انديشى و يا ژشت و سرگرمى .
هستند كسانى هم كه نعمت گران دانش و شناخت را به خاطر قداست و ارزش ذاتى آن مى طلبند و به خود اين نعمت گران خدا بها مى دهند و بر آن مى بالند و عشق مى ورزند و آن را در راه درست به كار مى گيرند، اما شمار اينان زياد نيست .
از اينها كمتر در شمار، آن كسانى هستند كه دانش و بينش را دوست مى دارند، براى آن قداست و ارزش قائل اند، آن را چراغ زندگى و راهنماى به سوى والايى ها و عرفان ها و معنويت ها و زيبايى هاى معنوى و الهى و بهشت خدا مى شناسند و براى درست انديشيدن ، درست گام سپردن ، درست زندگى كردن و آراستگى به ارزش ها و رفتار و كردار پسنديده و زيبايى درون و برون مى خواهند؛ و بر آنند تا از آن در راه ساختن دنيايى عادلانه و انسانى ، در راه گسترش نور و روشنايى ، رشد و آگاهى ، عدالت و آزادى ، جمال و كمال ، خردورزى و خردمندى ، مهر و انسان دوستى ، آزادگى و شرف و كرامت و تاءمين حقوق انسانها بهره گيرند، و براى رسيدن به حال و هوا و جامعه و تمدن و فضاى مطلوب و دلپذير و عطرآگينى كه انسان آزادانه بينديشد و بينديشند، مقايسه كند و با آرامش خاطر از همه چماق ها و داغ و درفش ها و ترور شخصيت ها بهترين ها را برگزيند.
آرى ، برخى دانش را اين گونه و براى اين هدف مى خواهند، اينان در شمار، بسيار اندك هستند، اما در شكوه و عظمت و نقش رشد دهنده و سازنده و سرنوشت ساز براى بشريت ، بسى بلندمرتبه و وصف ناپذيرند.
و ريحانه دانش دوست و خردمند و خردورز پيامبر، سالار و سرآمد اين شايستگان و بلندپايگان و انسانهاى شكوهبار گلستان بشرى است و سيره و سبك علمى و فرهنگى او بسيار تماشايى است و درس آموز، و شاهكار و الهام بخش براى نخبگان راستين دانش و بينش و كمال و معنويت و عرفان و اخلاص .
سيره و سبك علمى و فرهنگى آن حضرت اين بود كه دانش دوست بود و شيفته علم و كمال ؛ عاشق فراگيرى علوم و معارف و مفاهيم بلند بود و بى قرار آموزش به ديگران ؛ به دانش سخت بها مى داد تا جايى كه آموزش ‍ يك نيايش از پيامبر را بهتر از همه دنيا و زر و زيور: مى نگريست و براى آن قداست و ارزش قائل بود؛ آن را چراغ زندگى انسانها مى دانست و وسيله رشد و تكامل و اوج گرفتن به سوى والايى ها و سرچشمه والايى ها و زيبايى ها.
او دانش طلبى و آموزش و فراگيرى و انديشيدن و انديشاندن را بر زن و مرد، پير و جوان ، كوچك و بزرگ واجب مى دانست و خود با اين كه خداساخته و مورد عنايت حق بود و داراى دانش و بينشى ژرف و بى كران ، از هيچ تلاش و نشاطى در اين راه فروگذار نمى كرد، اما شاهكار عليم و فرهنگى او در سيره و سبك زندگى اش اين بود كه به دانش سخت بها مى داد و آن را مقدس مى شمرد و هرگز اين نعمت گران را براى فخرفروشى و مباهات يا رياكارى و خودنمايى يا ستيزه جويى و كشمكش يا عوام بازى و و عوام فريبى نمى خواست و بسان پدرش ، پيامبر، و همتاى زندگى اش ، اميرمؤمنان ، بر اين باور بود كه نبايد هدف از كسب دانش و بينش اين باشد كه آن نعمت گران را به ابزار سلطه و انحصار قدرت يا به وسيله زراندوزى و زرپرستى افت داد؛ نه ، هرگز! و اياكم ان تطلبوه لاربع خصال ...(306)
بلكه بايد آن را وسيله اى براى رشد انسان ها، تكامل همه جانبه خويشتن ، توسعه شخصيت ، گسترش عدالت و آزادى ، و در خدمت عزت ، كرامت ، امنيت ، استقلال ، شرافت ، درايت و ارزشها و والايى ها و رادى ها و سرفرازى ها قرار داد؛ و خود او در زندگى اش اين گونه بود؛ چرا كه آن نمونه والاى انسانيت بر اين باور بود كه اگر كسى دانش و آگاهى را براى خدا كسب كند و بر اساس شناخت راه و رسم خداپسندانه داشته باشد و بر اساس حق عدالت و رعايت حقوق ديگران زندگى كند و براى خشنودى خدا دانش را به مردم نيز بياموزد، چنين دانشور و دانش پژوه و آموزگارى در ملكوت آسمانها بزرگ و پرشكوه خوانده مى شود.
من تعلم لله ، و عمل لله ، و علم لله دعى فى ملكوت السماوات عظيما(307)
4- ريحانه پيامبر و اهميت دانش و بينش
آن حضرت در سبك و سيره اش ، به دانش و بينش بسيار بها مى داد و آن را سخت گرامى مى داشت ؛ چرا كه بر اساس آموزش هاى قرآن و دريافت دارنده آن ، نعمت گران دانش را هديه گرانبهاى خدا به انسان مى نگريست و ذات پاك و بى همتاى او را آموزگار بشر.(308)
آموزش و سازندگى و برازندگى را يكى از هدفهاى بزرگ پيامبران مى شناخت (309) و دانشور دانشمند را بينا و نادان و فاقد دانش را نابينا مى دانست .(310)
نعمت دانش و بينش را نور و روشنايى مى ديد و ناآگاهى و فقدان شناخت و تعمق واقعى را تاريكى و ظلمت واقعى .(311)
پربهاترين انسان ها را دانشورترين آنان مى دانست و كم ارزش ترين آنان را نادان ترين و ناآگاه ترين آنان .
اكثر الناس قيمة اكثرهم علما واقل الناس قيمة اقلهم علما.(312)
آن پيشواى بزرگ دانش و حكمت ، با اين كه آگاه ترين و شايسته ترين و پرمهرترين مادر گيتى بود و فرزندانش برترين انسانها، با اين وصف ، گاه در بيان سنجيده و حساب شده اش يك درس انسان ساز پيامبر را معادل فرزندان دلبندش مى شمرد و تا اين پايه به دانش و كمال بها مى داد.
براى نمونه :
يكى از بندگان دانش طلب و كمال جوى خدا به حضور ريحانه ارجمند پيامبر شرفياب گرديد و به هنگام رفتن ، ارمغانى علمى و معنوى به صورت مكتوب خواست تا آن را به نزديكان و خاندان و دوستانش هديه برد.
آن حضرت رو به يكى از ياران كرد و فرمود: روايت ارزشمند و جامعى را كه بيانگر حقوق همسايه ، ميهمان و مشورت كننده است و آن را در كاغذى نوشته ام بياور!
((فضه )) پس از جستجوى بسيار در ميان نوشته هاى بايگانى شده ، آن را نيافت و بازگشت و گفت : بانوى من ! نوشته مورد نظر را نيافتم ؛ گويى گم شده است !
فاطمه (عليها السلام ) كه اسطوره شكيبايى و بردبارى بود، ناراحت شد و فرمود:
ويحك ! اطلبيها فانها تعدل عندى حسنا و حسينا(313)
((واى بر تو! چه مى گويى ! برو بيشتر جستجو كن و آن را بياور؛ چرا كه ارزش ‍ علمى و فرهنگى و معنوى آن در نظرگاه من برابر نور ديدگانم حسن و حسين است .))
5- ريحانه پيامبر و موضوع نگارش
آن حضرت نخستين انسان از عالم زن بود كه پس از بعثت دگرگون ساز پيامبر نور و روشنايى ، قلم به دست گرفت و راه نگارش و نويسندگى و يادداشت مطالب ارزشمند را گشود و به همگان آموخت كه دانش و بينش را بايد ثبت و ضبط كرد و از آن حراست و نگاهدارى نمود؛ تا هم در مسير زندگى فراموش نشود و مورد بهره ورى قرار گيرد و هم چراغ راه آيندگان باشد.
و امام مجتبى (عليه السلام) - كه فرمود: قيدوا العلم بالكتابة . ((دانش و بينش را با نوشتن به بند كشيد و از فرار آن از مغزها جلوگيرى كنيد -)) اين نكته ظريف و اصيل و فرهنگ ساز را گويى از سبك و سيره مام ارجمندش ‍ آموخته بود.
آن بانوى رادى ها و سرفرازى ها با اين كه مورد عنايت خدا بود و اقيانوس ‍ بى كرانه دانش و بينش ، با اين وصف ، آيات جان بخش قرآن ، روايات انسان ساز پيامبر، نكات ارزشمند، دعاها و نيايش ها و هديه ها و ارمغان هاى معنوى خدا و پيامبر را ثبت و ضبط و بايگانى مى كرد؛ تا هم در زندگى از آن بهره جويد و هم به ديگ