د خود مى گردد و آزاد از همه اسارت ها،
محبوب خدا مى گردد و محبوب پيامبر خدا،
پرتوى از قدرت و سلطه او مى شود و آراسته به ارزش هاى مورد نظر او، و گرد و غبار ناپسندى و پليدى به ساحت او راه نمى يابد.
6- زيباترين روح پرستش
ريحانه پيامبر شخصيت فرزانه و كاملى است كه داراى ابعاد گوناگون و چهره هاى متنوع و تماشايى است .هر كس او را در كرسى درس مى نگريست و سخنان حكمت آميز و انسان ساز او را مى شنيد، او را سخنورترين و دانشورترين و گوياترين بانوان گيتى مى ديد و مى پنداشت نبوغ او در اين بعد است ؛ و هر كس او را در زهد و پارسايى مورد مطالعه قرار مى داد، او را قهرمان پارسايى و زهد مى يافت و مى پنداشت كه مهم ترين بعد شخصيت او را پارسايى مى سازد.
هر كس به انفاق و ايثار و بخشايش و محروم نوازى او مى نگريست ، او را محروم نوازترين ها مى ديد و هر كس عبادت و راز و نياز و نيايش او را تماشا مى كرد، او را زينت و زيور پرستشگران عنوان مى داد و زيباترين روح پرستش مى ديد.
راستى خداى را مى سزد كه همه ارزشها را در وجود بانويى ، اين گونه متبلور و مجسم سازد و او را الگو و سرمشق و نمونه كامل و شاهكار آفرينش در جهان ((زن )) قرار دهد.
او در همه ابعاد پيشتاز و نمونه بود، اما به نظر نگارنده مهمترين ويژگى او يكتاپرستى و توحيدگرايى و عبادت و اخلاص بانوى بانوان است .
او عبادت عاشقانه و خالصانه خدا را سيماى اسلام ،
ستون و عمود دين خدا،
كليد بهشت پرطراوت و زيبا،
وسيله سپاس و ستايش آفريدگار،
آرام بخش قلب ها از اضطراب ،
تكيه گاه تزلزل ناپذير،
شفابخش دل ها و جانها،
كوبنده شيطان و اهريمن ،
داروى بيمارى مرگبار خودكامگى و خودپرستى ،
و نردبان صعود و عروج به سوى كمال مى نگريست .
1- پيامبر گرامى در مورد اين بعد از شخصيت فاطمه و اين ويژگى اخلاقى و انسانى اش فرمود:
واما ابنتى فاطمه ...متى قامت فى محرابها بين يدى ربها زهر نورها لملائكة السموات كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض .(413)
((دخت ارجمندم فاطمه (عليها السلام ) سالار بانوان عصرها و نسل ها، از آغاز تا فرجام جهان است .او پاره تن و نور ديده و ميوه دل و روح من است .او حوريه اى است به صورت انسان ، آن گاه كه در عبادتگاه خويش در برابر پروردگارش مى ايستد، نور پر تلاءلؤ وجودش بر فرشتگان آسمان ها مى تابد؛ درست بسان نور اختران آسمان بر زمينيان .به هنگامه عبادت خالصانه و عاشقانه و عارفانه فاطمه ، خدا به فرشتگانش مى فرمايد:
و يقول الله لملائكته : يا ملائكتى ، انظروا الى امتى فاطمه سيدة امايى قائمة بين يدى ترتعد فرائصها من خيفتى و قد اقبلت بقلبها على عبادتى ، اشهدكم انى قد امنت شيعتها من النار.
((هان اى فرشتگان من ! به بنده وارسته و شايسته ام فاطمه بنگريد!
به او، به سالار زنان ، به الگوى شايستگان كه در بارگاهم به پرستش و عبادت ايستاده و از شكوه و عظمت پروردگارش همه سلول ها و اعضا و جوارح او به لرزه درآمده است و با گستره قلب و ژرفاى جان به پرستش من روى آورده است ، نظاره كنيد.
هان اى فرشتگان ! تمامى شما را به گواهى مى گيرم ، شمايان گواه باشيد كه من دوستداران واقعى و رهروان راه توحيدى و افتخارآفرين و بشردوستانه او را از آتش امان خواهم داد.))
2- در قرآن شريف ، از ميان بانوان پيشين ، مريم مادر مسيح است كه سخت مورد ستايش و بزرگداشت خداست و پروردگارش در قرآن او را به پاكى ياد مى كند.او را خدمتگزار خانه و آرمان خويش در ميان مردم مى نگرد.به او رزق و روزى مادى و بهره هاى معنوى مى فرستد و او را عابده و ساجده و پرستشگر و نيايشگر بارگاه دوست مى بيند، اما او با همه آن عظمت و قداست و شكوهش ((مريم )) است و سالار زنان عصر خويش ، و فاطمه مريم والا و بزرگتر است و سالار زنان عصرها و نسل ها.او مام پيامبر گرانقدرى چون مسيح است و اين ، مام يازده تن از پيشوايان برگزيده خدا و همسر و همراز و همسنگر قهرمان اميرمؤمنان .
در روزگار سختى و فشار اقتصادى بود كه روزى پيامبر در مسجد پس از نماز رو به اميرمؤمنان كرد كه : هان اى شيرمرد! آيا در خانه چيزى دارى كه امشب ميهمان شما شوم ؟ او كه هيچ در خانه نداشت و آخرين دينار را نيز ايثارگرانه به خانواده گرسنه اى انفاق كرده بود، به سختى انديشيد، اما نتوانست بگويد ((نه !)) و با اينكه مى دانست چيزى در خانه نيست .
و آن گاه پس از گفتگو دست در دست هم وارد خانه فاطمه شدند و ديدند فاطمه (عليها السلام ) در محراب خويش است و دست نياز و بندگى به سوى آن بى نياز برده ، در حال پرستش و عبادت است و در كنار محراب او ديگى جوشان از غذاى عطرآگين كه بوى بهشت از آن بر مى خيزد.
على (عليه السلام) شگفت زده شد و پرسيد:
انى لك هذا؟ الذى لم انظر الى مثل لونه قط و لم اشم ريحه قط، و ما آكل اطيب منه ؟
((فاطمه جان ! از كجا؟ به راستى كه شگفت غذايى فراهم آورده اى ! تا كنون غذايى به اين طعم و به اين عطر و به اين رنگ خوش نديده ام ؛ ما كه در خانه چيزى نداشتيم !))
پيامبر در حالى كه باران اشك شوق از جام ديدگان مى باراند به تلاوت اين آيه شريف پرداخت كه :
كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا
و آن گاه رو به اميرمؤمنان كرد و فرمود:
يا على هذه سيدة نساء اهل الجنة من الاولين و الاخرين هذه و الله مريم الكبرى
((على جان ! به خداى سوگند كه اين ، بانوى تمامى بانوان بهشت است .به خداى سوگند او مريم والاست .))
3- و نيز پيشواى بزرگ توحيد در شكوه معنوى و عبادت و نيايش او فرمود:
و انها لتقوم فى محرابها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكة المقربين و ينادونها بما نادت به الملائكة مريم فيقولون : يا فاطمه ! ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين .(414)
((دخت ارجمندم ، فاطمه ، سالار زنان عصرها و نسل هاست .او هنگامى كه در پرستشگاه خويش به نماز مى ايستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرب در گرد محراب او حلقه مى زنند و بر او درود و سلام نثار مى كنند و همان گونه كه مريم را به فرمان خدا ندا مى كردند، مى گويند: هان اى فاطمه به راستى كه خداوند تو را برگزيده و پاك و پاكيزه ساخته و تو را بر همه زنان علم برگزيده است .))(415)
4- دومين امام نور حضرت مجتبى (عليه السلام) در اين مورد آورده است كه :
راءيت امى فاطمه (عليها السلام ) قامت فى محرابها ليلة جمعتها فلم تزل راكعة ساجدة حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعوا للمؤمنين والمؤ منات و تسميهم و تكثر الدعاء لهم و لا تدعوا لنفسه بشى ء.(416)
((مام گرانمايه ام فاطمه را شب جمعه اى نگريستم كه در محراب عبادت خويش به پرستش يكتا آفريدگارش ايستاده و تا سپيده سحر و دميدن طلوع فجر در ركوع و سجود بود.خود مى شنيدم كه آن فرشته بشردوست ، زنان و مردان باايمان و پرواپيشه را دعا مى كرد و نامشان را گاه مى برد و از خدا برايشان خوبى و نيكى مى خواست و طلب خير و بركت مى نمود، اما شگفتا كه هر چه گوش كردم ، ديدم براى خويش دعا نكرد و چيزى نخواست .پس ‍ از فراغت او از نيايش و پرستش خدا، گفتم : مادر جان ! چرا فقط ديگران را دعا مى كنى ؟
فرمود: الجار ثم الدار
((گر