ه
راز ديگر جاودانگى و طراوت هماره ياد و نام پرشكوه ريحانه پيامبر اين است كه او در زندگى الهام بخش خويش ، از سويى بزرگ پرچمدار راستين آزادى و آزاديخواهى و دفاع از حقوق بشر بود و قربانى بزرگ اين راه ، و از دگر سو پرچم برافراشته مبارزه سترگ فكرى ، عقيدتى ، فرهنگى ، اجتماعى ، سياسى و روشنگرانه بر ضد آفت هاى هستى سوز انحصار،
استبداد،
اختناق ،
خودكامگى ،
تاريك انديشى ،
سانسور،
خشونت ،
قانون شكنى ،
اوباش گرى ،
بى رحمى ،
قساوت ،
ظاهر سازى ،
عوام فريبى ،
زورمدارى ،
و دجالگرى ، به نام خدا و مذهب و يا مذهب سالارى دروغين و هراس انگيز بود و شهيد سرفراز و عبرت آموز و تاريخ ‌ساز اين راه دشوار.
به بيان روشن تر، او در بينش ، گرايش و ميدان عمل به راستى بزرگ پرچمدار مفاهيم زنده ، پويا، پايا، ماندگار و جان بخشى است كه هماره محبوب و مطلوب و معشوق و آرمان انسانهاى مترقى است .
مفاهيم پرجاذبه اى كه هر كدام با شخصيت ، هويت ، كرامت و حقيقت انسانى انسانها،
رشد و توسعه خردها و انديشه ها،
بالندگى و نشاط توده ها،
ترقى و تكامل جامعه ها،
پيشرفت و شكوفايى تمدن ها،
و زيبندگى و برازندگى فرزندان آدم گره خورده است .
ارزش ها و مفاهيم دلپذير و دوست داشتنى و زيبايى چون آزاديخواهى ،
استقلال طلبى ،
برابرى انسانها،
صلح و بهروزى ،
عدالت و دادگرى ،
احيا و تضمين حقوق انسان ،
امنيت واقعى ،
سعادت همگانى ،
دعوت به ارزش ها و والايى ها،
اصلاحگرى و سازندگى ،
قداست در هدف و وسيله ،
صداقت در ظاهر و باطن ،
راستى در گفتار و كردار،
وفا و امانت ،
عمل راستين به قرآن ،
پايبندى عملى به سيره دل انگيز پيامبر و ارزش هايى از اين نمونه و از اين دست .
درست همان سان كه مبارزه خستگى ناپذير فكرى و فرهنگى و اجتماعى دليرانه و مدبرانه و روشنگرانه و ماندگار و رهايى بخش و درس آموز او بر ضد اختناق و استبداد،
خودكامگى و خودمحورى ،
زورمدارى و خشونت ،
انحصار و سركوب ،
اسارت پذيرى و تحمل خفت و حقارت ،
تحريف حقايق و توجيه ستم ،
فريب كارى و دجالگرى ،
عوام فريبى و ابزار سلطه ساختن واژه ها و باورهاى مقدس و مورد احترام مردم ، از خورشيد روشن تر و نورافشان تر و از باران بهارى ، زندگى سازتر است و همين راز بزرگ ديگر محبوبيت و جاودانگى ياد شورآفرين و نام بلند و پرصلابت فاطمه و شيوه شعورانگيز و مترقى اوست .
و: جامعيت و كمال
راز ديگر هماره زيستى و پايندگى ريحانه پيامبر اين است كه با وجود زندگى كوتاه ظاهريش ، در نقش هاى گوناگونى درخشيدن آغاز كرد و شگفت نورافشانى نمود و براى همگان به صورت سمبل و نمونه اى پرجاذبه و الگويى محبوب و مطلوب و پيشوا و پيشتازى پرشكوه و پرمعنويت و لبريز از راستى و درستى و اخلاص جلوه كرد.
او براى هر انسان مترقى و آرمان خواهى قهرمان برازندگى ها و والايى ها و زيبايى هاى ظاهرى باطنى گرديد و در همه ميدان ها و صحنه ها و نقش ها خوش درخشيد و به صورت انسان كامل و شايسته اى در چشم انداز ژرف نگران و حقيقت جويان و آزادمنشان قرون و اعصار قرار گرفت .
هر كس به زندگى شكوهبار و پرمعنويت او نيك بنگرد، او را نمونه يك دختر پاك و مترقى و يار پدر و مادر،
نمونه يك همسر و همتا و شريك زندگى آگاه و فداكار و مشاور همسر،
نمونه يك مادر دلسوز و يك مربى متفكر و انديشمند فرزندان خويش ،
نمونه يك بانوى بزرگ و بى نظير تاريخ بشر،
نمونه يك توحيدگراى خود ساخته و پاكباخته و پرواپيشه ،
نمونه يك شاگرد برازنده و ممتاز براى وحى و رسالت ،
نمونه يك يار پراخلاص و آگاه و كارآمد و دلير براى پيامبر،
نمونه يك همراز و همسنگر براى على (عليه السلام)،
نمونه يك عبادتگر پرشور و شعور در بندگى خدا،
نمونه يك نيايشگر و يك نمازگزار پرمعنويت ،
نمونه يك مجاهد ضد ستم و بيداد،
نمونه يك پرچمدار حق و عدالت ،
نمونه يك سمبل خدمت به خلق ،<
نمونه يك آموزگار ادب و هنر،
نمونه يك معلم اخلاق و رفتار شايسته ،
نمونه يك جلوه گاه والاى ادب و انسانيت ،
نمونه يك بانوى آراسته و برازنده ،
نمونه يك سرمشق بى نظير نجابت و عفاف ،
نمونه يك قهرمان شجاعت و شهامت ،
نمونه يك تجسم پروا و پاكى ،
نمونه يك الگوى حق مدارى و حق طلبى ،
نمونه يك اسوه بردبارى و خويشتن دارى ،
نمونه يك آسمان پرستاره و زيباى ارزش ها و والايى ها،
نمونه يك درياى بى كرانه دانش و بينش ،
نمونه يك پيام آور سخن و منطق ،
نمونه يك فروزشگاه درايت و ژرف نگرى ،
نمونه يك آينده نگر بى نظير و ايمان آورده به جهان پس از مرگ ،
نمونه يك ايثارگر واقعى و يك انفاقگر پراخلاص ،
نمونه يك قدوه شكيبايى و پايدارى ،
نمونه يك خداوندگار پارسايى و تقوا،
نمونه يك مبارز روشنگر و از جان گذشته براى حق ،
نمونه يك پيشواى آرمان خواه و بشردوست براى عصرها و نسل ها،
نمونه زيباى چگونه زيستن ،
راز سربلند و سرفراز چگونه با خدا، خويشتن ، پديده هاى رنگارنگ آفرينش ، و با همنوعان خويش رابطه شايسته و بايسته و خداپسندانه داشتن .
نمونه صلح و جنگ ،
آشتى و قهر،
خشنودى و خشم ،
جاذبه و دافعه ؛
حتى رمز چگونه وصيت كردن ،
چگونه مردن ،
چگونه مراسم نماز، تشييع پيكر پاك ، غسل ، كفن و دفن و قبر گمشده خويستن را به پرچم هماره برافراشته و در اهتزاز، اعتراض و مقاومت در برابر انحصار و سركوب ، خشونت و بيداد، بى رحمى و بى منطقى ، جمود و تاريك انديشى ، دجالگرى و ابزار سلطه ساختن دين و آيين براى عصرها و نسل ها به يادگار نهادن ...
آرى ، هركس به زندگى درس آموز ريحانه پيامبر نيك بنگرد و سطر به سطر كتاب قطور و الهام بخش و افتخارآفرين عمر او را بخواند، او را نمونه اى اين گونه كامل و جامع ، و الگويى با اين ابعاد و ويژگى ها خواهد يافت .
و روشن است كه چنين نمونه جامع ، كامل ، همه سونگر، معتدل ، زنده ، بانشاط، پرطراوت ، زيبا، شورانگيز، شعورآفرين ، دوست داشتنى و جالب و پرجاذبه اى ، خورشيدى است كه هماره بر دل ها و جان ها نورافشانى خواهد كرد و در انديشه ها و افكار خواهد درخشيد و گستره قلب ها را تسخير خواهد كرد و عصرها و نسل ها را به سوى خود جذب خواهد نمود و ياد و نامش مشعل فراراه ترقى خواهان و حريت طلبان خواهد شد.
ز: زندگى آموزگارانه
راز شگرف ديگر پايندگى و درخشندگى ياد و نام پرشكوه ريحانه پيامبر و راه و رسم پرجاذبه اش اين است كه اگر نيك به سيره و روش او بنگريم ، خواهيم ديد كه آن حضرت از سويى هماره دانش پژوه و كمال طلب زيست و از بارگاه خدا و پيامبرش هميشه سازنده ترين درس ها را آموخت و اوج گرفت و از دگر سو هميشه و همه جا و همه فرصت هاى زندگى و همه مكان ها را به آموزشگاه ، به كلاس درس ، به دانشگاه و به فروزشگاه ارزش ها و والايى ها تبديل ساخت و با گفتار منطقى و دعوت سنجيده ، با عملكرد زيبا و رفتار پرجاذبه اش با هر سوژه و بهانه و فرصتى درس هاى ماندگار و فراموش نشدنى به ترقى خواهان و سعادت طلبان داد؛ براى نمونه :
1- بانوى پروا پيشه ، ((ام سلمه ))، به حضور ريحانه پيامبر شرفياب گرديد و حال او را پرسيد.آن آموزگار عصرها و نسل ها همين 