ز كمرنگ ساختن آنها ناتوان است ، تا چه رسد كه آنها را به بوته فراموشى ببرد و نابودشان سازد.
تجسم راستين و نمونه ارزش هاى والايى ، چون خردورزى ها، هوشمندى ها، درايت ها، فضيلتها، آگاهى ها، دانش ها، بينش ها، تفكرها، تدبرها، روشنگرى ها، شعورها، اخلاص ها، توحيدگرايى ها، خداپرستى ها، عدالت ها، پارسايى ها، قداست ها، معنويت ها، ارزش خواهى ها، آزادگى ها، پايمردى ها، گذشت ها، عشق ها، همزيستى ها، صلح ها، محبت ها، فداكارى ها، ايثارها، شجاعت ها، شهامت ها، معنويت ها، آزادمنشى ها، پاكى ها، وفاها، امانت ها و مردم دوستى ها گردد و به راستى اين ارزش ها و والايى ها در سبك و سيره اش تبلور يابد و در زندگى حقوق و حرمت بندگان خدا را پاس دارد.چرا كه اين ارزش ها از آفريدگار پديده ها سرچشمه مى گيرد و از آن جايى كه تنها ذات پاك او ماندگار و جاودانه است و جز او همه و همه فنا پذيرند، اين ارزش ها نيز پايدار و جاودانه اند.
آرى ، گذشت زمان هرگز نمى تواند بشردوستى نوح ،
خيرخواهى صالح ،
ايمان شعيب ،
شكيبايى ايوب ،
پايمردى يعقوب ،
پرواى لوط،
شهامت ابراهيم ،
فداكارى اسماعيل ،
از خودگذشتگى هود،
پاكى و آزادمردى يوسف ،
صلابت موسى ،
مهر و مردم خواهى عيسى ،
خلق و خوى خوش محمد،
اخلاص ، دادگرى ، درخشندگى و محروم نوازى على ،
شهامت و نرمش قهرمانانه ، شجاعت شگفت انگيز و درايت وصف ناپذير امام مجتبى و ايمان و پروا و شكوه ديگر امامان راستين ،
قداست و عصمت مريم ، و سيما و سيره انسان ساز و نورافشان و پرجاذبه دخت فرزانه پيامبر را از ياد ببرد.
آرى ، زمان ناتوان تر از آن است كه اينان را به بايگانى تاريخ سپارد و فراموش ‍ سازد؛ چرا كه ارزش هاى راستين اخلاقى و انسانى در هر زمان و مكان و در هر فرد و جامعه اى راه يافت و آنها خويشتن را بدان ارزش هاى ماندگار و پويا آراسته ساختند، اين ارزش ها آنها را جاودان مى سازد؛ خواه اين ارزش ها در يك تابلوى زيبا و دل انگيز نقاشى جلوه كند يا در يك اثر جذاب و دلپذير هنرى و يا در بينش و گرايش و منش و عملكرد يك انسان برجسته و شكوهبار؛ و دخت فرزانه پيامبر، فاطمه (عليها السلام )، به راستى كه از اين نمونه هاى برجسته و محور و مدار و مركز ارزش ها و آراستگى ها و والايى ها و تجسم حق و عدالت و آزادى و پرچمدار پرشكوه آنهاست .
و درست به همين جهت هم براى هميشه تاريخ ، الگو و سمبل و آموزگار راستين ارزش هاى والاى انسانى است .
و بر سعادتمندان است كه افزون بر نام و نشان و سيما و شخصيت ظاهرى او، سيره و روش زندگى او را نيز حق جويانه مورد مطالعه قرار دهند و ويژگى هاى اخلاقى و انسانى او را در ابعاد گوناگون فردى ، خانوادگى ، عبادى ، اخلاقى ، معنوى ، انسانى ، اجتماعى ، و سياسى بنگرند.
بر اين باور، اينك به پرتوى از موقعيت والاى علمى و فكرى آن بانوى نمونه و شمارى از ويژگى هاى دل انگيز و تماشايى بوستان عطرآگين وجود او و سبك و سيره اش در زندگى پرافتخارش مى نگريم .
اقيانوس بى كرانه دانش
او آموزگار ارزش ها،
معلم راستين اخلاق ،
حقوقدان و دين شناس ژرف نگر،
قرآن شناس و مفسر بزرگ قرآن ،
دانشمندترين ، خردمندترين ، متفكرترين و انديشمندترين بانوى عصرها و نسلها بود.
او نزديك ترين انسان ها به مقرب ترين بنده خدا و برترين برگزيده و پيامبر او بود.شدت ارتباط او و پيوند و عشق برترين دختران گيتى و بافضيلت ترين زنان جهان هستى به پيامبر، موجب شد كه آن حضرت چشمه هاى جوشان علوم و دانش ها را در وجود او جارى سازد و معارف و مفاهيم گسترده و ژرف و پايان ناپذير را از قرآن گرفته تا روايات ، دعاها تا نيايش ها، در قالب رازها و رمزها به او بياموزد و او نيز به خاطر كشش وصف ناپذير ذاتى و وسعت شخصيت به گونه اى از آن چشمه هاى گوارا و جان بخش و زندگى ساز و آخرت پرداز نوشيد و جام جام سركشيد كه جان پاكش لبريز از دانش ها و روح تابناكش سرشار از بينش ها و آگاهى ها و شناخت هاى اساسى شد.
و همين موقعيت شكوهبار علمى آن حضرت بود كه يكى از علل مهر و محبت بسيار پيامبر گرامى به او و يكى از عوامل گراميداشت مقام والاى آن بانوى بزرگ است ؛ چرا كه اين همه مهر و گراميداشت از شخصيت ژرفنگر و نكته سنجى چون پيامبر به كسى نمى توند تفكرانگيز نباشد، و بى گمان اينها به خاطر امتيازات علمى و ويژگى هاى معنوى و آراستگى هاى اخلاقى و انسانى كسى است كه مورد محبت قرار مى گيرد.
افزون بر اين ، هنگامى كه آن حضرت مدال پرافتخار برترين زنان گيتى ، يا والاترين بانوان بهشت ، يا سالار زنان توحيدگار و باايمان را بر سينه ريحانه اش مى نشاند، خود اعطاى اين برترين مدال ها و نشانهاى افتخار، نشانگر موقعيت والاى علمى فاطمه است ؛ چرا كه اگر كسى در ميدان دانش ‍ و بينش و خرد و اخلاق و درايت و آگاهى ، سرآمد و نمونه روزگاران نباشد، چگونه مى تواند برترين زن عصرها و نسل ها عنوان يابد؟
راستى اگر كسى در زندگى خويش به پرفرازترين قله دانش و كمال و معنويت اوج نگيرد، چگونه ممكن است انسان خداساخته اى چون پيامبر، او را معيار و ميزان حق و باطل و درست و نادرست ، عنوان دهد و خشنودى و خشم او را خشنودى و خشم و پيامبر و خدا بشمارد.
1- موقعيت والاى علمى ريحانه پيامبر
افزون بر آنچه آمد، در روايات بسيارى - كه در منابع مهم اسلامى موجود است - موقعيت شكوهبار علمى و فرهنگى ريحانه پيامبر به روشنى به تابلو رفته است .
براى نمونه :
1- از پيامبر گرامى آورده اند كه فرمود:
ان الله جعل عليا و زوجته و ابناءه حجج الله على خلقه و هم ابواب العلم فى امتى ، من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقيم .(298)<
((خداى فرزانه ، على و همتاى ارجمند او و فرزندانش را حجت هاى خويش بر مردم برگزيد؛ آنان دروازه هاى دانش و آگاهى در ميان جامعه من هستند؛ از اين رو هر كس به آنان تمسك جويد، به راه راست و رستگارى راه يافته است .))
2- از پنجمين امام نور است كه فرمود:
لما ولدت فاطمة اوحى الله عزوجل الى ملك فاءنطق به لسان محمد (صلى الله عليه و آله ) فسماها فاطمة ، ثم قال : انى فطمتك بالعلم .(299)
((هنگامى كه فاطمه دخت گرانمايه پيامبر جهان را به نور وجودش نورباران ساخت ، خداى جهان آفرين به يكى از فرشتگان دستور داد كه واژه مقدس ‍ ((فاطمه )) را بر زبان محمد (صلى الله عليه و آله ) جارى سازد؛ آن گاه خداوند به او پيام داد كه : من دانش و بينش و غذاى معنوى و روحى و فكرى را جانشين غذاى مادى براى تو ساختم و وجود گرانمايه تو را به وسيله دانش و علم از جهالت و نادانى جدا گردانيدم و امتيازات بخشيدم .))
آن گاه امام باقر (عليه السلام) فرمود:
و الله لقد فطمها الله بالعلم .(300)
((به خداى سوگند كه آفريدگارش او را از علم و دانش سرشار ساخت .))
3- از ششمين امام نور آورده اند كه فرمود: ام سلمه ، بانوى بزرگ و با ايمان ، بارها گفت : پيامبر گرامى پس از رحلت ((خديجه )) مادر گرانمايه فاطمه (عليها السلام )، او را به من سپرد تا هم در خدمت او باشم و هم او را يارى كنم و به او ادب بياموزم ، اما سوگند به خدا كه آن دخت ارجمن