 است .هنگامى كه مورد عنايت آفريدگارش باشد و در پرتو خودسازى و آراستگى به ارزشهاى والاى انسانى ، راه رشد و كمال را پيش گيرد و بر آن باشد كه رنگ خدا پذيرد و به اخلاق او تخلق يابد، مى تواند روح را چنان توانمند سازد و به مرحله اى از مقام قرب اوج گيرد و به گونه اى پرتوى از صفات حق را در زجاجه جان پرتوافكن سازد، كه اراده اش به خواست خدا و فرمان او در هستى اثر گذارد و آنچه او مى خواهد به اذن خدا تحقق يابد.
اين مرحله از شكوه و عظمت روح ، همان چيزى است كه از آن به ولايت تكوينى تعبير مى گردد كه تنها بندگان خاص خدا و برگزيدگان بارگاه او از آن بهره ورند و اين همان سرچشمه كرامات و كارهاى شگفت انگيز و معجزه هاى پيامبران و امامان نور است .و ريحانه پرمعنويت پيامبر از اين موقعيت پرفراز بهره اى بسيار داشت ؛ كه جلوه هايى از اين معجزه ها و كرامات را از هنگام آفرينش تا هنگامه شهادت و پرواز روح ملكوتى اش ، گاه و بى گاه پرتوافكن مى ساخت .(375) كه اين نمونه هاى رسيده در روايات ، گواه اين مدعاست :
1- همسخن مادر
بسيارى از محدثان اهل سنت و شيعه آورده اند كه : ريحانه پيامبر پس از آفرينش و حضور نورش در سازمان وجود مادر، همراز و همسخن و مونس ‍ و غمخوار مادر خردمند و فداكار خويش شد و در تنهايى و غربت او - به قدرت خدا - گاه و بى گاه با او سخن مى گفت .(376)
((خديجه )) نخست اين موضوع شگرف را كتمان مى كرد، اما يكبار اتفاق افتاد كه پيامبر به طور ناگهانى وارد خانه شد و ديد ((خديجه )) بى آن كه كسى در خانه باشد سخن مى گويد.از او پرسيد با كه گفتگو مى كند؟
پاسخ داد: با كودكى كه نور حضورش را در تالار وجودم احساس ‍ مى كنم .
پيامبر به او اين مژده را داد كه : ((خديجه ))! تو را نويد باد كه اين كودك ، دختر است و مام پرفضيلت يازده پيشواى نور كه پس از من و پدرشان يكى پس از ديگرى جهان را به نور وجودشان نورباران خواهند ساخت .و هماره بزرگ پرچمداران راستين شناخت و آگاهى ،
توحيد و تقوا،
عدالت و آزادى ،
برابرى و برادرى ،
صلح و بهروزى ،
سعادت و نيك بختى ،
و پاسدار راستين حريم دين خدا و امنيت و حرمت بندگان او خواهند بود.ابشرى يا خديجه هذه بنت جعلها الله ام احد عشر من خلفائى يخرجون بعدى و بعد ابيهم .(377)
2- راهنماى مادر در نماز
و نيز آورده اند كه : روزى مام ارجمندش خديجه ، در حال نماز بود كه در مورد ركعت هاى نماز به ترديد افتاد؛ و پس از ركعت سوم تصميم گرفت سلام دهد و نماز را به پايان برد كه با ناگاه ريحانه پيامبر از سازمان وجود مادرش ندا داد كه :
قومى يا اماه فانك فى الثالثة .(378)
((هان اى مادر! برخيز كه تو در ركعت سوم نماز مى باشى .))
3- همرزم و همفكر مادر
در روزهاى سخت آغاز دعوت پيامبر كه فشار استبداد و ارتجاع از هر سو بر آن حضرت شدت مى گرفت و سردمداران شرك و دنباله روان كور و كر آن ، كار را از محاصره اقتصادى و جنگ روانى و فشارهاى گوناگون اجتماعى و سياسى ، به خشونت و ترور پرچمدار عدالت و آزادى و پيامبر توحيد و تقوا كشانده بودند، خديجه بانوى خردمند حجاز و همسر فداكار پيامبر هماره نگران حال آن حضرت و در انديشه سلامت و امنيت جان گرانمايه وى بود و لحظه اى در اين رابطه قرار و آرام نداشت .
در آن غوغاى شرك و بيداد، كودك ارجمندش كه هنوز ديده به جهان نگشوده بود، گاه و بى گاه به گونه اى شگفت انگيز به دلدارى مادر مى پرداخت و گويى با صداى دلنواز خويش او را به قدرت بى كران آفريدگار هستى توجه مى داد و بدين وسيله نگرانى و ترس و دلهره اش را برطرف مى ساخت .
محدثان در اين مورد، از جمله آورده اند كه : هنگامى كه كفرگرايان قريش در راه مخالفت با دعوت پيامبر و بهانه جويى هاى پياپى ، از آن حضرت خواستند تا در برابر ديدگان آنان ، ماه را به قدرت پروردگار خويش بشكافد و به دو نيم نمايد، خديجه در حالى كه به فاطمه باردار بود گفت : نوميد و سرافكنده باد كسى كه محمد را - كه برترين پيامبر پروردگار من است - انكار و با راه و رسم او از در ستيز درآيد؛ چرا كه او جز به حق و عدالت و پاكى و رستگارى فرا نمى خواند!
درست در اين هنگام بود كه ريحانه پيامبر از تالار وجود مادر ندا داد كه :
هان اى مادر! نگران نباش و نترس كه خدا با پدرم پيامبر است و او را تا پيروزى و سرافرازى هر چه بيشتر يارى خواهد فرمود.
فنادت فاطمة من بطنها يا اماه ! لا تحزنى و لا ترهبى فان الله مع ابى .(379)
4- سخن گفتن در گهواره
آن حضرت پس از طلوع خورشيد جهان افروز وجودش ، بسان مسيح بى درنگ لب به سخن گشود و از غنچه لبانش گلواژه هاى توحيد و توحيدگرايى ، گواهى به وحى و رسالت پيامبر، امامت على (عليه السلام) و يازده فرزند او شكفت .
محدثان آورده اند كه پس از اين كه خانه محمد و خديجه ، اين نخستين كانون توحيد و تقوا، با ولادت فاطمه نورباران شد، نوزاد بر روى دست فرشتگان و بانوان برگزيده گيتى بود كه حوريان بهشتى با آب كوثر و ظرف مخصوص و حوله ويژه و جامه هاى سفيد و مشك و عنبر رسيدند و نوزاد را با آن آب بهشتى شست شو دادند و او در دم ، لب به سخن گشود.
واشهد ان لا اله الا الله ، و ان ابى رسول الله سيد الانبياء، وان بعلى سيد الاوصياء، و ان ولدى سادة الاسباط.(380)
((گواهى مى دهم كه خدايى جز خداى بى همتا نيست و پدرم پيام آور خدا و سالار پيامبران است و همسر گرانقدر در آينده سرور اوصياست و فرزندانم دو سالار، بهشت و دو سرور نوادگانند.))
5- فرود مائده آسمانى
در آغاز پيشرفت اسلام و در يكى از روزهاى سخت زندگى كه فشار اقتصادى در جامعه نوبنياد اسلامى به ويژه خانه پيامبر و خاندانش بيداد مى كرد، ريحانه پيامبر وضو ساخت و پس از دو ركعت نماز عشق به بارگاه دوست ، دست نياز را به بارگاه آن بى نياز برد و چنين زمزمه كرد:
يا الهى و سيدى هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك ،
الهى ، انزل علينا مائدة من السماء كما انزلتها على بنى اسرائيل ...
((خداى من ! سالار من ! اين پيام آور برگزيده ات محمد (صلى الله عليه و آله ) است و اين هم عموزاده ارجمندش على (عليه السلام).
خداوندا! اينك از تو مى خواهم كه مائده اى از آسمان براى ما فرو فرستى ؛ همان گونه كه بر بنى اسرائيل به بركت دعاى عيسى فرو فرستادى و آنان از آن خوردند و ناسپاسى آن كردند.
بار خدايا! آن مائده آسمانى را بر ما فرو فرست كه ما بر آن سپاس مى گزاريم و بر فرو فرستنده اش ايمان داريم .))
پس از دعاى آن حضرت بود كه خواسته او برآورده شد و ظرفى لبريز از غذا فرود آمد؛ غذايى كه بوى عطر آن سراى فاطمه (عليها السلام ) را عطرآگين ساخت .
پيامبر و اميرمؤمنان از راه رسيدند و على (عليه السلام) شگفت زده پرسيد؛ دخت ارجمند پيامبر! اين غذاى عطرآگين از كجا آمده است ؟ انى لك هذا؟
او پاسخ داد: ((از سوى خدا!))
(( هو من عندالله .))
پيامبر فرمود:
الحمد لله الذى ارانى بنتا مثلها كمثل مريم ...(381)
((ستايش از آن خدايى است كه دخترى پرشكوه و پرمعنويت به من ارزانى داشت كه وصف او در ميان انسانها بسان وصف ((مريم )) است .))
و آن گاه به تلاوت آيه اى از قرآن پرداخت كه نشانگر فرود مائده بر مريم 