ور بود كه از ويژگى هاى اش دورانديشى و آينده نگرى را مى توان نام برد.
او پس از به انحراف كشاندن جامعه و روند تاريخ به وسيله بازيگران ((سقيفه ))، از سر خيرخواهى و بشردوستى و نگرانى براى دين و دنياى جامعه هشدارها داد و روشنگرى ها كرد و سخت كوشى ها و مجاهدت هايى شهامتمندانه نمود؛ از جمله خطاب به زنان مهاجر و انصار، آينده خطرناكى را كه ارتجاع و استبداد براى جامعه رقم مى زد، اين گونه پيش بينى فرمود:
اما لعمرى ! لقد لقحت ، فنظرة ريثما تنتج ، ثم احتلبوا مل ء القعب دما عبيطا و ذعافا مبيدا، هناك يخسر المبطلون ، و يعرف التالون غب ما اسس ‍ الاولون .
هم طيبوا عن دنياكم انفسا، واطماءنوا للفتنة جاءشا، وابشروا بسيف صارم ، وسطوة معتد غاشم ، و هرج شامل ، واستبداد من الظالمين ، يدع فيئكم زهيدا، و جمعكم حصيدا، فيا حسرة لكم ، و انى بكم ؟ وقد عميت عليكم ؟ انلزمكموها و انتم لها كارهون (410)
((اما به جان خودم سوگند باد كه نطفه اين تبهكارى و فساد بسته شد؛ اينك شمايان انتظار بكشيد تا اين بيمارى مرگبار تباهى و فساد و قانون شكنى و قانون ستيزى در كران تا كران پيكر جامعه و امت ريشه بدواند و همه جا منتشر شود.هشدارتان باد كه از اين پس از پستان شتر خلافت و حكومت خون خواهيد دوشيد و زهرى مرگبار كه به سرعت خورنده آن را نابود مى كند.و در اينجاست كه باطل گرايان زيان خواهند كرد و نسل هاى آينده در خواهند يافت كه ثمره كار زشت و فرجام عملكرد مسلمانان صدر اسلام پس از رحلت پيامبرشان چه بود، و آن گاه قلب هاى شما با فتنه ها الفت خواهد گرفت و آرام خواهد شد.
هان اى مادران نسل هاى فردا! با انحراف عظيمى كه در برابر ديدگان شما واقع شد، اينك شما را به شمشيرهاى برهنه و برنده بشارت مى دهم و به ميداندارى و يورش تجاوزكاران ستم پيشه ، و به هرج و مرج و به هم ريختگى اوضاع و احوال جامعه ، و به خودكامگى و ديكتاتورى و استبداد سياه از سوى ستمكاران .
به روزگارى كه حقوق اقتصادى و اجتماعى شما را سخت اندك خواهند ساخت و حق طلبان آگاهان و آزاديخواهان شما را به وسيله شمشيرهاى ستم درو خواهند كرد.
پس دريغ و حسرت بر شما باد!
كارتان به كجا خواهد انجاميد؟ و فرجام زندگى تان چگونه خواهد شد؟<
در حالى كه حقايق و واقعيات بر شما پنهان و مخفى گشته و نمى دانيد چه فاجعه سهمگينى را رقم زده ايد؟
من از سر خيرخواهى حقايق را گفتم ، دورانديشى و آينده نگرى ها كردم ، از خطرها و آفت ها شما را هشدار دادم اما دريغ و درد كه گوش شنوا نيست .آيا من مى توانم شما را در حالى كه نمى خواهيد به كارى مجبور سازم ؟!))
بدين سان بانوى بانوان و آموزگار بزرگ عصرها و نسل ها حقايق را گفت و تاريخ و گذشت زمان و رخدادهاى غمبار آن ، درستى آينده نگرى و صحت پيش بينى هاى دقيق او را به اثبات رساند.
گذشت روزگار نشان داد كه آن انديشمند بزرگ و آن جامعه شناس متفكر، نيك آينده نگرى مى كرد و به حق نگران روند جامعه و تاريخ بود.
او فجايع بزرگى چون كشتار ((مالك بن نويره )) و يارانش به وسيله كودتاگران ، قتل عام ها و شكنجه هاى امويان به نام دين ،
پستى ها و رذالت ها و دين فروشى هاى عباسيان به نام خدا و مذهب ،
تحميل مذهب سالارى مخوف و هراس انگيز به مردم تشنه عدالت و آزادى ،
بت سازى ها و بت تراشى ها از زورمداران و خودكامگان ،
حادثه جان سوز كربلا،
ماجراى حره و قتل عام مدينه ،
شقاوت هاى تكان دهنده در گوشه و كنار دنياى اسلام ،
تكه تكه شدن قدرت و شوكت مسلمانان ،
پايمال شدن حقوق و آزادى هاى اساسى و انسانى مردم به وسيله انحصارگران و در نتيجه ، انحطاط و عقب ماندگى امت پدرش را در روند تاريخ ، همه و همه را مى ديد و از سر خيرخواهى هشدار مى داد.
اى كاش سخنان او جدى گرفته مى شد و به آينده نگرى او بها مى دادند تا روزگارى جز آنچه امروز مسلمانان دارند، داشتند و سرنوشت بشريت نيز امروز سرنوشت ديگرى بود.اما دريغ و درد كه جاه طلبى ها، مقام پرستى ها، خودكامگى ها و خودپرستى ها آفت جان و هستى و آينده توده هاست و اين بيمارى مرگبار در تاريخ اسلام ، نخست از سقيفه برخاست و سرطان وار پيكر جامعه را فرا گرفت .(411)
5- هدفمندى و هدفدارى ريحانه پيامبر
در جهان بينى ريحانه پيامبر مجموعه نظام آفرينش هدفمند و هدفدار است و سير و حركت جهان به سوى جهت معين و هدف مشخصى جريان دارد(412) و انسان نيز كه پرتوى از روح خدا را در بر دارد و بر اساس اراده حكيمانه آفريدگارش به توانمندى ها و امكانات و استعدادهاى شگرف درونى و برونى مجهز است ، جزيى از اين نظام خلقت مى باشد و بايد بسان كل نظام ، هدفمند و هدفدار باشد و به سوى جمال و كمال گام مى سپارد.
بايد باور كند كه زندگى نه بازى و بازيچه است و نه بدون هدف و مقصد و نه عبث و بيهوده ،
بايد باور كند كه حركت تاريخ نه به سوى انحطاط است و نه ارتجاع و نه باطل و بيداد؛ بلكه هدفدار و قانونمند است و به سوى هدفى معين ره مى نوردد.
اين هدف مقرر از نظرگاه ريحانه پيامبر، رسيدن به كمال و جمال است .
پرستش عاشقانه و عبادت خالصانه خداست ، رنگ خدا پذيرفتن است و به نور او روشن شدن و به عطر او عطرآگين گشتن و به ارزش هاى مورد نظر او آراسته شدن ؛ ساختن و آراستن دنياى نو و تمدن نمونه و شرايط مساعد و وضعيت مناسبى است كه به راستى در آن : عدالت ها، انديشه ها، بينش ها، صداقت ها، پاكدامنى ها، فضيلت ها، امنيت ها، آرامش ها، انديشه ها، اخلاص ها، كرامت ها، صفاها، محبت ها، معيارها و ارزش هاى توحيدى و انسانى حاكم باشد.از شگردها و رياكاريها و سياست بازى ها و قدرت پرستى ها اثرى نباشد، همه شرايط رشد و تعالى براى همگان فراهم ، و همه موانع كمال از سر راه همگان رفع گردد و به راستى جهان ميدان مسابقه براى اوج گرفتن و پركشيدن به سوى مغفرت و بندگى و سعادت و بهشت برين خدا باشد.
آرى ، ريحانه پيامبر بانويى است هدفمند و هدفدار، و درست به خاطر همين هدفدارى است كه نه در آغازين سالهاى زندگى خويش در محيط شرك و استبداد، رنگ محيط را به خود مى گيرد و با نامردمى ها مى سازد و نه در دوران جوانى و بهاران زندگى ؛ نه حال و هواى جوانى و شور و هيجان ها و خواسته ها و بحران هاى آن ، او را ذره اى از هدف بلند و والايش منحرف مى سازد و نه زرق و برق و جاذبه هاى زندگى ؛
نه دجال گرى سردمداران سقيفه پس از رحلت پيامبر او را دچار ياءس و سرخوردگى و بى هدفى مى كند و نه خشونت و شرارت بيداد و نه آفت بى تفاوتى و مغرور و مرعوب شدن مردم ؛
او پيش پاى خود و راه كمال را مى نگرد و در راه حق گام مى سپارد؛ گرچه در آن راه كسى نباشد.
تلاش مى كند تا دچار شكست و بى هدفى نشود و از اين ديد و فلسفه حيات دور نشود.
زندگى او سراسر هدفمند و هدفدار است ؛ عبادت او،
تقواى او،
پارسايى او،
شجاعت او،
آرمانگرايى او،
ارزش خواهى او،
ايثار او،
نجابت و عفاف او،
سخاوت و بلندنظرى او،
دانش دوستى او،
مردم خواهى و نوع دوستى او،
ازدواجش ،
تربيت فرزندانش ،
تقسيم كارش در خانه با همكارش ((فضه )).
و در سايه اين هدفدارى است كه مالك وجو