 داد كه در راه حق و عدالت خالصانه و روشنگرانه و شهامتمندانه در برابر انحرافگران مى ايستد و از سرزنش هيچ سرزنش كننده فريبكار و ستم پيشه اى نمى هراسد.يجاهدون فى سبيل الله و لا يخافون لومة لائم (508)
در يورش به خانه اش و در برابر شعله هاى آتش كينه و قساوتى كه براى سوزاندن او و فرزندانش برافروخته شده بود، پرصلابت و آهنين اراده ، تا توان سرپا ايستادن داشت ، ايستاد و از حق دفاع كرد.
در برابر بيعت خواهى نظام ((سقيفه )) براى رهبر تحميلى اش ، مبارزه اى سترگ كرد و نه تنها على را نيز حمايت كرد و نجات داد بلكه تا زنده بود نتوانستند بيعت بگيرند؛ چرا كه او در برابر ستم قامت خم نساخت و پرچم آزادگى و آزادى خواهى و استقلال طلبى و عزت و شرف بشريت را براى همه عصرها و نسل ها در اهتزاز نگاه داشت .
او زير برق سرنيزه هاى كودتا به مسجد رفت و با باران دليل و برهان ، كشتى فريب و دجالگرى ظالمان را به گل نشاند و براى هميشه طنين افكن ساخت كه :
يابن ابى قحافة ! افى كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابى ؟ لقد جئت شيئا فريا! افعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم ؟ اذ يقول :
وورث سليمان داود(509)
...و زعمتم ان لا حظوة لى ولا ارث من ابى ولا رحم بيننا؟
افخصكم الله بآية اخرج منها ابى ؟ ام تقولون : اهل ملتين لا يتوارثان ؟
اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة ؟
هان اى پسر ابى قحافه ! آيا اين در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من نبرم و حقوقم را مصادره كنيد؟ عجب زشت بدعتى آورده ايد؟
آيا دانسته و به عمد به كتاب خدا پشت كرده ايد يا نمى فهميد؟
و عجيب ژرف انديشانه و آينده نگرانه از فاجعه ها خبر داد و خروشيد كه : هان ! شما را چه شده است ؟
چگونه داورى مى كنيد؟
هشدار! هشدار! به جان خودم سوگند كه بذر فتنه ها پاشيده شد و فشار و تباهى ريشه دوانيد.انتظار بريد تا اين بذر شوم به ثمر نشيند و نتايج تباهى آشكار گردد.
از اين پس از پستان شتر خلافت و اسلام ، بجاى شير گوارا و شفابخش ، خون خواهد جوشيد و زهرى كشنده فوران خواهد كرد.و اين جاست كه باطل گرايان زيان خواهند كرد و آيندگان ثمره شوم كار پيشينيان را خواهند ديد و بر آنان لعن و نفرين خواهند فرستاد.
19- ساده زيستى و زندگى با روح و صفا
ساده زيستى و ساده پوشى و زندگى باروح و صفا سبك و سيره ريحانه پيامبر بوده و بر دورى گزينى از اسرافكارى و زندگى اسارت بار تجملى و اشرافى بسيار پا مى فشرد؛ چرا كه زندگى پرزرق و برق و تجملى و دست و پاگير، به جاى اينكه انسان را به نيك بختى و آزادى و آزادگى و آرامش خاطر و صفا برساند، او را به انواع كند و زنجيرهاى خرافى ، قيد و بندهاى بيهوده ، اسارت آداب و رسوم ابلهانه و احمقانه و به كمند آز و حرص براى رسيدن به تجملات مى كشاند.و او بانويى آزادانديش و آزادى خواه و آزادمنش و به راستى آزاد از دلبستگى هاى مادى و اسارت آور بود.
از سوى ديگر او موقعيت والا و جايگاه رفيع و پرشكوه و معنويت خود را مى شناخت و مى دانست كه وى دخت فرزانه پيامبر، همتا و همراز اميرمؤمنان ، مام گرانقدر امامان راستين ، و خودش يكى از رهبران و سمبل هاى واقعى انسانهاى مترقى و كمال جو و آزادمنش است ؛ از اين رو، اسارت در قيد و بندهاى مادى و ماديگرايى و زرق و برق براى او بسيار حقير است .
مگر نه اينكه خدا به پيامبرش پيام مى دهد كه همسران خويش را در انتخاب زر و زيور زندگى زودگذر و يا پارسايى ، ساده انديشى و آزادگى و ايمان به خدا و همراهى و همدلى با پيامبر آزاد گذارد تا هر كدام را خواستند برگزينند؟
و ريحانه پيامبر كه سالار و سرور زنان گيتى است ، خود با الهام از قرآن و پيامبر، راه خداپسندانه را بهتر و پيشتر از همگان بر مى گزيند، از همان آغازين سالهاى زندگى و از خانه پدر.
افزون بر اين ، او رمز آفرينش و راز خلقت زن و نمونه كامل انسانيت و الگو و سرمشق انسانهاى برتر و والاتر و آزاده تر، در همه ميدانهاى زندگى ، از آن جمله در قلمرو جامعه كوچك خانه و خانواده است .و درست در همين جهت در اين راه نيز پرچمدار ارزشهاست و پيشتازتر.
با اين بيان ، ريحانه پيامبر را نبايد تنها از ديد يك دختر و يا يك بانوى عادى نگريست كه دسترسى به زر و زيور و زندگى اشرافى و پرتجمل ندارد و يا از روى ناچارى و نادارى ساده زيستى و زندگى باروح و با صفا را بر مى گزيند؛ نه ، هرگز، بلكه بايد دانست كه او بدان دليل كه دخت شريف ترين ها و همراز و همتاى پارساترين ها و مام گرانمايه ارجمندترين سمبل هاى بشرى و خود نيز الگو و اسوه انسانهاست ، زندگى ساده و با صفا و با معنويت را در همه مراحل زندگى بر مى گزيند و بدين وسيله ، به همگان در همه ميدان ها درس ‍ مى دهد؛ براى نمونه :
1- سادگى و صفا در ازدواج
پيامبر نور هر چه در پذيرش خواستگاران سرشناس و نامدار دخت فرزانه اش سخت گرفت و به هر كدام از آنان بر اساس معيارهاى آسمانى خويش ، به تناسب خرد و سبك كارشان ، به گونه اى ((نه !)) گفت و حتى به سوى پاره اى كه بر اثر زنگارهاى جاهلى ، دارايى و امكانات گسترده را دليل شخصيت و ملاك لياقت مى پنداشتند، مشتى سنگريزه پاشيد(510)، همان پيشواى فرزانه هنگامى كه اميروالايى ها به خواستگارى دخترش آمد، ساده و با صفا خود به جاى او - كه چهره اش از شرم گلگون شده بود - سخن گفت و از سوى او فاطمه (عليها السلام ) خواستگارى كرد و آن گاه با شور و شادمانى بسيار رضايت ريحانه اش را به على (عليه السلام) نويد داد.
پس از اين مرحله نيز مراسم چندگانه تعيين ميزان مهريه ،
خريد بازار،
سبك تهيه جهيزيه ،
تشريفات مراسم و ميهمانى عروسى ،
- كه هنوز چند مشكل بزرگ و چند خوان رستم بر سر راه خانواده ها در موضوع ازدواج است - با رضايت قلبى فاطمه (عليها السلام ) به همان سادگى و صفا برگزار شد تا با اين گام عملى ، ازدواج برترين دختر گيتى با والاترين جوان از نسل آدم ، سرآغاز تحول مطلوب و مترقى و انسانى در سرنوشت زن گردد.
سنتهاى زشت و ظالمانه جاهلى در مورد زن را در هم شكند،
معيارهاى ارزشى اسلام را در چشم انداز عصرها و نسل ها قرار دهد،
و روح سادگى و صفا و معنويت و راستى حاكم بر اين پيوند، براى همگان سرمشق و الگو گردد، و نسل جوان دريابند كه ازدواج در نگرش پيامبر و خاندانش ، امضاى آگاهانه و آزادانه و عاشقانه پيمان زندگى مشترك از سوى دو انسان ، با حقوق و حرمت و مسئوليت متقابل است ، نه خريد و فروش ‍ كالا و يا به بند كشيدن يكديگر.
2- سادگى و صفا در خريد جهيزيه
شايد از همه عجيب تر و تفكرانگيزتر در اين مورد، سادگى و صفايى است كه در خريد عروسى و تهيه وسايل و لوازم زندگى براى دخت بهشت موج مى زند؛ چرا كه همه آنچه او با آن موقعيت رفيع و معنوى و اجتماعى و سياسى خود و خانواده اش به عنوان جهيزيه با خود مى برد، عبارت بود از:
يك پيراهن ،
يك روسرى بلند،
يك سرانداز،
يك تخت چوبى ،
يك پرده پشمى ،
يك فرش حصيرى ،
يك طشت مسى ،
يك كاسه بزرگ ،
يك آفتابه براى وضو،
يك سبوى سبز رنگ ،
يك بشقاب گلين ،
يك ظرف مخصوص آب ،
يك مشك چرمى ،
يك آسياى دستى ،
دو 