را گشودند، ديدند فاطمه است .
سلام كرد و نشست .
پيامبر فرمود: دخترم ! در اين ساعت ها اين جا نمى آمدى ؟
گفت : پدر جان !
ما طعام الملائكة عند ربنا؟
((غذاى فرشتگان در بارگاه پروردگارمان چيست ؟))
فرمود: التحميد ستايش نمودن خدا.
گفت : غذاى ما انسانها چيست ؟
پيامبر نكته مورد نظر ريحانه انديشمندش را دريافت ؛ فرمود:
والذى نفسى بيده مااقتبس فى آل محمد شهرا نارا.
((به خدايى كه جانم در كف قدرت اوست ، اينك يك ماه است كه در خانه ما، آتش براى فراهم آمدن غذا روشن نشده است .))
اما اينك پنج سخن به تو مى آموزم كه فرشته وحى برايم ارمغان آورده است .
فاطمه سراپاگوش شد.پيامبر فرمود:
يا رب الاولين والاخرين ، ياذا القوة المتين و يا راحم المساكين و يا ارحم الراحمين .
دخت گرانمايه پيامبر، شادمان و مسرور به خانه بازگشت .اميرمؤمنان در را برايش گشود.فاطمه جان چه آوردى ؟
گفت : ذهبت للدنيا و جئت للاءخرة
((براى دنيا رفتم ، اما اينك با زاد و توشه براى آخرت بازگشتم .))
اميرمؤمنان فرمود: خوش آمدى ، خير پيش ، آفرين .(460)
10- ويژگى اخلاص
از ويژگى هاى دخت گران مايه پيامبر اخلاص بود.
او سراسر زندگى اش رنگ و عطر و حال و هواى الهى داشت و همه امكانات و استعدادها و رفتار و كردارش براى خدا بود؛ همان گونه كه گفتار و انديشه ها و نيت هايش .
از آموزش هاى انسان ساز او در اين مورد است كه مى فرمود:
من اصعد الى الله خالص عبادته اهبط الله اليه افضل مصلحته .(461)
((هر كس خالص ترين عبادت هاى خويش را به سوى خدا صعود دهد، خداوند برترين مصلحت و صلاح انديشى او را به سويش فرو مى فرستد.))
و مى فرمود:
اجل ما يصعد الى السماء الاخلاص و اجل ما ينزل الى الارض ‍ التوفيق .
((پرشكوه ترين چيزى كه به سوى آسمان بالا مى رود، اخلاص است و پرشكوه ترين چيزى كه از آسمان به زمين فرود مى آيد، توفيق براى انسان اخلاص پيشه است .))
در ميدان عمل ، نمونه هايى بسيار از اخلاص او را در نفاق و دستگيرى و محروم نوازى و بشردوستى مى نگريم كه خدا و پيامبرش آنها را مى ستايند و برخى را نيز قرآن به عنوان نمونه و سمبل انفاق خالصانه به تابلو برده است .
11- ريحانه پيامبر و اصل قانون گرايى
داشتن يك سيستم حقوقى و قانونى مترقى و فرهنگ و معارف سنجيده و عادلانه و جامع و كامل ، گام بسيار بلندى به سوى سعادت و سلامت فرد و تضمين حقوق و كرامت انسان و از اساسى ترين عوامل رشد و توسعه و پيشرفت و شكوفايى تمدن هاست ، اما نه تنهايى و يا بر روى كاغذ؛ بلكه اين قانون عادلانه و انسانى زمانى كارساز و معجزه آسا خواهد بود كه مردمى قانون شناس و رشد يافته ، پيشوايان و پيشتازان و كارگزارانى قانون گرا و توسعه يافته و آزادمنش و احساس مسئوليت همگانى و نظارت و مرزبانى ملى و برخاسته از آگاهى و آزادى و مشاركت در تعيين سرنوشت براى تحقق آرزوها، اميدها، آرمان ها و هدف ها بر اساس آن سيستم حقوقى و قانون انسانى و عادلانه دست در دست هم دهند و همدل و همدستان ، آن را در ميدان عمل تحقق بخشند و پاس دارند و از تعطيل و توجيه خودسرانه و سلطه جويانه آن جلوگيرى كنند؛ در غير اين صورت آن قانون در كتاب و بر روى نوشته مى ماند و عناصر و جريان هاى شيفته جاه و مقام با توجيه و تفسير و تاءويل دلخواه آن ، از آن هم چماقى براى سركوب و انحصار و ابزارى براى راندن آرمان خواهان و حق طلبان و آزادمنشان خواهند ساخت و حقوق و آزادى را پايمال خواهند نمود.
آرى ، قانون شناسى و آگاهى عميق از مبانى ، ماهيت ، مرزها و هدف هاى مقررات انسان ساز و عدالت آفرين خدا و قانون گرايى و قانون محورى و نيز نظارت و مشاركت ملى در پاسدارى و مرزبانى از قانون و تحقق عملى آن در صحنه هاى گوناگون زندگى ، هم سعادت و آزادى و امنيت فرد را تضمين مى كند و هم نيكبختى و رشد و شكوفايى جامعه را؛ هم از انحطاط و نگونسارى انسان جلوگيرى كند و هم سيما و چهره دين باورى و ديندارى آگاهانه و آزادمنشانه را پرجاذبه و دلپذير مى سازد؛ اما دين ناشناسى و نشناختن قانون عادلانه و انسانى دين و مرزهاى آن و يا توجيه و تفسير سلطه جويانه و دلخواه آن و يا عدم قانون گرايى و قانون محورى و فراتر از قانون پنداشتن صاحبان قدرت و امكانات و مطلقه و غير مسئول خواستن آنان در برابر كارهايشان از آفت هاى رشد و تكامل و تحقق عدل و داد و از موانع اساسى آزادى و تضمين حقوق و امنيت انسان هاست .چنين برداشت و برخوردى با دين و مقررات بر خاسته از آن ، افزون بر اينكه فرد و جامعه را به انحطاط و تباهى و واپسگرايى سوق مى دهد، چهره دين را نيز زشت و ناهنجار مى سازد و باعث گريز مردم خردمند و خردورز از دين مى شود و آن دين و سيستم را سيستم و دين عوام فريبان و عوام زدگان مى سازد.
درست از اين ديدگاه است كه در نگرش اسلامى و در سيره و روش مترقى و انسان پرور پيشوايان راستين دين همچون پيامبر، اميرمؤمنان و ريحانه سرفراز پيامبر در اين مورد به چندين اصل اساسى بها داده شده است :
1- قانون شناسى
2- قانون گرايى
3- آموزش همگانى قانون
4- ارائه الگو سمبل عملى از قانون گرايى
5- مرزبانى شايسته و بايسته از قانون
اصل قانون شناسى
ريحانه سرفراز پيامبر در سبك و سيره فردى ، خانوادگى و اجتماعى و سياسى خويش به اصل قانون شناسى و شناخت مبانى ، ماهيت ، هدف ها، اسرار و فلسفه و مرزهاى مقررات عادلانه و سعادت آفرين خدا سخت بها مى داد و در اين قلمرو حساس و تعالى بخش بسيار مى انديشيد و مى انديشاند؛ پا به پاى وحى و رسالت آنچه را بر قلب مصفاى پيامبر مهر فرود مى آمد دريافت مى داشت و آگاهانه و عاشقانه در آنها مى انديشيد و آنها را مشعل فراراه قرار مى داد و نردبان عروج و صعود به سوى كمال و جمال مى ساخت و در گفتار و عملكردش از آنها پرچمى برافراشته براى درست انديشان و كمال جويان بر مى افراشت .
او در اين راه به جايى پركشيد كه به بيان پيامبر، پاره اى از وجود پيامبر عنوان يافت و شعله اى از آن مشعل و پرتوى تابناك از آن خورشيد جهان افروز.
اين اصل انسان ساز در همه زندگى الهام بخش ريحانه پيامبر به روشنى هويداست .
آن حضرت در آن مورد از جمله در سخنان تاريخى و حماسه سازش در برابر ابوبكر و انبوه مردم فرمود:
و معنا كتاب الله الناطق و القرآن الصادق و النور الساطع و الضياء اللامع ...
و كتاب گوياى خدا، قران پرشكوه نزد ماست ؛ همان قرآن راستگو و راستين ، همان نور درخشنده و چراغ تابناك كه ديدگاه هايش مستدل و استدلال هاى آن روشن است ؛ باطن و اسرارش در نزد خاندان رسالت آشكار و ظاهر آن نورافشان و جلوه گر و پيروان آن زبانزد جهانيان و مورد غبطه ديگرانند؛ همان كتاب شكوهبارى كه پيروى از آن و زندگى بر اساس مقررات و قوانين و معارف و فرهنگ آن ، انسان را به سوى بهشت پرطراوت و زيبا راه مى نمايد و تلاوت و گوش جان سپردن به پيام آن ، به نجات و رستگارى و سعادت مى انجامد؛ همان كتابى كه به وسيله آن مى توان به حجت هاى روشن خدا و مقررات او واجبات و دستورات و ارزش ها و محرمات و ضدارزش هايى كه از آن هشدار داده شده ايد، 