ى گيرم كه پيروان راستين او را در آتش نسوزانم و به آنان امن و امان بخشم .))
ج : تبلور ارزش هاى انسانى
ياد و نام بلند و انسان ساز ريحانه پيامبر، دانشگاه صفات عالى انسانى ،
آموزشگاه درس هاى ماندگار و پرجاذبه ،
و فروزشگاه ارزش هاى والايى است كه با فطرت خداگرايانه بشر پيوند داشته و با وجدان اخلاقى او درآميخته و با خرد و انديشه پويا و كمال جوى او هماهنگ شده و با كشش هاى آسمانى و برتر وى همسو و هم جهت و همراه است .
صفات و ويژگى ها و درس ها و ارزش هايى كه به هر حال در همه فراز و نشيب هاى زندگى انسان و در همه قرون و اعصار و در تمامى جامعه ها و تمدن هاى رشد يافته و درست انديش ، مطلوب و دلپذير و پرجاذبه و محبوب همگانند و همه مردم به نوعى در تلاش و آراستگى دنياى وجود و عصر و نسل خويش به آنها هستند.
آنها را باعث طراوت و شادابى زندگى ،
عامل احياى حقوق انسانى ،
رمز پويايى و پايايى و ماندگارى ،
راز رشد و شكوفايى بوستان بشرى ،
موجب موفقيت و سرفرازى انسانها،
اسرار نجات و نيك بختى و رهايى از انواع ذلت ها و خفت ها و اسارتها و درنده خويى ها و ددمنشى ها و خرافات و اوهام و داغ و درفش و جنگ و تجاوز و فريب و نيرنگ مى نگرد و عامل اوج انسان به سوى آزادى و آزادگى و زندگى در خور شاءن انسان مى شناسند.
درس ها و ارزش هاى والايى چون : خردمندى و خردورزى ،
هدفمندى و هدفدارى ،
ژرف انديشى و آينده نگرى ،
درايت و هوشمندى ،
دانش و بينش ،
شناخت و آگاهى ،
شعور عرفان ،
امان و يقين ،
پرستش و نيايش ،
قوت قلب و علو روح ،
اخلاص و يكدلى ،
صداقت و راستى ،
زهد و پارسايى ،
تواضع و فروتنى ،
پروا و پاكى ،
بلندنظرى و سخاوت ،
مردم خواهى و دگردوستى ،
ساده زيستى و صفا،
نظم و تدبير،
ظرافت و دقت ،
جمال و كمال ،
زيبايى ظاهرى و معنوى ،
نجابت و عفاف ،
پاكى و حيا،
ادب و اخلاق ،
آراستگى و برازندگى ،
شجاعت و شهامت ،
حلم و بردبارى ،
صبر و شكيبايى ،
سخت كوشى و پايدارى ،
عفو و گذشت ،
ايثار و فداكارى ،
دلسوزى و خيرخواهى ،
قسط و انصاف ،
آزادمنشى و كرامت ،
بزرگوارى و عزت نفس ،
توكل و اعتماد،
قداست در هدف و وسيله ،
آزادگى و وارستگى ،
عدالت خواهى و دادگرى ،
حق محورى و ظلم ستيزى ،
رعايت حقوق و حرمت ديگران ،
جهاد و تلاش براى تضمين حقوق انسان ،
قانونگرايى و پايبندى به حق ،
دعوت به ارزش ها و هشدار از تباهى و بيداد و احساس مسئوليت در برابر نوع ، تاريخ ، آيندگان ، جهان ، و جهان آفرين .آرى ، ياد و نام بلند و پرشكوه ريحانه سرفراز پيامبر، تبلور اين ارزشها و نمايشگاه اين والايى هاست و همين راز ديگر محبوبيت و جاودانگى و درخشش هماره اوست .(287)
د: انديشه اى فراتر از زمان و مكان
راز ديگر پايندگى و ماندگارى ياد و نام ارجمند و شكوهبار ريحانه پيامبر اين نكته ظريف و اين اصل دقيق و لطيف است كه او در زندگى درس آموز و الهام بخش خويش ، هماره به فراتر از زمان و مكان ،
زر و زيور و زينت ،
جاه و مقام و رياست ظاهرى ،
شهرت و ستوده شدن به زبان اين و يا آن ،
و به حقيقتى بسيار فراتر از ارزش هاى ناپايدار مى انديشيد و هدفى برتر و والاتر از چيزهايى داشت كه دنياداران و دنياخواهان و شيفتگان به جاه و مقام بر سر آن خود را به هر آب و آتش مى زنند و زبان و قلم به هر خفت و حقارت و دروغى مى گشايند و دست به هر ستم و بيداد و حق كشى ناجوانمردانه اى مى يازند و به هر بلا و خطرى خويشتن را مى افكنند.
به عبارت ديگر، گاه انگيزه و هدف يك پيشوا و پيشتاز در زندگى و مبارزاتش كسب زر و زيور است و گاه انحصار قدرت و قبضه امكانات ملى ، زمانى به كف آوردن شهرت و بلندآوازگى و خوشنامى و مطرح شدن در تاريخ است و زمانى ديگر انتقام گرفتن از اين و يا از آن شخصيت يا گروه ؛ گاه هدف تاءمين منافع شخصى ، خانوادگى ، نژادى ، گروهى ، حزبى ، منطقه اى ، فرامرزى و جهانى است و گاه تاءمين منافع عصرها و نسل ها، خواه به چيزى از آنها برسد و يا نرسد.اين هدفها و خواسته ها و آرزوها و آرمانها، همه و همه ، چيزهايى است كه با تفاوت درجاتشان فناپذير و ناپايدارند و محكوم به مرگ .
اما ريحانه واقع بين و آينده نگر پيامبر از اين پيشوايان و پيشتازان و قهرمانان نبود و به اين هدف ها نمى انديشيد.او به حقيقتى جاودانه فكر مى كرد، به واقعيتى كه همه خوبى ها، شايستگى ها و موهبت ها در گرو خشنودى اوست .
او به راستى به فراتر از زمان و مكان و طبيعت و ماده مى انديشيد.او از آغاز تا فرجام زندگى پرمحتوا و دگرگون سازش چشم به سوى حق داشت و به انجام وظيفه و به اداى رسالت در برابر او دل سپرده بود و به رضايت و خشنودى آفريدگارش مى انديشيد و بس .
درست به همين دليل است كه تمام ظرافتهاى فردى ، خانوادگى ، ويژگى هاى اخلاقى و عبادى ، ارزش هاى انسانى و شاهكارهاى بشرى و مبارزات و فداكاريهاى گوناگون و انسان سازش ، همه در اين راه بود و در اين جهت سرمايه گذارى مى كرد.
و روشن است كه چنين است كه چنين انسان وارسته و پيشواى راستين و برجسته اى كه خشنودى خدا را به همراه داشت باشد و رنگ سرچشمه هستى را بپذيرد و به اخلاق او تخلق يابد، هم محبوب دل هاى شيفته عدالت و آزادى مى گردد و هم رنگ پايندگى و ماندگارى به خود مى گيرد.آرى ، راز ديگر ماندگارى و جاودانگى فاطمه (عليها السلام ) اين بود كه در همه زندگى با انديشه والايش همان را مى خواست و مى جست و هم مى پسنديد كه جانان مى خواست و مى پسنديد و خريدار آن بود.
يكى درد و يكى درمان پسندد 	  	يكى وصل و يكى هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران 	  	پسندم آنچه را جانان پسندد
براى نمونه :
1- در بهاران زندگى ريحانه پيامبر و هنگامى كه اميرمؤمنان به خواستگارى او آمد، پدر گرانقدرش بر اساس راه و رسم پسنديده و مترقى خويش ، اصل مشورت و تبادل انديشه و نظر، موضوع را با او در ميان نهاد تا او آگاهانه و آزادانه و با آينده نگرى و ظرافت ، همتا و همراز زندگى خويش را برگزيند.
آن دخت فرزانه بهشت ، ضمن سپاس به بارگاه خدا كه زنان و دختران را در پرتو توحيد و تقوا به سرنوشت خويش حاكم خواسته و آزاد ساخته است ، با دنيايى ادب و وقار و آگاهى و شناخت گفت : پدر جان ! اى پيامبر خدا! شما در تصميم گيرى و اظهارنظر در اين كار خطير از من زيبنده تر و سزاوارتريد.يا رسول الله ، انت اولى بما ترى .(288)
2- و نيز آورده اند كه پيامبر گرامى دخت ارجمندش را در پاسخ ‌گويى به خواستگارى امير والايى ها صاحب حق و تصميم گيرنده اصلى عنوان ساخت و نظر نهايى او را جويا شد تا به آگاهى خواستگارش ‍ برساند.
هنگامى كه كار به اين جا رسيد، او به پدر گفت : نظر شما در اين مورد چيست ؟
پيامبر فرمود: اذن الله فيه فى السماء
خدا اين را خواسته و اجازه آن را در آسمان داده است ، اما شما در تصميم گيرى آزادى .
ريحانه خداجوى پيامبر با آگاهى از خواست خدا و خشنودى او، با دنيايى وقار و شكوه گفت : رضيت بما رضى الله لى و رسوله (289)
پدر جان ! به آنچه خدا و پيام آور او برايم پسنديده و خواسته اند، خشنودم .
ه : پرچمدار بزرگ مفاهيم هماره زنده و پرجاذب