اهى و شور و اخلاص و هدفمند و انسان گرايانه را برتر از تلاوت قرآن مى شمرد.الدعاء افضل من قرائة القرآن .(438)
و بر اين انديشه رهنمون بود كه در بارگاه خدا، براى بندگان شايسته كردارش ‍ مقام و منزلت پرفرازى است كه رسيدن به آن در گرو دعاست و جز در پرتو نيايش نمى توان به آن نايل آمد.ان عندالله منزلة لا تنال الا بمساءلة (439)
و اين پيام خدا به وسيله پيامبر را آويزه گوش داشت كه : ((اگر دعاهاى شما نباشد، پروردگارم براى شما ارج و بهايى نمى نهد.))
قل ما يعبوء بكم ربى لولا دعائكم (440)
و پاسخ ‌گوى شوريده و بى قرار دعوت آفريدگار پرمهرش بود كه فرمود: ((مرا بخوانيد تا دعاهاى شما را به اجابت برسانم .))
ادعونى استجب لكم (441)
آن حضرت تا آن جايى به دعاى با روح و محتوا و شرايط بها مى داد كه آن را از دنياى ناپايدار و آنچه در آن است ، دوست داشتنى تر مى شمرد؛ به گونه اى كه وقتى پدرش پيامبر از او پرسيد: ((دخترم مى خواهم نيايش و دعايى به تو بياموزم كه از بارگاه خدا آموخته ام و هيچ انسانى آن را با شور و اخلاص نخواهد خواند مگر اين كه به خواسته هايش خواهد رسيد.))
آن حضرت فرمود: ((آرى پدر جان ! آرى ، بياموز!))
و آن گاه افزود: ((پدر جان ! چنين دعا و نيايشى از دنيا و هر آنچه در آن است براى من محبوب تر است .))
يا ابة ! لهذا احب الى من الدنيا و ما فيها.(442)
آموزگار راستين دعا
او نه تنها خود روح دعا و نيايش بود بلكه آموزگار بزرگ دعا و راز و نياز به شمار مى رفت و زنان و مردان فضيلت خواه و كمال جو و درست انديش را به سوى خودسازى و اوج در پرتو دعا برمى انگيخت و در فرصت هاى گوناگون بدين وسيله آنان را به سوى خدا توجه مى داد.
در روايت است كه پس از رحلت پيامبر گرامى ، زنان بنى هاشم در كانون وحى و رسالت گرد آمده و شيون مى كردند و با شعر و نثر، از افتخارات خود مى گفتند.
آن حضرت با اينكه در سوگ خورشيد رسالت لبريز از غم و اندوه بود، رو به آنان كرد و فرمود:
اتركن التعداد و عليكن بالدعا.(443)
((دست از شمارش افتخارات برداريد و به دعا و نيايش و پرستش خداى يكتا و فرمانبردارى از او مباهات كنيد و بر شايسته كردارى و عدالت خواهى و آزادگى افتخار نماييد.))
آموزش ارزشها در لابلاى دعا
هدف بلند آن انسان والا در نيايش و راز و نياز خويش ، پرستش عاشقانه خدا و چشيدن مهر و عشق او و سيراب ساختن روح و گستره جان از جام محبت و معرفت حق بود، اما در كنار آن ، درس هاى انسان ساز ديگرى نيز مى آموخت و براى ديگران دعا مى كرد و درس بشردوستى و مردم خواهى مى داد.
حضرت مجتبى آورده است كه مام ارجمندم را ديدم كه از نيمه هاى شب تا سپيده دم نماز مى گزارد و با خداى فرزانه نيايش مى كند و براى همسايگان از بارگاه او طلب خير و رستگارى مى نمايد.
به او نزديك شدم و گفتم : مادر جان ! چرا نخست براى ديگران دعا مى كنى و پس از آن براى خودمان ؟
فرمود: بنى ! الجار ثم الدار
و نيز يكى از شاگردان آن حضرت آورده است كه در واپسين دقيقه هاى حيات ظاهرى ريحانه پيامبر بود كه او نخست غسل كرد و آن گاه لباس ‍ جديدى بر تن نمود و در محراب عبادت نشست و دست نياز به بارگاه آن بى نياز برد و با شور و عشق و اخلاصى وصف ناپذير به راز و نياز پرداخت .
آهسته آهسته به او نزديك شدم ، ديدم در فرازى از دعاى خويش چنين زمزمه مى كند: الهى و سيدى بالذين اصطفيتهم و ببكاء ولدى فى مفارقتى ، ان تغفر لعصاة شيعتى و شيعة ذريتى .(444)
((خداى من ! سالار من !
تو را به شكوه و حرمت پيامبرانى كه آنان را برگزيده اى ،
و به گريه هاى جانسوز فرزندانم در جدايى ام ، از بارگاهت مى خواهم كه به لغزشكاران رهروان راه من و فرزندانم ببخشايى و آنان را بيامرزى و از سر مهر و رحمت بى كرانت ، آنان را به سوى نجات و رستگارى رهنمون گردى !))
فهرستى از دعاهاى ريحانه پيامبر
دعاها و نيايش هاى رسيده از آن روح دعا و نيايش - با همه سانسوز و اختناق و ستم تاريخ بر آن آموزگار والاييها - بسيار و از نظر شمار و تنوع و محتوا، فرهنگ غنى و انسان سازى را مى سازد كه در خور تعمق و مطالعه بسيار است .
براى آگاهى از آنها بايد به كتابهايى نظير ((مهج الدعوات ))، ((فلاح السائل ))، ((بلد الامين ))، ((مصباح المتجهد))، ((بحار الانوار))، مفاتيح و حاشيه آن ، ((مفتاح النجاة ))، ((سند فاطمة الزهراء))، ((صحيفه فاطميه ))، و ديگر كتاب ها(445) مراجعه كرد؛ اما در اينجا تنها به ترسيم فهرست كوتاهى از آنها بسنده مى كنيم و مى گذريم .
دسته هاى چندگانه دعاها و نيايش هاى آن حضرت
مجموعه دعاها و راز و نيازها و نيايش هاى انسان ساز و آزاده پرور ريحانه سرفراز پيامبر را مى توان در چند بخش كلى دسته بندى كرد:
1- تسبيحات
2- نمازها
3- دعاها
4- توسل به آن حضرت
1- تسبيحات ريحانه پيامبر
در مورد چگونگى آموزش اين برنامه عبادى و اين ارمغان معنوى از سوى والاترين پدر به برترين دخت گيتى ، روايات متعددى رسيده است كه در يكى از آنها اميرمؤمنان مى فرمايد:
يكى از فرمانروايان عجم خدمتگزارانى به پيامبر گرامى هديه نمود.من به فاطمه پيشنهاد كردم كه نزد پدر برود و يكى از آن ها را براى انجام كارهاى خانه بخواهد.
بانوى بانوان به محضر پيامبر شرفياب شد و سخن خويش را بيان كرد.پيامبر فرمود: فاطمه جان ! مى خواهم هديه اى به تو بدهم كه نه تنها از هر خدمتگزارى بهتر، بلكه از دنيا و آنچه در آن است نيز ارزشمندتر است .فقال يا فاطمه ! اعطيك ما هو خير لك من خادم و من الدنيا بما فيها؟
فاطمه (عليها السلام ) شادمان شد و پيامبر فرمود: دخت ارجمندم ! پس از هر نماز 34 بار با همه وجود و اخلاص بگو ((الله اكبر))، و 33 بار بگو ((الحمدلله ))، و 33 بار بگو ((سبحان الله )) و آن گاه اين برنامه معنوى را با ((لا اله الا الله )) به پايان ببر كه بى ترديد اين برنامه معنوى و عبادى نه تنها از آنچه مى خواستى بهتر و سودمندتر است كه از دنيا و همه ارزش هاى آن نيز بهتر است .
به همين جهت ((فاطمه )) پس از آن روز، بعد از هر نمازى اين برنامه معنوى را با شور و شعورى ژرف و وصف ناپذير انجام مى داد.از اين رو اين برنامه عبادى و روحى را تسبيحات فاطمه ناميده اند.فلزمت هذا التسبيح بعد كل صلوة ، و نسب اليها.(446)
از ششمين امام راستين آورده اند كه در وصف اين ارمغان معنوى و برنامه عبادى فاطمه (عليها السلام ) به يكى از ياران فرمود: ما همان گونه كه كودكان خويش را به انجام نماز فرمان مى دهيم ، به تسبيحات فاطمه نيز راه مى نماييم ؛ از اين رو شما نيز اين برنامه معنوى را داشته باش و هماره بر آن مداومت كن ؛ چرا كه هر بنده اى بر آن مداومت ورزد و بدين وسيله خداى را بپرستد، هرگز دچار نگون بختى نخواهد شد.يا ابا هارون ! انا ناءمر صبياننا بتسبيح فاطمة ، كما ناءمرهم بالصلوة ، فالزمه ، فانه لم يلزمه عبد فتشقى .
و پنجمين امام نور فرمود: خدا با چيزى برتر از تسبيحات فاطمه (عليها السلام ) پرستش نگرديده است ؛ چرا كه اگر براى ستايش و پرستش خدا چيزى بهترى بود، پيامبر آن را به ريحانه اش ارمغان مى داد.
ما عبدالله بشى ء من التمجيد افضل من تسبيح فاطمة ، ولو كان شى ء افضل ل