ن آگاه و شجاع و پرواپيشه دين و آيين خدا و حقوق و حرمت بندگان او بود.
آن حضرت آموزگار كتابى بود كه در وصف توحيدگرايان راستين ، آنان را بازگشت كنندگان به بارگاه خدا،
پرستندگان ذات بى همتاى او،
ستايشگران آگاه و پراخلاص خدا،
گردشگران و كاوشگران زمين و زمان براى كسب خشنودى خدا،
ركوع گران در پيشگاه او،
سجده كنندگان در برابر حق ،
دعوتگران به ارزش ها و رعايت كنندگان مرزهاى مقررات خدا،
بازدارندگان از گناه و زشتى و تجاوز و ضدارزش ها، و حافظان و مرزبانان مرزهاى دين و مقررات خدا اعلان مى كند؟!
التائبون العابدون الحامدون السائحون الراكعون الساجدون الامرون بالمعروف والناهون عن المنكر والحافظون لحدود الله ...
...و به اين قانون گرايان و مرزبانان ژرف نگر و پراخلاص مقررات خدا و حقوق و آزادى و حرمت مردم نويد رستگارى و مژده سرفرازى و بهشت پرشكوه خدا را مى دهد؟
و بشر المؤمنين (478)
و برجسته ترين شاگرد بزرگ پيشوا و پيامبرى بود كه سبك و سيره اش افزون بر قانون گرايى ، مرزبانى از دين و مرزهاى آيين و حقوق بندگان خدا بود و به عنوان بزرگترين انسان شناس و جامعه شناس و آگاه از راز صعود جامعه ها و سقوط و انحطاط ملت ها مى دانست كه يكى از اساسى ترين رازهاى سقوط اين است كه در جامعه اى مردم به حاكمان اجازه دهند كه خود را فراتر از قانون بنگرند و يا در اجراى قانون ، تبعيض روا دارند و برابرى انسانها در برابر قانون را ناديده انگارند و با قانون و مرزهاى آن ، خطى و جناحى و فصلى ، برخورد كنند.
انما هلك من كان قبلكم انهم كانوا يقيمون الحد على الوضيع و يتركون الشريف .(479)
از اين ديدگاه است كه حضرت را همه جا و در سراسر زندگى اش مرزبان دين و آيين و حقوق و حرمت انسان ها مى نگريم ؛ براى نمونه :
1- آن حضرت در خطبه تاريخى اش در اين مورد خروشيد كه :
يابن ابى قحافة ، افى كتاب الله ان ترث اباك ولا ارث ابى ؟!
آيا اين قانون شكنى و تجاوز به مرزهاى دين بر اساس حق و عدالت است ؟ آيا اين در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم ؟
راستى كه سخن ناروا و نادرستى مى گويى !
آيا آگاهانه و به طور دلخواه مقررات كتاب خدا را كنار نهاده و قانون را پشت سر افكنده و خودسرانه حكم مى رانيد يا به مقررات آن ناآگاهيد؟
2- و در انگيزش ((انصار)) به دفاع از حق و مرزهاى قانون خدا روى سخن را به آنان كرد و فرمود:
يا معشر الفتية واعضاد الملة و حضنة الاسلام ! ما هذه الغميزة فى حقى ...
هان اى گروه جوانمردان !
اى بازوان دين خدا!
و اى ياران اسلام و مقررات آن !
اين سستى و چشم پوشى از حقيقت كه در حق من روا مى داريد، چيست ؟ و اين نظاره بر شكستن حرمت قانون و تجاوز از مرزهاى دين و عدم تحرك چيست ؟
3- و در برابر توجيه گرى نارواى خليفه و دروغ بستن به پيامبر فرمود:
سبحان الله ما كان رسول الله عن الكتاب صادفا و لا لاءحكامه مخالفا...
خدا پاك و منزه است ؛ هرگز پيام آور او از كتاب خدا رويگردان نيست و با مقررات آن مخالفت نمى ورزد و از مرزهاى احكام آن نمى گذرد؛ بلكه او پيرو قرآن و قانون خدا و سوره ها و آيه هاى آن بود.
آيا شما بر نيرنگ و فريب هم دست و هم داستان شده ايد تا بر او دروغ بنديد؟...
4- و رو به پيروان و پرستگران بارگاه ستم فرمود:
معاشر الناس المسرعة الى قيل الباطل ...
هان اى مردم !
اى كسانى كه با شتاب و بدون تفكر و تدبر به بافته هاى بيهوده و بى اساس ‍ زورمداران روى آورده و عملكرد زشت و ظالمانه و سياست زيان بار و قانون شكنى آنان را با ديده اغماض مى نگريد و مى پذيريد! راستى مى دانيد چه مى كنيد؟...
5- آن حضرت در سخنان روشنگرانه اش در برابر زنان مهاجر و انصار كه به عيادتش آمده بودند، به دفاع از مرزهاى دين و مقررات خدا پرداخت و در نكوهش قانون ستيزان فرمود:
الا هلم فاستمع وما عشت اراك الدهر عجبا...
اينك بياييد و بشنويد! شگفتا! كه روزگار چه شگفتى ها در پس پرده دارد و چه بازيچه ها به طور پياپى به نمايش مى گذارد...
راستى چرا مردان شما چنين كردند؟
چرا حرمت قانون خدا را نگاه نداشتند؟
چرا مقررات او را ناديده انگاشتند؟
اى كاش مى دانستم به كدامين پناهگاه استوار تكيه زده اند و كدامين ستون محكم را برگزيده اند و به كدامين ريسمان گسست ناپذير چنگ انداخته اند و بر كدامين مقررات و خاندان و فرزندانى پيشى جسته و چيره شده اند!
12- تجسم ايثار و فداكارى
عكس العمل انسان ها در برابر برخوردارى و بهره ورى ديگران از مواهب و نعمت ها يكسان نيست بلكه به تناسب انديشه ها و عقيده ها و تربيت ها و شخصيت ها متفاوت است .
1- برخى از افراد يا جامعه ها با ديدن برخوردارى و بهره ورى ديگران از نعمت ها و تماشاى مواهب گوناگون مادى و معنوى در دسترس همنوعان ، دچار آفت ويرانگر و هستى سوز ((حسد)) مى گردند؛ آرزو مى كنند كه كاش ‍ اين نعمت ، اينك كه براى او نيست ، براى هيچ كس نباشد و از ديگران نيز سلب گردد.فاجعه اين جاست كه به جاى تلاش و كوشش سازنده براى رسيدن بدان ها به تلاش هاى تخريبى دست مى يازند و مى كوشند تا به هر صورت ممكن نعمت ها را از ديگران نيز سلب نمايند.
و اين گروهند كه بدين آفت گرفتار آمده اند: آفة الدين الحسد...(480)
2- برخى با ديدن نعمت مشروع و عادلانه در دست ديگران به گونه اى ديگر واكنش منفى و زيان بار بروز مى دهند؛ آرزو مى كنند كه اى كاش همه مواهب و نعمت ها از آن ايشان گردد و در انحصار آنان درآيد و ديگران محروم شوند و براى رسيدن به آرزوى خويش از سويى دست به هر تلاش و كوشش ناجوانمردانه اى مى زنند و از دگر سو ديگران را تخريب مى كنند؛ چنين فرد و جامعه هاى به بيمارى ((بخل )) و انحصارگرى گرفتار است ؛ از محروميت ديگران و رنج همنوعان و انحصار نعمت ها لذت مى برد و جاه طلبان و استبدادگران اين گونه اند و آفت و ميكرب انحصارگرى و خودپرستى و بيداد و خشونت و تاريك انديشى و محروميت را در جامعه مى پراكنند و همه جا را به تباهى مى كشند.
3- برخى با تماشاى مواهب مادى و معنوى در دسترس ديگران لذت مى برند و آرزو مى كنند كه اى كاش خدا به آنان نيز ارزانى مى داشت ؛ و از پى آن دست به تلاش و كوشش سازنده و خلاق مى زنند.اينان هم بهره ورى ديگران را مى جويند و مى پسندند و هم برخوردارى خويشتن را، و به ويژگى ((غبطه )) آراسته اند.
ششمين امام نور فرمود:
ان المؤمن يغبط ولا يحسد و المنافق يحسد و لايغبط...(481)
4- و والاترين ويژگى كه انگشت شمارى از فرزندان انسان بدان آراسته اند، ويژگى ((ايثار)) است كه فرد آراسته به آن مى كوشد تا ديگران بهره ور گردند چه به قيمت محروميت خويشتن .
او از منافع خويش مى گذرد، از امكانات خويش مايه مى گذارد، حقوق خويش را مى بخشد، فداكارى مى كند تا ديگران برخوردار گردند.
و دخت سرفراز پيامبر، فاطمه ، سمبل ايثار و تبلور اين ويژگى انسان ساز و جامعه پرداز بود.
او بسان مظاهر زيباى طبيعت كه جلوه گاه و صحنه جالب ايثار و بخشش اند، درس مى داد، عمل مى كرد و شاهكار مى آفريد.
او بسان گل ها و گياهان بود كه با مايه نهادن از خود، همه جا را عطرآ