 كشند، بلكه رنج و تعب آنها در دنيا براى رسيدن به سراى آخرت و نعمت هاى آن است ))
7/3- سراى زودگذر و ناپايدار
ريحانه پيامبر دنيا را زودگذر و فناپذير مى نگرد.سرايى كه نه دوامى دارد و نه بقا و پايندگى و ثبات ؛ سرايى كه جلوه ها و نعمت ها و زر و زيور و اقتدار و امكانات و لذت هاى آن نيز ناپايدار و زودگذر است ؛
درست بسان برقى كه مى جهد و به خاموشى مى گرايد؛
همانند شعله اى است در برابر طوفان كه دوام نمى آورد؛
همچون حبابى است بر سطح آب كه از ميان مى رود؛
و به غبارى مى ماند كه در مسير تندباد است و ماندگار نيست .
چه قدرتهايى كه با نسيمى دفتر اقتدارشان بسته مى شود و چه سلسله هايى كه با گردش شب و روز افول مى كنند، چه كاخ ‌هايى پرزرق و برق از خودكامگان بر جاى مى ماند و چه ثروت ها و قدرت هاى بادآورده و بوستان ها و باغ ها و امكانات بى حساب و كتابى كه انحصارگران آنها، همه را مى گذارند و مى روند!
4- زر و زيور دنيا از ديدگاه ريحانه پيامبر
ريحانه حق گرا و واقع بين پيامبر زر و زيور دنيا، نعمت و موهبت زندگى مادى ، زرق و برق و كالا و مسكن و مركب و وسايل و امكانات ظاهرى و شكوه و زيبايى و طراوت آن را ساخته و آفريده پديدآورنده فرزانه هستى مى نگرد و همه را نمودها، جلوه ها، نظام ها، ظرافت ها، لطافت ها، شاهكارها و نعمت هاى او و نشان قدرت بى همانندش ارزيابى مى كند و آنها را ارزشمند و ارجدار و دوست داشتى مى شمارد و مردم را به سازندگى و برازندگى مادى و معنوى و فكرى و اخلاقى و انسانى بر مى انگيزد.
او نه تنها نعمت ها و موهبت ها و زيبايى هاى زندگى و ارزش هاى مادى را به دور نمى افكند و از آنها بيزارى نمى جويد و از زندگى انسانى نمى گسلد، كه بر اين باور است كه آفريدگار فرزانه هستى همه اينها را براى بهره ورى و بهره گيرى شايسته و بايسته انسان و بهزيستى و بهروزى او آفريده و همه را مقدمه و وسيله رشد و تكامل او و پله هاى نردبان اوج گيرى او خواسته است .
به باور آن حضرت ، ارزش هاى مادى و زر و زيور زندگى و زرق و برق و امكانات گوناگون اين جهان ، خير است و فضل ؛
رحمت خداست و اجر و پاداش او به انسان ؛
نعمت است و نيكويى و جمال انسان ؛
و از عوامل رشد و نيك بختى است و از موجبات قوام و دوام جامعه ها و تمدن ها.
از ديدگاه او، انسان بايد در زندگى اين جهان و در چگونگى برخورد با نعمت ها و مواهب آن ، با همه وجود به تلاش و تحرك برخيزد،
سازندگى و برازندگى را راه و رسم خويش سازد،
به ساختن دنيايى آباد و آزاد روى آورد،
اقتصاد سالم و شكوفا پى ريزد،
به رفاه و غنا و بى نيازى بينديشد،
بهره و نصيب خويشتن را از طبيعت برگيرد،
و به بهزيستى و بهروزى و بهره ورى عادلانه و انسانى و خداپسندانه از نعمت ها برسد.
اما با همه اينها، هرگز نبايد فراموش كند كه دنيا با همه جاذبه ها و زيباييها و زرق و برقش وسيله است و نه هدف ، نردبان است و نه اوج مورد نظر؛
مقدمه است و نه آرمان ؛
ابزار است و نه يك هدف والا و نهايى ؛
كشتزار و مزرعه و ميدان مسابقه و دانشگاه رشد و كمال و ميدان آزمون و تجارتخانه است و نه جاى دل بستن و ماندن و رحل اقامت افكندن و بى خيال آرميدن ؛ و امانت است و عاريه و نه از آن انسان .بنا بر اين بايد در تلاش براى رسيدن به سعادت و نيكبختى جاودانه و ماندگار سراى باقى سخت كوشيد و بهره و نصيب خود را از اين وسيله خوب برگرفت و به هوش بود كه به دام آن نيفتاد،
اسير آن نشد،
آن را هدف نينگاشت ،
به آفت حرص و آز و بخل و دنياطلبى گرفتار نگرديد،
به غرور و سرگرمى و بازيچه آن مبتلا نشد،
آن را پايدار و ماندگار نپنداشت ،
زر و زيور آن را در برابر ارزش هاى معنوى و انسانى و نعمت هاى سراى ماندگار قرار نداد و به جاى پديدآورنده آنها، آنان را به خدايى نگرفت و نپرستيد، بنده و برده آن نشد و بندگى دنياداران را نكرد؛ چرا كه در آن صورت ، زر و زيور دنيا مايه غرور و غفلت مى گردد.(271)
وسيله سرگرمى و بازيچه مى شود.(272)
باعث غفلت از خدا و ياد او مى گردد.(273)
كالايى فناپذير و بى ارزش و ويرانگر مى شود.(274)
و آن گاه است كه دنيادار و دنياپرست ، آخرت را به دنيا مى فروشد،
عدالت را به جاه و مقام ،
و آزادى را به خفت بت شدن ،
و براى رسيدن به آن ، به هر جنايتى دست مى زند؛ چرا كه به بيان قرآن ، دنيا را به جاى آخرت گرفته است .(275)
آرى ، از ديدگاه ريحانه پيامبر، بايد به گونه اى زيست و به گونه اى با دنيا و ارزش هاى دنيوى رابطه برقرار ساخت كه براى رسيدن به هدف و به هنگامه انتخاب ، به آسانى بتوان از زرق و برق ها گذشت و از آنها دست شست و هدف را دريافت ؛ چرا كه زرق و برق دنيا و زيور آن از سويى با درد و رنج آميخته است و از دگر سو زود گذر است و ناپايدار؛ اما پاداش پرشكوه خدا و مواهب معنوى او براى مردم آگاه و عدالت پيشه و آزادمنش پايدار است .فما اءوتيتم من شيى ء فمتاع الحياة الدنيا و ما عند الله خير و اءبقى للذين آمنوا و...(276)
بر اين باور، چه تجارتى سودبخش تر و موفقيت آميزتر و خردمندانه تر از اين كه انسان بتواند اين كالاى زودگذر و فناپذير و محدود جهان ماده را با سرمايه معنوى و جاودانه سراى ماندگار آخرت مبادله كند؟!
آرى ، اين از شاهكارهاى ريحانه پيامبر در جهان بينى و جهان شناسى و نگرش به زر و زيور و قدرت و امكانات دنيوى است و راز آن همه اوج ، سرفرازى ، سربلندى ، عزت ، شكوه ، آزادگى ، عظمت ، فداكارى ، پارسايى ، قناعت ، غناى روحى ، بى نيازى از غير خدا، مردم دوستى ، مردم خواهى ، محروم نوازى ، دلجويى از محرومان ، انفاق ، دستگيرى ، شجاعت ، شهامت ، حق محورى ، حق طلبى ، جهاد هماره و پايدارى وصف ناپذير او نيز از اين جهان بينى و جهان شناسى مترقى اين برداشت ظريف از زر و زيور و قدرت و امكانات زندگى بر مى خيزد؛ چرا كه او سرچشمه ثروت و غزت و قدرت را خدا مى نگرد و هدف را جلب خشنودى او مى بيند، تلاش را براى تقرب به او و دل را جايگاه عشق و مهر او.
و اين گونه است كه به آسانى خود گرسنه مى ماند تا شكم ها را سير كند،
خود لباس معمولى مى پوشد، تا پيراهن شب عروسى اش را به دخترى بينوا بدهد و دل او را شادمان سازد،
خود به ساده زيستى مباهات مى كند تا وسايل زندگى محرومان را فراهم آورد،
خود از پرده خانه و دستبند كودكان دلبندش چشم مى پوشد، تا ديگران به لباس و زيور برسند،
خود رنج ها را به جان مى خرد تا شادابى و نشاط به خانه هاى غمزدگان برد،
خود تنها و يك تنه قهرمانانه از حق و عدالت دفاع مى كند تا ستم حاكم نگردد،
خود و خاندانش را دليرانه در برابر قانون شكنان و آشوبگران و حق گريزان و خودمحوران و دنياداران قرار مى دهد تا زر و زور و تزوير و استبداد سياه و خشونت بار و بى رحمى به نام خدا و اسلام و مذهب و مقدسات الهى سايه شومش را بر سر مردم نيفكند،
خود با بيان روشنگر حق و عدالت ، در برابر فريب خوردگان سلطه و سركوب مى ايستد و روشنگرى مى كند و در برابر جهالت و شرارت آنان پايدارى مى ورزد تا هرج و مرج طلبى و قانون شكنى و زورمدارى و قبضه قدرت و انحصار امكانات جامعه از راه اوب