 نيز به دليل هاى روشن ، برهان هاى كامل و هدايتگر به فضيلت هاى پسنديده و اوج بخش و كارهاى روا و اخلاقى كه موهبتى است از سوى خدا بر شما، مردم ؛ و نيز به قوانين و مقررات و برنامه هاى نوشته شده واجب و بايسته خدا دست يافت و مرزهاى مقررات او را شناخت و قانون شناس ، حق شناس و مرزشناس ‍ زيست .
2- قانون گرايى و قانون محورى
آن حضرت در سراسر زندگى درس آموز و الهام بخش خود نمونه قانون گرايى و قانون مدارى و خضوع در برابر مقررات خدا بود و در زندگى فردى ، خانوادگى و اجتماعى و سياسى اش با همگان ، از دوست و آشنا گرفته تا بيگانه و دشمن ، از زورمند تا ناتوان و زيردست ، عادلانه و انسانى و بر اساس حق و عدالت رفتار مى كرد و هرگز از مرزهاى مقررات و قانون بيرون نمى رفت ؛ درست بسان پدرش پيامبر؛ چرا كه او در سيما و سيره و سبك و شيوه زندگى شبيه ترين انسان ها به پيامبر بود و نسخه اى يگانه از آن كتاب پراسرار آفرينش و پرتوى از آن خورشيد فروزان و شعله اى از آن مشعل هدايت را مى نمود.
ما راءيت احدا اشبه حديثا و كلاما برسول الله من فاطمة .(462)
فاطمه (عليها السلام ) اين درس قانونمدارى را از پدرش پيامبر آموخته بود كه هماره به اين اصل اساسى پاى مى فشرد و در گفتار و سكوت ، رفتار و عملكرد و اشاره و حركت و قيام و فريادش ، قانون گرايى به روشنى جلوه گر بود و روشنگرى مى كرد كه من نيز بسان شما انسان هستم و در برابر وحى و پيام خدا سراپاگوش و شور و خضوع .
قل انما انا بشر مثلكم يوحى الى انما الهكم اله واحد.(463)
و بارها به همگان يادآورى مى كرد كه هماره در قلمرو قانون عمل مى كند و به قانون گرايى خويش مباهات مى نمايد و هرگز بسان حاكمان خودكامه خود را فراتر و برتر از قانون نمى نگرد.
ان اتبع الا ما يوحى الى (464)
و با دوست و دشمن ، آشنا و بيگانه ، زورمند و ناتوان ، بهره ور و برخوردار از امكانات تا محروم و فاقد امكانات ، با همگان قانون گرايانه و براساس قانون خدا رفتار مى كند و ذره اى از مرزهاى مقررات تجاوز نمى كند.
يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط ولا يجرمنكم شنآن قوم على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى (465)
و در روزگارانى كه حكومتها نه تنها به قوانين و مقررات خودساخته و تاءمين كننده منافع و موقعيت خويش نيز بها نمى دادند و خود را فراتر از مرزهاى قانون اعلام مى داشتند، كه به طور آشكار بافته هاى ذهن عليل و ناتوان و اراده گزاف خود را قانون عنوان مى ساختند و مردم را به دنباله روى بى چون و چرا وا مى داشتند.آن پيشواى والا به اين اصل افتخار مى كرد كه در گفتار و ميدان عمل ، پرواپيشه ترين و مرزشناس ترين و قانون گراترين انسانها باشد.
انا اتقاكم و اعلمكم لحدود الله .(466)
و در اوج پيروزى و اقتدار در انگيزش نزديكان و كارگزاران و يارانش به قانون گرايى و گفتار و رفتار عادلانه و انسانى هشدار مى داد كه :
يا بنى هاشم ! يا بنى عبدالمطلب ! انى رسول الله اليكم و انى شفيق عليكم و ان لى عملى و لكل رجل منكم عمله ، لا تقولوا ان محمدا منا وسندخل مدخله ، فلا والله ما اوليائى منكم ولا من غيركم الا المتقون .(467)
هان اى بنى هاشم ! اى فرزندان عبدالمطلب ! به هوش كه من پيام آور خدا به سوى شما هستم و دوستدار و دلسوز و خيرخواه همه شما؛ بدانيد كه عملكرد شايسته و عادلانه من از آن خودم مى باشد و كارهاى شما از آن خودتان .مباد كسى از شما به ناروا چنين پندارد و چنين گويد كه : محمد از ماست ؛ از اين رو ما در اين سرا و سراى آخرت با بهره ورى از نام و موقعيت و عملكرد او، به جاه و مقام و پاداشى پرافتخار مى رسيم و در كنار او خواهيم بود! نه ، هرگز، به خداى سوگند كه من هرگز از آشنا و بيگانه ، جز پرواپيشگان و قانونگرايان را به دوستى بر نخواهم گزيد و نخواهم پذيرفت !
به هوش باشيد كه اگر در روز رستاخيز، شما نزديكان من با بار گناه قانون شكنى و بيداد و تجاوز از مرزهاى مقررات خدا بياييد و ديگران با عملكردهاى عادلانه و براساس قانون ، من هرگز شما را نخواهم شناخت .
ياران ! نزديكان ! كارگزاران من ! من بدين وسيله با شما اتمام حجت كردم و گفتنى ها را گفتم .بر اين باور بدانيد كه نجات و رستگارى من در گرو عملكرد قانونمند و قانونگريانه ام مى باشد و نجات شما نيز در گرو عملكرد شايسته و قانون گرايانه شماست .
و ريحانه ارجمند پيامبر بسان پدر، قانون گرا و قانون مند زيست و هرگز در زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى و سياسى اش از مرزهاى مقررات و قوانين خدا به اندازه سر سوزنى تجاوز نكرد و واژه اى خارج از قانون بر زبان نراند.
آن حضرت در زندگى قانون گرايانه خويش مى فرمايد:
ايها الناس اعلموا انى فاطمة و ابى محمد اقول عودا و بدءا و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا.
هان اى مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم گرانقدرم محمد، پيام آور خداست .
من هماره گفتارم حساب شده و بر اساس حق و عدالت است و سخنانى كه بر زبان مى رانم ، از آغاز تا انجام ، هدفدار است .نه بافته هايى بيهوده مى بافم و نه سخنانى ناروا و بى اساس مى گويم .گفتارم پيوسته بر اساس حق است و كارهايى كه انجام مى دهم درست و روا و خداپسندانه و برابر مقررات الهى است .
و رهبرى نظام سقيفه در گواهى بر اين حقيقت به ناگزير زبان به اعتراف گشود و گفت :
هان اى دخت پيامبر خدا!...شما را تنها سعادت خواهان و نيك بختان دوست مى دارند و جز عناصر و جريان هاى تيره بخت با شما دشمنى نمى ورزند.
شما راهنماى ما مردم ، به سوى نيكى ها و شايستگى ها و راهبر راستين ما به سوى بهشت خدا هستيد؛ و تو اى برترين بانوان گيتى و دختر برترين پيام آوران ، بى هيچ ترديد در گفتارت راستگو و صادق و در تيزهوشى و خردمندى و خردورزى از همگان گوى سبقت را برده اى ...
اميرمؤمنان در ترسيم قانونگرايى و قانونمدارى ريحانه پيامبر مى فرمود:
فوالله ما اغضبتها و لا اكرهتها على امر حتى قبضها الله ،
و لا اغضبتنى ولا عصت لى امرا و لقد كنت انظر اليها فتنكشف عنى الهموم والاحزان .(468)
به خداى سوگند كه من هرگز ريحانه پيامبر را خشمگين نساختم و او را به كارى كه خوش نمى داشت ، وا نداشتم تا اين كه خدا مرا به فراق او گرفتار ساخت ؛ و او نيز در زندگى نه مرا به خشم آورد و نه نافرمانى كرد.او به گونه اى بود كه با ديدار جمال تابناكش غم و اندوه از گستره دلم زدوده مى شد و به وجود او آرامش خاطر مى يافتم .
و نيز در پاسخ خود آن حضرت مى فرمود:
معاذ الله انت اعلم بالله و ابر واتقى واكرم و اشد خوفا من الله ...
به خداى يكتا پناه مى برم ، چرا كه تو ريحانه پيامبر آگاه تر و دين شناس تر و شايسته كردارتر و پرواپيشه تر و گرامى تر و خداترس تر از آن هستى كه بتوان تو را وصف كرد...<
و نيز در بارگاه خدا به اين قانون گرايى و قانون محورى ريحانه ارجمند پيامبر، اين گونه گواهى مى دهد: ((بار خدايا! من از رفتار و گفتار و سبك و سيره و قانون گرايى و قانون مدارى دخت سرفراز پيامبرت خشنود هستم ...)) اللهم انى راض عن ابنته نبيك ...(469)
3- اسوه و الگوى راستين قانون گرا