آن از هيچ پليدى و شقاوت و جنايتى فروگذار نمى كند.
5/3- ميدان بزرگ مسابقه
ريحانه ژرف نگر و واقع بين پيامبر، اين جهان را ميدان بزرگ و شگفت انگيز مسابقه مى نگرد و هدف هاى پرشكوه و جايزه و پاداش بى همانند آن را به دست آوردن خشنودى خدا،
قرب به بارگاه او،
رسيدن به بهشت پرطراوت و زيبا،
و رفاقت و همنشينى با برگزيدگان بارگاه او و ديگر نعمت هاى وصف ناپذير سراى آخرت مى شناسد.
او شركت كنندگان در اين مسابقه بزرگ و پيشتازان و برندگان اين ميدان را آزادزنان و آزادمردان خداجو و پرواپيشه و رعايتگر مقررات عادلانه و انسان ساز خدا و حقوق آزادى و حرمت و امنيت بندگان او مى نگرد و نه لاف زنان شيفته رياست و تشنه قدرت و دلداده به زر و زيور دنيا و مدعيان دروغين اسلام و ايمان كه همه چيز را ابزار سلطه انحصارى خويش بر سرنوست مردم مى نگرند؛ و بر اين انديشه رهنمون است كه پيروزى و سرفرازى در اين راه ، در گرو آن است كه انسان در پرتو تلاش و كوشش ، آگاهى و شناخت ، توكل و اعتماد به حق ، خودسازى و تهذيب گستره جان از زنگارهاى غفلت و غرور، مستى و پستى ، خودكامگى و خودمحورى ، حق كشى و بيداد، فريب و دجالگرى ، كج انديشى و ددمنشى ، و خودخواهى و خودپرستى پاك و پاكيزه سازد و كران تا كران مزرعه دل را به گل ها و گل بوته هاى ارزش هاى والاى انسانى و اخلاقى و فكرى آراسته گرداند.
و خود آن بزرگ بانوى گيتى در زندگى پربارش ، سمبل و نمونه بى همانند اين راه و اين مسابقه بزرگ بود.
او با گفتار و عملكرد شايسته اش بر اين انديشه رهنمون بود كه :
وسارعوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات و الارض اءعدت للمتقين ...(265)
((و براى رسيدن به آمرزش پروردگار خويش و بهشت پرطراوت و پرنعمت و زيبايى كه وسعت و گستردگى آن ، كران تا كران آسمان ها و زمين است و براى پرواپيشگان آماده شده است ، بر يكديگر سرعت و پيشى جوييد.))
و بر اين راه و رسم پيروزمندانه كه :
سابقوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها كعرض السماء و الارض اءعدت للذين آمنوا بالله و...(266)
((براى رسيدن به آمرزشى از پروردگاتان و بهشت پرطراوت و پرنعمتى كه گستره آن بسان آسمان و زمين است و براى كسانى آماده شده است كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند، بر يكديگر سبقت جوييد.))
و خودش الگو و نمونه و سمبل پرشكوه اين راه بود كه پيامبر گرامى او را برترين زن گيتى و سالار بانوان توحيدگرا و شايسته كردار شمرد و وجود ارزشمندش را معيار حق و باطل قرار داد و خشنودى و خشم او را خشم و خشنودى خدا عنوان ساخت و فرمود:
اول شخص يدخل الجنة فاطمة (267)
((نخستين كسى كه پيش از همه وارد بهشت مى گردد فاطمه است .))
و فرمود:
اول شخص يدخل الجنة فاطمة بنت محمد و مثلها فى هذه الامة مثل مريم فى بنى اسرائيل (268)
((نخستين كسى كه در روز رستاخيز به بهشت پرطراوت و زيباى خدا وارد مى گردد فاطمه دخت فرزانه محمد است .وصف او در ميان اين امت همچون وصف مريم در جامعه بنى اسرائيل است .))
6/3- سراى رنج ها
او دنيا را سراى رنج ها و دردها و حرمان ها مى نگرد و بر آن است كه زندگى اين جهان ، در هيچ مرحله اى به دور از رنج ها و حرمان ها و مشكلات نيست و همه زرق و برق ها، موهبت ها و نعمت هاى گوناگون و دلپذير آن ، افزون بر ناپايدارى و فناپذيرى ، با رنج و حرمان و غم و اندوه هم آغوش و همراه است ؛ چرا كه هماره در كنار هر گل و لاله اى ، خارى است و در كنار هر نوشى ، نيشى .
اين رنج ها و مشكلات ، گاه جسمى و ظاهرى است و گاه روحى و فكرى و باطنى ، و زمانى تركيبى از هر دو.
در اين جهان ، آسايش و راحتى براى مردم دنيا وجود ندارد.
الراحة لم تخلق فى الدنيا و لا لاءهل الدنيا، انما خلقت الراحة فى الجنة و لاءهل الجنة ...(269)
آسايش و آرامش تنها در بهشت پرطراوت و زيباى خداست و اهل بهشت و آنان كه به راستى توحيدگرا و دوست خدا و خردمند واقعى هستند و در انديشه و هواى او، هرگز به خاطر دنيا رنج نمى كشند و اگر رنج و بلايى نيز به آنان رسد از آن استقبال كنند، براى رسيدن به سراى آخرت و نعمت هاى آن است و نه دنيا و زندگى فناپذير و همدوش درد و رنج آن .
كلا، ماتعب اولياء الله فى الدنيا للدنيا، بل تعبوا فى الدنيا للاءخرة .(270)
((هرگز دوستان خدا در دنيا رنج نم