ستاس كيست چرخ جهان ؟ اين غريب كيست
این دست های کیست که لبریز پینه است؟
آیینه ای که عطر بهشت مدینه بود
نامش هنوز شعله ی سینای سینه است
اي وسعت بهشت ، جهان بی تو دوزخ است
دنيا چقدر مزرعه ي كفر و كينه است
این گونه گنج در صدف هر خزانه نیست
گنجي ست در خزانه اگر اين خزينه است
دريا علي (ع) ست گوهر يكدانه اش تویی
در موج حادثات - حسينت سفينه است
با هر حماسه داغ پدر را سرشته ای
هجده كتاب درد علي (ع) را نوشته اي
زیبایی مدینه به غیر از بتول نيست
بي مهر او نماز دو عالم  قبول نيست
می پرسم از شما که رسولان غیرتید
زهرا (س) مگر خلاصه ي جان رسول نيست ؟
گيرم ولايت علي (ع)  از ياد برده ايد
آيا غدير و دست محمد (ص) قبول نيست ؟
آخر اصول عشق مگر چيست جز ولا ؟
آيا مگر حديث ولا از اصول نيست ؟
مهر علي (ع) ست روزي هر روز  مهر و ماه
وقتي چراغ ، فاطمه (س) باشد ، افول نيست
جبریل را به مرقد مولاي عاشقان
بي رخصتش هر آينه ، اذن دخول نيست
الله اكبر از تو كه الله اكبري
اي مادرپدر كه پدر را تومادري
زهراترین شکوفه ی گلخانه ی رسول
با نام تو مدینه مدینه ست یا بتول
ای  مردمی که زایر راز مدینه اید         
آه اي مجاوران حرم حج تان قبول
اينجا كنار حجره ي پيغمبر خدا
آيينه خانه اي ست پر از تابش اصول
آيينه اي كه ماه در آن مي كشد نفس
آيينه اي كه مهر در آن مي كند حلول
 دربین ماه های خدا چون تو ماه نیست 
ای بین فصل هاي خدا بهترين فصول
اينجا نماز خانه ي مولا و فاطمه (س) ست
اينجاست خانه ي علي (ع) و خانه ي رسول
زهرا شدی که نام علی (ع) را علم کنی
پنهان شدی که هر دو جهان را حرم کنی
يك عمر بود با غم و غربت قرین علي (ع)
آن قصه ي حسين و حسن بود و اين علي (ع)
وقتی ابوتراب شدی خاک پاک شد
 تا زد به خاک بندگی او جبين علي (ع)
درخانقاه نوري و در كعبه چلچراغ
بر خاتم رسول رسولان نگين علي (ع)
آيينه اي برابر انسان و كائنات
آيين عشق و آينه ي راستين علي (ع)
شمشير حق كه چرخ زنان است و خطبه خوان
دست خداست بر شده از آستين علي (ع)
زهرا(س) نداشت بعد پدر جز علي (ع) كسي
احمد(ص) نداشت جز تو کسی همنشين ، علي(ع) !
اندوه بی شمار مرا ديده اي ، بيا
انسان روزگار مرا هم ببین ، علی (ع)!
دنیا چقدر تشنه ی نام  زلال توست
هر ماه ماه آینه هر سال سال توست
شب گريه های غربت مادر تمام شد
زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد
امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال
سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد
طفلان تشنه هروله در اشک می کنند
ایام تشنه کامی مادر تمام شد
آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)
چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد
تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد
محراب خون گريست كه منبر تمام شد
زاینده است چشمه ی زهرایی رسول
باور مكن که سوره ی کوثرتمام  شد
باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است
باور مکن حماسه ي حیدر تمام شد؟
زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود
زینب (س) نبود و واقعه ي کربلا نبود
شب آمده ست گريه كنان بر مزار تو         
دریا شکست موج زنان در کنارتو
بعد از تو چله چله علي (ع) خطبه خواند و سوخت
چرخيد ذوالفقار علي (ع) در مدارتو
زينب (س) كجاست ؟ همسفر خطبه های خون
دنيا چه كرد بعد تو با  يادگار تو
باران نيزه ، نعش غريبانه ي حسن (ع)
آن روزگار زينب (س) و اين روزگار تو
گل داد روي نيزه ، سرتشنه ی حسين (ع)
تا شام و كوفه رفت دل داغدار تو
تو سوگوار زينب (س)  و زينب (س)غريب شام    
تو سوگوار زينب (س)  و او سوگوار تو
بعد از تو سهم آينه  درد و دريغ شد
دست نوازشي كه كشيدند تيغ شد
اي ناخداي كشتي درد - اي خداي درد
تنها تويي كه آمده اي پا به پاي درد
زين پيش درد و داغي اگر بود با تو بود
درد آشناي داغي و داغ آشناي درد
زان شب كه غرق خطبه ي چشم تو شد علي (ع)
مانند رعد مي شكند با صداي درد
شعر تو را چگونه بخوانم كه نشكنم؟
آخر بگو كه قصه كنم از كجاي درد ؟
اي قطعه ي بهشت ، غزلگريه ي زمين
با چشم خود سرود تو را هاي هاي درد
مگذار مردگان شب عافیت شویم
ما را ببر به آینه ی کربلای درد
تو آبروي داغي  و تو آبروي اشک
تو ابتداي دردی و تو انتهاي درد
یوسف اگر برای پدر درد آفرید
زهرا (س) شكست و درد پدر را به جان خرید
ای سرپناه عارف و عامی نگاه تو
آتش گرفت خیمه ی گردون ز آه تو
آیا چه بود قسمت تو غير درد و درد  
آیا چه بود غیر محبت گناه تو
ساقي علی (ع) ست - كوثر جوشان حق تويي
ما تشنه ايم تشنه ي لطف نگاه تو
در چشم من  تمام زمین سنگ قبر توست
گردون کجا و مرقد بی بارگاه تو
 در کربلای چند شهید غمت شدیم
سربندهای فاطمه(س) بود و سپاه تو
 از خانه ی تو می گذرد راه مستقیم
 را هي نمانده است به حق - غير راه تو
دنيا اگرغدير تو را خم نكرده است
روح مدینه  رد  تو را گم نكرده است
 
سروده عليرضا قزوه<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1234.txt">زهرا اگر نبود</a><a class="text" href="w:text:1235.txt">اي همسرم مرو</a><a class="text" href="w:text:1236.txt">نیمه دیگر</a><a class="text" href="w:text:1237.txt">خاکستر</a><a class="text" href="w:text:1238.txt">امتحان همینه</a><a class="text" href="w:text:1239.txt">شام عزا</a><a class="text" href="w:text:1240.txt">دخترم</a><a class="text" href="w:text:1241.txt">مهدی جان</a><a class="text" href="w:text:1242.txt">نرومادر </a><a class="text" href="w:text:1243.txt">درد دلی با بقیع</a></body></html>زهرا اگر نبود


زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت 


جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت 


زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت 


فرموده اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت 


محشر بدون مهریه ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت 


حتی بهشت با همه نهرهای خود

چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت 


دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت

علی اکبر لطیفیاناي همسرم مرو

اي آفتاب روشنم اي همسرم مرو

اينگونه از مقابل چشم ترم مرو 


با تو تمام زندگيم بوي سيب داشت

اي ميوه بهشتي پيغمبرم مرو 


جان مرا بگير خدا حافظي مكن

از روبروي ديده ي نا با ورم مرو 


تا قول ماندن از تو نگيرم نمي روم

اي سايه بلند سرم. از سرم مرو 


لطف شب عروسي دختر به مادر است

پس لااقل به خاطر اين دخترم مرو
علی اکبر لطیفیاننیمه دیگر

آهسته می شوید یگانه همسرش را

با آب زمزم آیه های کوثرش را 


آهسته می شوید غریب شهر یثرب

پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را 


تنها کنار نیمه های پیکر خود

می شوید امشب نیمه های دیگرش را 


آهسته می شوید مبادا خون بیاید

آن یادگاریهای دیوار و درش را 


پی می برد آن دستهای مهربانش

بی گوشواره بودن نیلوفرش را 


می گرید اما باز مخفی می نماید

با آستینی بغضهای حنجرش را 


در خانه ی او پهلوی زهرا ورم کرد

حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را 


با گریه های دخترانه زینب آمد

بوسد کبودی های روی مادرش را 


بر شانه های آفتابی اش گرفته

مهتاب هجده ساله ییغمبرش را 


دور از نگاه آسمانها دفن می کرد

در سرزمین های سئوالی همسرش را

علی اکبر لطیفیانخاکستر

وقتش شده نگاه به دور و برت کنی

فکری برای این همه خاکسترت کنی

عذر مرا ببخش، دوایی نداشتم

تا مرهم کبودی چشم ترت کنی

امشب خودم 