ه پيامبر و اميرمؤمنان نيز دريافت مى گردد؛ چرا كه امتياز بزرگ آنان بر ديگر مدعيان رهبرى اين است كه داراى سبك و سيره و اصول و قواعد مشخص بودند كه بر اساس آنها هماره ، توحيدگرا و پرواپيشه ،
حق طلب و ارجگذار حق ،
قانونگرا و قانون مدار،
عدالت خواه و دادگر،
آزادى خواه و آزادمنش ،
انسان دوست و مردم خواه ،
راستگو درستكار،
پارسا و ايثارگر،
آراسته به وفا و امانت ،
پاكى و شرافت ،
وقار و متانت ،
فروتنى و بردبارى ،
شكيبايى و پايدارى ،
حق شناسى و قدرشناسى ،
شجاعت و شهامت ،
حرمت گذار و رعايت گر حقوق و امنيت و آزادى انسان ها و پرچمدار راستين اين ارزش ها بودند و هماره پرچم برافراشته اعتراض و مقاومت در برابر ستم و دجالگرى و فريب و مرزشكنى و قانون گريزى و خودكامگى و زورمدارى .
هرگز اين اصول در زندگى آنان تابع احساسات نشد و با فراز و نشيبها و روى آوردن زر و زور و موقعيت هاى ظاهرى و گذرا، دستخوش آفت نگرديد.
و راز ماندگار و پرجاذبه و مترقى و جاودانگى راه و رسم و سبك و سيره ريحانه پيامبر نيز در اينجاست .
اينك اين شما خواننده عزيز و اين هم پرتوى نورافشان از ارزش هاى اخلاقى و والايى هاى انسانى ، يا سبك و سيره ريحانه پيامبر در زندگى فردى و خانوادگى و سياسى و اجتماعى و...
1- خردمندترين بانوى گيتى
برخى از انسان ها در زندگى خويش از موهبت بزرگ تيزهوشى و نبوغ فكرى و خلاقيت و زايايى انديشه و ابتكار برخوردارند و به همين جهت هم در مسير زندگى ، با درايت و فرزانگى بر راه درست و راهى كه فرجامى خوش و شادى بخش داشته باشد، گام نهاده و خود را بر فراز مركب راهوارى مى يابند كه مطمئن هستند به سوى مقصد گام مى سپارد و آنان را به هر حال به هدف مورد نظرشان مى رساند؛ از اين رو با مغرور شدن به اين موهبت خدا، از مايه گذاردن جان و تن ، تلاش و كوشش خستگى ناپذير، جهاد و فداكارى تحسين برانگيز، دريغ مى ورزند و برخى ديگر سراپا تلاش و كوشش ، پايدارى و جديت ، سرمايه گذارى و قدرت ، اراده و اعتماد به خود و اتكاى به خويشتن هستند، اما از آن موهبت ، كم بهره و كم نصيبند.
در ميان انسان ها كسانى كه هم موهبت نبوغ سرشار و درايت و برجستگى فكرى و عقلى را داشته باشند و هم سرمايه همت و اراده بلند و تلاش و قدرت تحرك و شور و شوق كار و سازندگى و برازندگى را، و بكوشند تا به هر دو مجهز شوند و با كمك هر دو مسير زندگى را پيروزمندانه و سرشار از افتخار و موفقيت بپيمايند، چنين كسانى نادرند و بسيار اندك .
كم نيستند آن كسانى كه موهبت نبوغ و توانايى و برجستگى و زيبايى و ابتكار و قدرت خلاقيت ، آنان را زمين گير مى كند و آن سكوى پرش و بلنداى پرواز و نردبان اوج گرفتن به سوى ارزش ها و والايى ها، آفت جانشان مى شود؛ چرا؟ اين بحث ديگرى است .
اما بانوى بانوان گيتى از سويى شاهكارى صنع آفرينش بود و از دگر سو پديده بديع جهاد و تلاش و فداكارى و ايثار و خلاقيت در صحنه هاى فكرى ، فرهنگى ، عبادى ، خانوادگى ، تربيتى ، سازندگى و برازندگى و....
از سويى برق درخشنده تقوا و توحيدگرايى در پيشانى بلند و جمال بى مثال و چهره شكوهبار و سيماى جهان افروزش هويدا بود، و از دگر سو آثار ذكاوت و درايت و نبوغ و خلاقيت و ابتكار در سازمان وجودش ، و اين همه موهبت خدا بر او، از برق ديدگانش مى درخشيد و از آبشار ريزان و زلال سخن و بيان درس آموز و حكيمانه اش نمايان بود.
كدامين قهرمان دگرگون سازى را سراغ داريد كه از يك سو در سوگ بزرگ بزرگان نشسته باشد و از دگر سو در حلقه محاصره ارتجاع و استبداد عنان گسيخته و چموش قرار گرفته و بر در خانه اش شعله ها و شراره هاى آتش ‍ كينه و حقد و حسادت و حقارت و بيداد زبانه كشد و عربده كشان و اوباش ‍ حكومت كودتا، با كنار نهادن همه چيز و همه ارزش ها و انسانيت ها عربده كشند كه مى خواهند دودمان رسالت را بسوزانند و روند جامعه و تاريخ را به ريل استبداد و كوره راه جاهليت بيندازند و شجره پاك و تناور و پربار و ميوه امامت راستين را قطعه قطعه و از ريشه برافكنند و انبوه رجاله ها با يورش به فرودگاه وحى و مكان آمد و شد فرشتگان ، او را در ميان در و ديوار فشرده و استخوانهاى سينه پرمهر و مصفايش را در هم شكنند و كودك گرانمايه اش را به شهادت رسانند و امام راستين و پيشواى حق و عدالت و شوى گرانقدرش را - كه فرمان شكيبايى قهرمانانه داشت - چون شيرى به زنجير كشند و دست توانمندش را در برابر حاكم غاصب نگاه دارند تا به عنوان بيعت دست بر دست او نهد؛ و در همه اين مراحل غمبار سير قهقرايى ، و اين فراز و نشيب هاى رنج آور، يك مرد، آرى حتى يك مرد در برابر اختناق و سركوب بى رحمانه و مرزنشناس ، جراءت و جسارت آن را نيابد كه شهامتمندانه از دين خدا و خاندان پيامبر و حقوق و آزادى پايمال شده جامعه خويش دفاع كند و همه ، ماست ها را؛ كيسه كنند، زه ها را در نيام و شمشيرها را در غلاف نهند و تماشاگر صحنه هاى شرارت و شقاوت باشند.اما يك بانو، آرى تنها يك بانوى شيردل و قهرمان و خدابين ، در آن شرايط وحشتناك ، به گونه اى با تدبير و انديشه و كياست و درايت و نبوغ فكرى و عقلى و ابتكار و خلاقيت ، تصميم گيرى كند و به صورتى خردمندانه مبارزه فكرى و فرهنگى و عقيدتى و اجتماعى و سياسى و حقوقى و انسانى جامعه ضربه خورده و غافل گير شده خود را پى ريزى كند و پيش ببرد كه تا هميشه تاريخ آنهايى كه وجدانى بيدار و مغزى هوشمند و انديشه اى حقجو و حق پو و حق پرست و جانى آزاد از تعصبات كور دارند، دريابند كه حق كجاست و تجليگاه آن ، خانه گلين و پرصفا و پراخلاص و با روح ريحانه انديشمند پيامبر است يا كاخ ‌هاى پوشالى قدرت هاى بيدادگر؟ كداميك ؟ و در كجاست ؟
به گونه اى بذر بيدارى و هشيارى و تحرك و شور بيفكند كه نخست همان سردمدار ارتجاع ، ناگزير گردد او را تحسين و ديدگاهش را تصديق كند و او را خردمندترين و فرزانه ترين و انديشمندترين بانوى عصرها و نسل ها بخواند و بعد هم آيندگان ، از صف دوست و آشنا گرفته تا بيگانه .براى نمونه :
1- ابوبكر در برابر انبوه جمعيت در پاسخ خطبه جاودانه و تاريخساز ريحانه پيامبر گفت :
يا بنة رسول الله ! لقد كان ابوك بالمؤمنين عطوفا كريما...لا يحبكم الا كل سعيد و لا يبغضكم الا كل شقى ...و انت يا خيرة النساء...صادقة فى قولك ، سابقة فى وفور عقلك ...
((هان اى دخت گرانمايه پيامبر، به راستى كه پدرت بر ايمان آوردگان پرمهر و پركرامت بود و بر كافران و حق ستيزان ، عقاب و عذابى سهمگين ...
شما را هر سعادتمند و نيك بختى دوست مى دارد، و با شما جز بدكار و نگونبخت دشمنى نمى ورزد...
و تو اى فاطمه ! به ويژه ، اى برگزيده بانوان گيتى ! و اى دخت برترين پيامبران ! در گفتارت راستگويى و در عقل و انديشه فراوان و فروزانت ، بر همگان پيشقدم و پيشتاز...))
2- دگرباره در برابر شكوه انديشه و خرد او گفت :
صدق الله وصدق رسوله و صدقت ابنته ، انت معدن الحكمة ، و موطن الهدى و الرحمة ، و ركن الدين ، و عين الحجة ...
((خداى و پيام آورش و دخت گرانمايه پيامبر، همه راست گفتند.ها