بايى و قداست و معنويت مى انديشيد؛ چرا كه آن آموزگار انديشه و والايى به تفكر و تدبر و انديشيدن و انديشاندن سخت بها مى داد.
او در مورد انسان مى انديشيد،
در آفرينش انسان ،
سازمان پراسرار وجود او،
دنياى شگفت انگيز و پيچيده جسم و جان او،
درباره فطرت حق گرايانه او،
وجدان اخلاقى او،
كشش ها و تمايلات گوناگون او،
در خودشناسى و خداشناسى او،
در نعمت هاى گران و بى شمارى كه به او ارزانى شده است .
در زيبندگى ها و برازندگى هاى او،
در خلق و خو و سبك و سيره درخور شاءن انسان ،
در دين باورى و ديندارى آگاهانه و ژرفنگرانه او،
در قانونگرايى و قانون شناسى او،
در مورد حقوق ، آزادى ، برابرى ، امنيت ، حق تفكر و زيستن به صورت موجودى صاحب خرد و شعور،
درباره آرمان ها و اميدها و آرزوهاى او،
در مورد زندگى درخور شاءن انسان ،
مديريت درخور شاءن انسان ،
جامعه و تمدن و آينده درخور شاءن انسان ،
رهبرى و پيشوايى و الگو و سرمشق درخور شاءن انسان ،
و در نفى آفت ها و تباهى ها و شرارت ها و شقاوت ها و خشونت ها و بيدادها و سركوبها و خودكامگى ها و زورمدارى ها و واپسگرايى ها و تعصب ها و ددمنشى ها از زندگى انسان مى انديشيد و نگران سرنوشت عصر و نسل خويش و آينده و آيندگان بود.
او به انسان و انديشيدن و انديشاندن سخت بها مى داد، براى آن اصالت مى بخشيد، انديشوران و متفكران را گرامى مى داشت ،
حق زيستن به صورت موجودى خردمند و خردورز و با شعور و انديشه را حق طبيعى انسانها مى شناخت و همگى را بدان تشويق مى كرد و آن را بهترين وسيله شناخت معرفت و ارزشمندترين عبادت مى نگريست و نينديشيدن و نينديشاندن و مسدود ساختن راه آزادى انديشه و فكر را زشت ترين گناه در حق انسانيت مى ديد.
انديشيدن و انديشاندن در فرهنگ و راه و رسم او از جايگاه رفيع و موقعيت والايى بهره ور بود؛ چرا كه آن را كليد رشد و روشنايى ها، الفكر رشد
صيقل دهنده خردها، الفكر جلاء العقول (403)
فروغ بخش دنياى وجود انسان ، الفكر ينير اللب (404)
هدايتگر و راهنماى بشر، الفكر يهدى (405)
سبك و سيره پرواپيشگان ، الفكر نزهة المتقين
سرچشمه شناخت و بصيرت ،
سرآغاز دانش و بينش ،
وسيله كسب معارف و علوم ،
باعث پيدايش فرهنگ و تمدن ،
و مهمترين امتياز انسان بر ديگر جانداران و پديده ها و آفريدگان مى نگريست .
در فرهنگ و راه و رسم ريحانه انديشمند پيامبر، يك ساعت تفكر و انديشه (406) از يك سال پرستش خدا برتر شناخته شده است .
دو ركعت نماز تواءم با انديشه و ژرف نگرى بهتر از شب زنده دارى بدون تعمق ارزيابى شده است .
تفكر و انديشه ، آيينه صاف و شفاف و پرداخت شده اى است كه نمايشگر و انعكاس دهنده واقعيت ها گرديده است .الفكر مرآة صافية
دليل و ملاك خرد و خردمند، انديشيدن درباره كران تا كران هستى عنوان يافته است .
عبادت خدا، نه در بسيارى نماز و روزه ، كه در بسيارى تفكر و تدبر قلمداد شده است .
عبادت بدون تفكر و تعمق ، كارى بدون محتوا و مغز شناخته شده است .
پيش از تصميم و آغاز هر كارى به تفكر و تدبر درباره آن سفارش شده است .
در برنامه روزانه انسان توحيدگرا، همان گونه كه به نماز و نيايش و ارتباط با خدا، به كار و تلاش و ساماندهى امور اقتصادى ، به مديريت خانه و خانواده ، به احساس مسئوليت اجتماعى بها داده شده و وقت و فرصت در نظر گرفته شده ، براى تفكر و تدبر و انديشيدن و انديشاندن نيز فرصتى جداگانه قرار داده شده است .
آرى ، ريحانه پيامبر سرآمد متفكران و انديشمندان بود و تفكر و تدبر و ژرف نگرى و انديشيدن و انديشاندن در سبك و سيره او از جايگاه والايى برخوردار بود.
روايات رسيده از آن حضرت ، سخنان تفكرانگيز، مناظره ها و گفت و شنودها و دعاها و نيايش هاى عاشقانه و عميق او، تنها پرتوى از آن راه و رسم انديشمندانه و برانگيزاننده است كه در اينجا به يكى دو مورد مى نگريم :
1- محدثان در اين مورد از جمله آورده اند كه : آغازين شب زندگى مشترك او با امير والايى ها بود كه آن حضرت او را غرق در انديشه و تفكر يافت .
دليل آن را جويا شد، كه ريحانه پيامبر از جمله فرمود:
تفكرت فى حالى و امرى عند ذهاب عمرى و نزولى فى قبرى فشبهت دخولى فى فراشى بمنزلى كدخولى الى لحدى و قبرى فاءنشدك الله ان قمت الى الصلوة فنعبد الله تعالى هذه الليلة ...(407)
((در مورد سرنوشت و آينده خويش مى انديشيدم كه به ياد واپسين لحظات عمر و هنگامه فرود به خانه قبر افتادم .
و به اين فكر فرو رفتم كه چگونه عمر انسان به سرعت سپرى مى گردد، امروز از خانه پدر به خانه همتاى گرانقدرم آمدم و فردا نيز از اينجا به منزلگاه ديگرى و به جوار رحمت حق خواهم رفت .
از اين رو، على جان ! به خداى سوگندت مى دهم كه بيا تا در آغازين لحظات زندگى مشترك به نماز بايستيم و هر دو با هم اين شب جاودانه را به پرستش ‍ خدا سپرى كنيم و عهد بنديم كه زندگى را هماره با ياد دلنواز او رونق و صفا بخشيم .))
2- و نيز آورده اند كه پس از فرود آياتى از قرآن در مورد رستاخيز و زنده شدن و برخاستن انسان ها از دل خاك و پاداش و كيفر آن روز، پيامبر گرامى دخت ارجمندش را سخت در انديشه و تفكر نگريست ؛ انديشه و تعمق و تفكرى كه با نگرانى همراه بود.
دليل آن را از او پرسيد:
فاطمه در پاسخ پدر گفت :
يا ابة ذكرت المحشر و وقوف الناس عراة يوم القيامة .
((جان پدر! درباره روز رستاخيز كه روز حسابرسى و روز پاداش و كيفر است ، مى انديشم و آن شرايط را به ياد مى آوردم كه مردم از رحم خاك بر مى خيزند و گناهكاران و ظالمان ، بدون داشتن پوشش و كرامت و آبرو، با زشتى و رسوايى در پيشگاه خدا مى ايستند تا در مورد سرنوشت آنان داورى گردد.))
و آن گاه در هشدارى به انسان ها افزود:
وا سواءتاه يومئد من الله عزوجل (408)
((راستى كه واى از زشتى هاى گناهان و تباهى هاى بيداد و ستم كه آن روز در پيشگاه خدا بدان صورت آشكار مى گردد.))
3- و نيز آورده اند كه روزى پس از رحلت پدرش پيامبر، سلمان را فرا خواند و خطاب به او فرمود:
اجلس واعقل ما اقول لك (409)
((هان اى سلمان ! اينك بنشين و نيك بينديش و خردمندانه در آنچه مى گويم ، گوش كن ))
4- ژرف انديشى و آينده نگرى
بيشتر افراد و جامعه ها، فرزندان حال هستند و در زمان حال زندگى مى كنند؛ به آنچه هم اكنون دارند دلخوش اند، و به آينده نگرى و دورانديشى چندان شور و شوقى نشان نمى دهند.
كسانى هم كه در زمان گذشته مى انديشند و در زمان گذشته زندگى مى كنند بسيارند.آنان همواره اسكلت متلاشى شده رخدادهاى خوشايند يا ناخوشايند گذشته و خاطره هاى شادى بخش و غمبار آن را از گور تاريخ بيرون كشيده و به تشريح آنها مى پردازند و بدون عبرت آموختن از آنها و انديشه در راز و رمز پيدايش آنها، فرصت و امكانات خويش را به نبش قبر گذشته ها مى گذرانند و بر آن حوادث پوسيده يا اشك حسرت مى ريزند و يا بيهوده مى نازند و مى بالند، و در اين ميان آنانى كه به آينده ، آن هم آينده دور بينديشند بسيار اندك اند.
و بانوى بانوان از اين شمار اندك و يا سالار و پيشواى چنين انسان هايى است .او از شخصيت والايى بهره 