گى و عبادت و نيايش و تلاش خالصانه بود.
در اين مورد مى فرمود:
من اصعد الى الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل اليه افضل مصلحته (325)
((آن كس كه عبادت خالصانه خويش را به سوى خدا صعود بخشد و بالا فرستد، خداى بزرگ ، برترين مصلحت و بهترين بهره و سود او را به سويش ‍ فرو مى فرستد.))
3- دو امانت گرانبهاى پيامبر
درباره دو امانت گرانبهاى پيامبر از آن بانوى نمونه آورده اند كه فرمود:
سمعت ابى رسول الله فى مرضه التى قبض فيه يقول ...ايها الناس ...الا انى مخلف فيكم كتاب ربى عزوجل وعترتى اهل بيتى .ثم اخذ بيد على فقال : هذا على مع القرآن ، و القرآن مع على لا يفترقان حتى يردا على الحوض ، فاءسئلكم ما تخلفونى فيهما(326)
((از پدر گرانمايه ام پيامبر خدا، در آستانه رحلتش شنيدم - در حالى كه خانه و گرد بسترش لبريز از يارانش بود - فرمود: هان اى مردم ! چيزى نمانده است كه من به آسانى از ميان شما و اين سراى فانى به سراى جاودانه رخت بربندم ، و راستى كه گفتارى ماندگار و روشنگر كه حجت را بر شما تمام و راه عذر و بهانه را بر همگان مى بندد، آن را به شما گفتم و تقديم داشتم .
هان اى مردم ! به هوش باشيد كه من در ميان شما دو امانت گرانبها و گرانسنگ بر جاى مى گذارم : يكى از آن دو، كتاب پروردگارم ، قرآن ، است و ديگرى خاندانم .
آن گاه دست اميرمؤمنان را گرفت و فرمود: هان اى مردم ! اين ((على )) است كه هماره به همراه قرآن است و قرآن با اوست ؛ اين دو از يكديگر جدايى نمى پذيرند تا هر دو در آستانه حوض كوثر بر من وارد شوند.
مردم ! من در روز رستاخيز از شما از آنچه در مورد اين دو - پس از رحلت من - انجام دهيد، خواهم پرسيد و شما در اين مورد بايد خود را پاسخ ‌گو و مسئول بدانيد.))
4- روح روزه دارى
آن گرانمايه جهان هستى همان گونه كه در توحيدگرايى و اخلاص و نماز و نيايش ، يگانه روزگار بود، در روزه و روزه دارى نيز نمونه والا براى بندگان شايسته خداست .
در مورد روزه واقعى و شرايط روزه شايسته و بايسته از جمله مى فرمود:
ما يصنع الصائم بصيام اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه .(327)
((هنگامى كه انسان روزه دار در روزه خويش زبان ، گوش ، چشم و ديگر اعضاى خويش ، چون دست و پا را از نافرمانى خدا باز ندارد، از آن روزه چه كارى ساخته است ؟ و آن را براى چه مى خواهد و مى گيرد؟))
5- پانزده كيفر در برابر بها ندادن به نماز
در اين مورد از دخت ارجمند پيامبر آورده اند كه فرمود:
ساءلت ابى رسول الله لمن تهاون بصلاته من الرجال و النساء.
قال (صلى الله عليه و آله ): من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشرة خصلة :
يرفع الله البركة من عمره ،
و يرفع الله البركة من رزقه ،
و يمحوا الله عزوجل سيماء الصالحين من وجهه ،
و كل عمل يعمله لا يوجر عليه ،
و لا يرتفع دعاؤ ه الى السماء،
و ليس له حظ فى دعاء الصالحين ،
و انه يموت ذليلا،
و يموت جائعا،
و يموت عطشانا، فلو سقى من انهار الدنيا لم يرو عطشه ،
و يوكل الله ملكا يزعجه فى قبره ،
و يضيق عليه قبره و تكون الظلمة فى قبره ،
و يوكل الله به ملكا يسحبه على وجهه و الخلائق ينظرون اليه ،
و يحاسب حسابا شديدا،
و لا ينظر الله اليه و لا يزكيه و له عذاب اليم .(328)
((از پدر گرانقدرم پيامبر، در مورد مردان و زنانى كه به نماز و رمز دوستى با خدا بها نمى دهند، پرسيدم ؛ او در پاسخ من فرمود: هر مرد و زنى كه در نماز و رابطه با آفريدگارش سستى ورزد و بدان ، آن گونه كه بايد، بها ندهد، خدا او را به پانزده بلا كيفر خواهد كرد:
1- خدا بركت را از عمر او بر مى گيرد.
2- خدا بركت را از رزق و روزى اش بر مى دارد.
3- خدا نشان شايستگان را از چهره اش محو مى كند.
4- هر كارى كه در زندگى انجام دهد، به پاداش آن نخواهد رسيد.
5- دعاى چنين كسى پذيرفته نخواهد شد.
6- او از دعاى بندگان شايسته خدا بهره اى نخواهد برد.
7- چنين كسى با ذلت و خوارى خواهد مرد.
8- و نيز گرسنه جان خواهد داد.
9- و تشنه كام از دنيا خواهد رفت ؛ به گونه اى كه اگر با همه چشمه سارها و جويبارهاى دنيا آبش دهند، تشنگى او برطرف نخواهد شد.
10- پس از مرگش ، آفريدگار هستى فرشته اى را بر مى گزيند تا او را در قبرش آشفته و ناآرام سازد.
11- قبرش بر او تنگ و تيره و تار خواهد شد.
12- خداوند فرشته اى را مى گمارد تا او را بر چهره اش به زمين كشد و همگان او را در نهايت خفت و خوارى نظاره كنند.
13- در روز رستاخيز به سختى مورد محاسبه قرار مى گيرد.
14- و خداوند به او با نظر رحمت نمى نگرد.
15- و او را از گناه و پيامدهاى آن پاك و پاكيزه نمى سازد و به عذابى دردناك گرفتار خواهد شد.
6- در معيار و ملاك شيعه بودن
بانويى حق جو از دوستداران خاندان وحى و رسالت به محضر فاطمه شرفياب مى گشت كه همسرش از او خواست تا از دخت فرزانه و انديشمند پيامبر بپرسد كه آيا او با اين انديشه و عملكرد، از پيروان و شيعيان خاندان پيامبر است يا نه ؟
فاطمه (عليها السلام ) به جاى پاسخ شخصى و فردى ، پاسخ كلى داد و معيار و ملاك شيعه بودن را براى عصرها و نسل ها ترسيم كرد.
آن بانوى بى همانند فرمود:
ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فاءنت من شيعتنا حقا والا فلا.(329)
((اگر به راستى آنچه ما بر اساس مقررات خدا به شما فرمان مى دهيم و شما را به سوى آنها راه مى نماييم ، همه را به دقت به كار مى بنديد و رعايت مى كنيد و نيز از آنچه هشدارتان مى دهيم دورى مى جوييد و هشدار مى پذيريد، به راستى از شيعيان ما هستيد و به حق از دوستداران و رهروان راه توحيدى و انسانى ما، اما اگر جز اين باشد، نه ؛ در آن صورت شما از راه و رسم و فرهنگ و اخلاق و دين دفتر ما بيگانه ايد.))
7- بهترين انسانها
از آن بانوى فرزانه در مورد بهترين انسانها پرسيدند؛ او در پاسخ با ترسيم معيارى جالب و دقيق در اى مورد فرمود:
خياركم الينكم مناكبه واكرمهم لنسائهم .(330)
((بهترين شما كسى است كه در برخورد با مردم به ويژه محرومان نرمخوتر و مهربان تر و در رعايت حقوق و حرمت آنها انسان تر باشد؛ و ارزشمندترين شما كسى است كه بيش از ديگران زنان را گرامى دارد و حقوق و حرمت آنان را به راستى رعايت كند.))
8- بدترين انسانها
از آن آموزگار والايى ها آورده اند كه در هشدار از بيهودگى و بيهوده گويى فرمود:
قال رسول الله : شرار امتى الذين غذوا بالنعيم ، الذين ياءكلون الوان الطعام ، و يلبسون الوان الثياب و يتشدقون فى الكلام .(331)
((بدترين افراد جامعه من آن كسانى هستند كه از نعمت هاى رنگارنگ خدا تغذيه مى كنند و بهره ور مى شوند و از انواع خوراكى ها مى خورند و لباس هاى گوناگون مى پوشند و بى آن كه سپاس ارزانى دارنده نعمت ها را بگزارند و مسئولانه و هدفدار و بر اساس عدالت زندگى كنند، هر آنچه مى خواهند مى گويند و به هر زشتى و گناهى روى مى آورند.))
9- زندگى در جهت خشنودى خدا
هر كس به تناسب انديشه و عقيده و دريافت خويش از زندگى در دنيا به چيزهايى دل مى بندد و به كارهايى دل خوش مى دارد؛ و دخت ارجمند پيامبر به دليل اوج انديشه و آراستگى به ارزش هاى والاى انسانى و اخلاقى اش در زندگى اين جهان ! به پيو