، مام ارجمند مسيح است .(382)
6- معجزه اى ديگر
بسيارى از مفسران اهل سنت و محدثان آنان به هنگام تفسير آيه 37 از سوره آل عمران آورده اند كه :
در روزگار قحطى و گرسنگى بسيارى از مردم مدينه ، پيامبر و خاندانش نيز سخت در فشار بودند؛ به گونه اى كه خود رنج و گرسنگى را تحمل مى كردند و براى نجات محرومان مى كوشيدند.
در آن روزهاى سخت ، روزى پيامبر به ناگزير به سراى دخت ارجمندش آمد و فرمود: فاطمه جان ! گرسنگى توانم را به پايان برده است ، آيا چيزى براى خوردن هست ؟
آن حضرت با دنيايى مهر و ادب پاسخ داد: نه ، پدر جان ! به خداى سوگند چيزى در خانه نيست .
پيامبر بازگشت اما اين موضوع براى فاطمه (عليها السلام ) بسيار گران بود؛ از اين رو دست به دعا برداشت و از بارگاه خدا غذايى بهشتى و مائده اى آسمانى خواست .
در اين هنگام زنى از همسايگان درب خانه را زد و دو قرص نان و مقدارى گوشت براى دختر پيامبر هديه آورد و آن حضرت آن را گرفت و در ظرفى نهاد و روى آن را پوشاند و گفت : والله لاءوثرن بها رسول الله على نفسى و غيرى .
((به خداى سوگند كه پيامبر او را بر خود و فرزندان مقدم مى دارم .))
و اين در حالى بود كه همه در فشار گرسنگى بودند.
بى درنگ نور ديدگانش را به سوى پيامبر فرستاد و او را به ميهمانى دعوت كرد.هنگامى كه پيامبر آمد، گفت : فدايت گردم ! خداى بنده نواز اندك غذايى براى ما فرستاده است و من آن را براى شما ذخيره نموده ام .
پيامبر فرمود!
او ظرف غذا را آورد، اما هنگامى كه درب آن را گشود، آن را لبريز از غذايى عطرآگين از گوشت و نان ديد و دريافت كه آن غذا، نه اندك گوشت و دو قرص نان همسايه ، كه نعمت گرانى است از سوى خدا و مائده اى است از آسمان ؛ از اين رو به سپاس خدا پرداخت .
پيامبر پرسيد؛ دخترم ! ((اين غذاى عطرآگين و دلپذير از كجا؟))
من اين لك هذا؟
پاسخ داد: اين نعمت گران از سوى خدا و از فزون بخشى اوست ؛ چرا كه او هر كس را بخواهد و شايسته اش بنگرد، به طور بى شمار روزى مى دهد.
هو من فضل الله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب .
پيامبر گرامى سپاس حق را به جا آورد و فرمود:
الحمدلله الذى جعلك شبيهة بسيدة نساء بنى اسرائيل .
دخت فرزانه ام ! فاطمه جان ! ((ستايش از آن خدايى است كه تو را بسان سالار زنان بنى اسرائيل مريم قرار داد.))(383)
آن گاه آن پنج فروغ تابناك ، بر آن خوان آسمانى نشتند و سير شدند، اما چيزى از آن كاسته نشد.همسران پيامبر نيز بر آن غذا دعوت شدند و سير شدند، اما آن ظرف همچنان لبريز از آن غذاى عطرآگين بود كه ريحانه پيامبر براى همه همسايگان غذا فرستاد و خدا در آن خير و بركت بسيارى قرار داد.
7- عنايت خدا به ريحانه پيامبر
در اين مورد از يكى از بانوان كه افتخار همسرى پيامبر را داشت آورده اند كه : پيامبر گرامى با مقدارى گندم به خانه فاطمه فرستاد تا آن را آرد نمايد و پس ‍ از ساعتى براى آوردن آن گسيل داشت .
هنگامى كه نزد ريحانه ارجمند پيامبر رفتم ، ديدم او ايستاده است و آسياب به خودى خود مى چرخد و گندم را آرد مى كند.
شگفت زده شدم و پس از بازگشت ، جريان را به پيامبر گفتم ، آن حضرت فرمود:
ان الله علم ضعف فاطمة فاوحى الى الرحى ان تدور فدرات .(384)
((از آن جايى كه خدا به خستگى و ناتوانى فاطمه آگاه بود، به سنگ آسياب دستور داد بچرخد و كار او را انجام دهد و آن سنگ نيز به دستور خدا مى چرخيد.))
و نيز از پنجمين امام نور آورده اند كه : روزى پيامبر گرامى ((سلمان )) را به خانه اميرمؤمنان فرستاد تا پيامى را به ريحانه ارجمند پيامبر برساند و يا چيزى بياورد.
او به در خانه رسيد و در آستانه در، لحظاتى توقف كرد تا سلام كند و آشنايى دهد و اجازه تشرف بگيرد كه از آن جا تلاوت دلنواز قرآن و نيايش و راز و نياز پرسوز و اخلاص فاطمه را از درون خانه شنيد.
هنوز در اين مورد مى انديشيد، كه جريان شگفتى نظر او را جلب كرد و دريافت كه آسيابى كه ريحانه سخت كوش پيامبر به وسيله آن دانه ها را آسيا مى كند؛ به خودى خود مى چرخد و ريحانه ارجمند پيامبر نيز در درون خانه در حال راز و نياز و تلاوت آيات دلنواز قرآن است .
او پيام خود را رساند و با پاسخ آن به حضور پيامبر باز آمد، اما هنوز غرق در انديشه بود و در مورد نيايش ريحانه پيامبر و چرخش خودكار آسيا مى انديشيد، كه پيامبر تبسم كرد و فرمود:
يا سلمان ! ابنتى فاطمة ملاالله قلبها و جوارحها ايمانا الى مشاشها، تفرغت لطاعة الله فبعث الله ملكا فادار لها الرحى و كفاها الله مؤ ونة الدنيا مع مؤ ونة الاخرة .(385)
((هان اى سلمان ! خداى پرمهر گستره دل و كران تا كران سازمان وجود دخت ارجمندم فاطمه را لبريز از ايمان ساخته است .او براى فرمانبردارى خدا و عبادت او گوشه اى خلوت را بر مى گزيند و با خدايش به نيايش ‍ خالصانه و عاشقانه مى پردازد و كتاب او را تلاوت مى كند و خدا نيز فرشته وحى يا فرشته ديگرى را بر مى انگيزد، آسياب او را به حركت آورد و بدين وسيله ، خدا رنج و زحمت اين سرا و سراى آخرت را از او برطرف و كار او را در دو سرا بسنده و كفايت مى كند.
8- گردش معجزه آساى گاهواره فرزندان او
در روايات رسيده در اين مورد آورده اند كه :
گاه اتفاق مى افتاد كه ريحانه پيامبر در حال نماز و نيايش بود و كودك دلبندش در گاهواره از خواب بيدار مى شد و مى گريست و در خانه نيز كسى نبود، آن حضرت به نمازش ادامه مى داد؛ چرا كه دل در گرو عشق و شور خدا داشت و هنگامى كه به نماز و يا به نيايش مى ايستاد و به بارگاه او مى شتافت ، از غير او دل گسسته بود؛ و بارها در آن شرايط ديده مى شد كه گاهواره كودك به خودى خود مى جنبد و او به آرامى به خواب مى رود.و آن گاه روشن مى شد كه فرشته اى گاهواره كودك را مى جنباند و آن را به آرامى مى خواباند تا ريحانه پراخلاص پيامبر، نماز و نيايش خالصانه اش را ناتمام نگذارد.و كان ملك يحركه .(386)
9- خدا آتش را بر او حرام ساخته است
در اين مورد از ((عايشه )) آورده اند كه : روزى به خانه ريحانه پيامبر مى رود و آن حضرت را مى نگرد كه براى دو نور ديده اش حسن و حسين در ديگى كه بر روى آتش نهاده است ، با آرد و شير و روغن غذايى نرم و روان درست مى كند و در حالى كه ديگ بر روى اجاق و آتش شعله ور مى جوشد، با دست برهنه آن را بهم مى زند و جا به جا مى كند و گويى آتش هرگز بر دست نازنين و معجزه آساى او اثر نمى گذارد.
عايشه شگفت زده از آن جا بيرون مى رود و آن رويداد عجيب را با پدرش ‍ ابوبكر در ميان مى گذارد.
ابوبكر مى گويد: يا بينة اكتمى هذا، فانه امر عظيم
((دخترم ! اين راز را پوشيده دار كه كارى بس شگفت آور است .))
جريان از آغاز تا سفارش ابوبكر به گوش پيامبر مى رسد و آن حضرت بر فراز منبر مى رود و ضمن سخنانى در نكوهش سفارش پوشيده داشتن عنايت خدا به فاطمه (عليها السلام ) مى فرمايد:
والذى بعثنى بالنبوة واصطفانى بالرسالة ، لقد حرم الله عزوجل النار على لحم فاطمة و دمها و عصبها و شعرها...
((به خدايى كه مرا به پيامبرى برگزيد و به رساندن پيام خود انتخاب كرد سوگند كه ذات بى همتاى او آتش را برگوشت و خون و مو و رگ و پيوند فاطمه حرام س