ز و مقدس و تاريخ ‌ساز سرچشمه مى گيرد.
با اين بيان ، چگونه مى توان پذيرفت كه يك رهبر و نمونه و الگوى راستين جامعه يا يك برنامه مترقى و آسمانى براى زندگى انسانها مى تواند اين حس ‍ اصيل انسانى را در روح خويش ناديده انگاشته و بدون توجه به پيامدهاى عدم ظهور و تربيت و شكوفايى درست آن ، به جاى رهبرى و پرورش و به گل و ميوه و خلاقيت و ابتكار نشاندنش ، در نابودى آن بكوشد؟!
به راستى آيا اين شيوه با شخصيت والا و فطرى بودن راه و رسم ريحانه پيامبر سازگار و درخور تداوم و الگوگيرى است ؟
ريحانه پيامبر و حس زيبا پسندى
در بينش انديشمندانه و سيره انسانى و مترقى ريحانه پيامبر، حس زيبايى و زيبا پسندى بسان ديگر كشش هاى طبيعى و انسانى به رسميت شناخته شده و همان گونه كه براى حمايت از تمايلات انسانى و تربيت و تعديل و رهبرى شايسته آنها تدابيرى دقيق و انسانى انديشيده شده ، براى پاسخ به ارضاى حس زيباپسندى و جمال خواهى و رهبرى و پرورش درست آن نيز بهترين برنامه ارائه گرديده است ، و اگر اين بانوى متفكر و ديگر پيشوايان راستين اسلام را آموزگاران و پرچمداران زيباپسندى و زيبايى خواهى و هنر مترقى عنوان دهيم ، چيزى جز حقيقت نگفته ايم ؛
چرا كه آنان با شناخت عميق زيبايى هاى گوناگون و منظره هاى دل انگيز كران تا كران هستى و احساس ژرف آنها، همه انسانها، به ويژه نويسندگان توانا و خوش ذوق ،
گويندگان با سليقه و سنجيده گو،
هنرمندان هدفدار و نيك انديش ،
فرهنگيان نكته سنج و نكته پرداز،
نقاشان چيره دست و خلاق ،
سرايندگان پرشور و شعور،
رسانه هاى دانشور و با فرهنگ ،
و تمامى روشنفكران و صاحبان ذوق ،
قريحه و عواطف لطيف و ظريف بشرى را به سوى اين زيبايى ها و ظرافت ها و سرچشمه و آفريدگار آنها توجه داده و در قالب دل انگيزترين سخنان و زيباترين شعر و نثر، حس زيبايى و زيباپسندى و جمال دوستى و كمال خواهى آنان را برانگيخته و به سوى هدف هاى والا رهبرى نموده و به آنها پاسخ داده و آنها را پرورده و شكوفا ساخته اند.
آيا مى توان اين آيه شريفه را جز در توجه دادن به زيبايى هاى آسمان و جز در راه شكوفا ساختن و به گل نشاندن اين حس تاريخ ‌ساز و شناخت آفريدگار زيبايى ها، ارزيابى كرد كه مى فرمايد:
افلم ينظروا الى السماء فوقهم كيف بنيناها و زيناها(516)
((پس آيا به آسمان بالاى سرشان ننگريسته اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده ايم ؟))
و نيز اين آيه را كه مى فرمايد:
ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح (517)
((و به يقين ، ما آسمان دنيا را با چراغ هايى زيبا زينت داديم .))
و اين آيه را كه مى فرمايد:
ولقد جعلنا فى السماء بروجا و زيناها للناظرين (518)
((و به يقين ، ما در آسمان برج هايى قرار داديم و آن را براى تماشاگران جست جوگر و متفكر آراستيم .))
و اين بيان برانگيزاننده پيامبر را كه فرمود:
عليكم بالوجوه الملاح و الحدق السود(519)
بر شما باد كه با خوبرويان نمكين سيما و مشكين چشم معاشرت نماييد.
و فرمود:
اطلبوا الخير عند حسان الوجوه (520)
((خوبى و نيكى را نزد زيبارويان و نيكوسيرتان بجوييد.))
و فرمود:
افضل نساء امتى اصبحهن وجها و...(521)
((برترين زنان امت من آنانى هستند كه سيما و رفتارشان زيباتر و مهريه آنان كمتر است .))
و اين سخن اميرمؤمنان را كه فرمود:
حسن وجه المؤمن عناية الله به ...
((زيبايى چهره و سيماى انسان با ايمان نشانگر عنايت خدا به اوست .))
و اين بيان يازدهمين امام نور را كه فرمود:
حسن الصورة جمال ظاهر و حسن العقل جمال باطن .(522)
زيبايى چهره انسان ، جمال و شكوه ظاهرى اوست و جمال و نيكويى خرد و انديشه ، سرمايه آراستگى باطنى و درونى او.
نمونه آراستگى و برازندگى
افزون بر توجه دادن به منظره هاى دلپذير طبيعت ، زيبايى هاى مصنوعى و تجمل و خودآرايى نيز بسان زيبادوستى و زيباپسندى ، مورد توجه قرآن و اسلام است و خود پيشوايان راستين دين ، از آن جمله ريحانه پرشكوه و پرواپيشه پيامبر، خود نمونه آراستگى و برازندگى بود و در زندگى سرشار از ظرافت و لطافت و قداست خويش به پيروانشان نشان داد كه در پاسخ به ارضاى اين حس تاريخ ‌ساز و رهبرى درست و معتدل و بدون افراط و تفريط آن ، بايد موهبت زيبايى را گرامى داشت و آن را با آراستگى اخلاقى و انسانى و نجابت و عفاف ، زيباتر ساخت .
بايد به بهداشت و پاكيزگى بدن ، مسواك دندان و بهداشت دهان ، آراسته ساختن مو و رو و پوشيدن لباس مرتب ، بهره ورى از مركب خوب ، روغن زدن مو، رنگ كردن آن ، عطرآگين ساختن خويشتن و به زيباسازى خانه و محيط زندگى و شهر و ديار بها داد؛ چرا كه اينها از نشانه هاى ايمان و پروا و بندگى آگاهانه و عاشقانه آفريدگار زيبايى ها و از راه تقرب به بارگاه او و تخلق به اخلاق انسانى و الهى است .
مگر نه اينكه قرآن به تجمل و خودآرايى فرمان مى دهد و مى فرمايد:
يا بنى آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد(523)
((هان اى فرزندان آدم ! جامه و زينت خود را در هر نماز و عبادتى برگيريد!))
و در نكوهش عناصر و جريان هاى خمود و گريزان از زيبايى و برازندگى مى فرمايد:
قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده ...(524)
((هان اى پيامبر! بگو: زينت ها و زيبايى هايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده است ، و نيز رزق و روزيهاى پاكيزه را، چه كسى بر آنها حرام گردانيده است ؟))
مگر نه اينكه پيامبر گرامى به يكى از همسران خويش كه از آراستگى و برازندگى و بها دادن آن حضرت به اين موضوع شگفت زده شده بود فرمود: ((خداوند دوست مى دارد، هنگامى كه بنده با ايمانش به سوى برادران دينى و همنوعان خويش مى رود، آراسته و برازنده بر آنها وارد مى شود.)) ان الله يحب اذا خرج عبده المؤمن الى اخيه ...(525)
و مگر دومين امام نور نبود كه وقتى براى نماز و نيايش با خدا آماده مى شد، بهترين و باشكوهترين لباس خويش را مى پوشيد و خود را از هميشه آراسته تر مى ساخت .
كان الحسن (عليه السلام) اذا قام الى الصلوة لبس اجود يثابه و يقول : ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول : خذوا زينتكم عند كل مسجد.(526)
((خداى فرزانه ، زيباست و زيبايى را دوست مى دارد به همين جهت من براى راز و نياز با پروردگارم لباس زيباى خويش را مى پوشم چرا كه او دستور داده است كه : به هنگام رفتن به مسجد و پرستشگاه ، زينت و زيور خود را برگيريد و آراسته و پاكيزه باشيد!))
و مگر ششمين امام نور در انگيزش به تجمل و خودآرايى و برانگيختن همگان براى زيباسازى درون و برون نفرمود:
ان الله جميل و يحب الجمال و يحب ان يرى اثر النعمة على عبده .(527)
((به يقين ، خداى فرزانه زيباست و زيبايى را دوست مى دارد و نيز دوست مى دارد كه نعمت زيبايى را كه بر بنده اش ارزانى داشته است ، در او بنگرد.))
و مگر در تشويق به خودآرايى و تجمل نفرمود:
اختضبوا فانه يزيد فى شبابكم و جمالكم .
((خضاب كنيد كه بر جوانى و زيبايى شما مى افزايد.))(528)
اگر چنين است ، پس چرا برخى از مدعيان اسلام و ايمان با اين كه دل هايشان آكنده از عشق به پيشوايان نور، از جمله ريحانه پيامبر است ، او را نمى شناسند و با سيماى نورافشان و ب