 شكوه و كرامت او پى برد و از دگر سو حس ‍ قهرمانجويى و قهرمانخواهى خويشتن را با شناخت اين والاترين قهرمان والايى ها و سرفرازى ها و معنويت ها پاسخ گويد.و آن گاه به چنين الگو و سرمشق و آموزگارى جاودانه و پرشكوه مباهات كند و فخر بفروشد.و در راه او گام گذارد و افتخار بيافريند.
و اين همه در گام نخست در گرو انديشيدن درست در سبك و سيره افتخار آفرين و انسانى و خردمندانه ((فاطمه )) و شناخت درست و شايسته آن است و در گام دوم انديشاندن انسانها در اين مورد و ترسيم زيبايى ها و جاذبه ها و والايى هاى اين سبك و سيره در ابعاد فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى ، هنرى ، علمى و حقوقى به دور از جمودها، تعصب ها، واپسگرايى ها، خمودى ها، عقب ماندگى ها، خرافه ها، افسانه ها، برترى جويى ها و استفاده ابزارى از واژه ها، چهره ها و ارزش هاى مقدس و در گام سوم به راستى گام سپردن در شاهراه افتخارآفرين سبك و سيره ريحانه پيامبر و جلوه گر ساختن والايى هاى مورد نظر او در ابعاد گوناگون در چشم انداز نسل نوخاسته و جست جوگر و نوانديش مى باشد.اميد كه چنين باد.
سيستم اخلاقى ريحانه پيامبر
انسانها در زندگى فردى و اجتماعى خويش از نظر داشتن سبك و سيره و يا نداشتن آن يكسان نيستند و مى توان آنان را به چند دسته تقسيم كرد:
1- بسيارى در زندگى خويش سبك و سيره و اسلوب و روشى ويژه و ثابت ندارند، به گونه اى كه اگر از آنان پرسيده شود كه شما در راه تاءمين يك زندگى در خور شاءن انسان براى خود و در رويارويى با مشكلات و رفع نابسامانى ها و ساماندهى فرصت ها و امكانات براى رسيدن به هدف ها و آرمان هاى خويش چه راه و رسم و چه سبك و شيوه اى داريد، مى مانند و پاسخى ندارند، چرا كه نه در زندگى فردى خويش سبك و سيره اى مشخص دارند و نه در زندگى اجتماعى و سياسى خويش ...
و اين فقدان سيره و سبك درست بدان دليل است كه هدف شايسته و آرمان مترقى و بايسته و مشخص نيز ندارند تا سبك و روشى شناخته شده و اصولى براى رسيدن به آن هدف در پيش گيرند.اينان واپسگرايان و دنباله روها هستند، بسان كف ها و خار و خاشاك روى آب و علف هرزه هايى بى ثمر و بى ريشه اند كه با موج و جو و تندباد به هر سو مى روند و سرانجام از چاله به چاه يا زباله دان تيره بختى و اسارت و ذلت و حقارت سر در مى آورند.
بسيارى از حكومت ها، جامعه ها، تمدن ها، نظام ها، دولت ها و مدعيان رهبرى و دانش و علم نيز همين گونه اند و در زندگى سبك و سيره و راه و رسم مترقى و انسانى و هدف و آرمان درخور شاءن انسان ندارند.
2- بسيارى در زندگى سبك و سيره و راه و روش دارند، اما نه خردمندانه و خردورزانه و بر اساس انديشيدن و انديشاندن و جلب نظر آگاهانه و آزادانه انسانها و بر اساس حق گرايى و حق طلبى و درست انديشى و عدالت و آزادى و راستى و درخور شاءن انسان و كرامت او، نه ، بلكه سبك و اسلوب آنان دجالگرى و فريب ، عوامبازى و عوام فريبى ، ظاهرسازى و رياكارى ، زورمدارى و خشونت ، باج دهى و تطميع ، براى باج خواهى بزرگ تر و رسواتر از ديگران .اينان راز موفقيت و كليد حل مشكلات را در زندگى فريب و نيرنگ مى نگرند، فريب با واژه هاى زيبا،
با قالب هاى جذاب ،
مفاهيم مقدس ،
توجيه ،
تحريف حقايق ،
قلب واقعيت ها،
تكرار دروغ ،
بافته هاى يكطرفه ،
سانسور و كتمان حقيقت ،
سرهم بندى اوهام و خرافات ،
ترويج دنباله روى بره منشانه ،
بت سازى از زورمداران ،
بت پرستى ،
رواج كيش شخصيت در چهره هاى گوناگون ،
فريب به نام خدا و در ستار دين او،
و حتى با بر پا ساختن مذهب سالارى دروغين و هراس انگيز و خشونت بار.
سبك و سيره اينان ، زورمدارى و خشونت و ارعاب است و راه خويش را به سوى موفقيت واهى و پوچ خويش ، با به راه انداختن سيلاب خون ، حذف حق طلبان و دگرانديشان و بر پا ساختن دخمه ها و سياه چال هاى مرگ و تكيه بر كند و زنجير و ترور و وحشت و داغ و درفش مى گشايند.
معاويه ها، يزيدها، عمرعاص ها...سلطه جويان اموى و عباسى ، و همه اسلام پناهان دروغين كه در طول تاريخ بدون تحقق عملى روح اسلام و هدف والاى آن - كه عدالت و آزادى و برابرى و حريت و تاءمين حقوق و تضمين امنيت انسان هاست - تنها با نام آن و برخى ظواهر و قالبها بازى مى كنند، و خود را برتر از قانون مى پندارند و در برابر جامعه و شهروندان ، پاسخ ‌گوى گفتار و عملكرد خويش نيستند، در اين رديف قرار دارند.
3- در برابر اين دو گروه كه يا سبك و سيره اى در زندگى ندارند و يا داراى شيوه اى ظالمانه و واپسگرايانه و فريب كارانه و تاريك انديشانه اند، چهره هايى هستند كه هم در زندگى فردى ، خانوادگى ، فرهنگى ، هنرى ، سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و...داراى سبك و سيره اى مشخص ، روشن انديشانه ، اصولى و ماندگارند، و هم سبك و سيره آنان مترقى ، عادلانه ، انسانى ، خردمندانه ، خردورزانه و شايسته و بايسته است ؛ و به همين دليل هم ماندگار و جاودانه و پرجاذبه و در خور نمونه شدن و سرمشق قرار گرفتن از سوى حق طلبان و آزاديخواهان ؛ و ريحانه سرفراز پيامبر از برجسته ترين اين چهره هاست .
و اين از بزرگ ترين امتيازات آن حضرت است كه افزون بر موقعيت والاى علمى و فكرى و فرهنگى و ارائه ديدگاهى مترقى و انسان ساز از دين و دفتر و مفاهيم معارف قرآن و راه و رسم پيامبر، خود در ابعاد گوناگون زندگى ، در چهره اى پرشكوه به صورت نمونه اى والا براى عمل پديدار مى گردد؛ به گونه اى كه امام مهدى او را سرمشق و الگوى خود عنوان مى سازد و همين واقعيت نشانگر اين نكته بسيار ظريف است كه آن حضرت سبك و سيره اى مشخص و اصولى و جاودانه و پرجاذبه در ابعاد گوناگون دارد؛ وگرنه ، چگونه مى تواند الگو و نمونه و سمبل ، آن هم براى بزرگ اصلاحگر زمين و زمان باشد؟!
افزون بر اين ، از ديدگاه آن حضرت ، ميان ايمان راستين و عمل ، پيوندى است تنگاتنگ و گسست ناپذير؛ چرا كه ايمان آگاهانه و آزادانه در نگرش ‍ ريحانه پيامبر تنها باور عميق قلبى و يا آگاهى ژرف و اعلان آن ، بدون ضوابط و اصول و عملكرد مشخص نيست - تا انسان بتواند بدون سبك و سيره زندگى كند - بلكه ميان آن باور عميق و عاشقانه قلبى و شيوه زندگى ، پيوندى اجتناب ناپذير وجود دارد كه همان پيوند، انسان را موظف مى سازد تا در رفتار و كردار و گفتار و نوشتار و داورى و حكومت خويش در همه ابعاد زندگى ، خود را با قوانين و مقررات مترقى و شايسته هماهنگ سازد و داراى سبك و سيره اى متناسب با آن باور و ايمان آگاهانه و آزادمنشانه باشد و در شرايط و موقعيت هاى متفاوت ، تابع احساسات و تمايلات و هواها و جاه طلبى ها و دوستى و دشمنى ها نگردد و قدرت و ضعف ، برخوردارى و محروميت ، داشتن پست و امكانات يا فقدان آنها، در سبك و سيره او اثر نگذارد و تغيير جايگاه ، او را تغيير ندهد و از موضوع مترقى و عدالت خواهانه و حريت طلبانه و مردمى ، به خودكامگى و غرور و بيداد و موضع ضد مردمى نكشاند و به فريب و دجالگرى و دروغ و حق كشى آلوده نسازد.
و از اينجا راز هماره مترقى و ماندگار و نمونه و انسانى و عادلانه بودن سبك و سيره ريحا